![]() |
|
|||||||||||
|
تاریخ درج مقاله -1389:03:26
! به مناسبت سال روزهفده ژوئن،اثبات قدرت مقاومت مردم آزاده ی ایران |
||
| میترا پورفرزانه | ||
! به مناسبت سال روزهفده ژوئن،اثبات قدرت مقاومت مردم آزاده ی ایران
دستهایی شوم هرچه را می دید رنگ می زد رنگ خاکستری رنگ دلتنگی نشستم، یک شکم سیر گریه کردم برای خودم برای تو که مخاطبانمان کور و کر بودند و فردا همصدا با یارانم در مقابل دلّال خانه های بی قانون ایستادم و قانون را فریاد کردم وفردا نیز وفردای دیگر لحظه،آهسته و آهسته تر همچون تابوت جوان از رفتن سرباز می زد جغد یأس، چون هاله ی شیطانی به گرد سرم در پرواز ذهنم با اگرهای بی جواب درگیر آن سوی حادثه سرزمینم زندانی هزارتو اشباع شده از جوانان خمیده ی پیر و لاشه های مچاله با مهر شکنجه گاه های مدرنه و رسمی دستان گشاینده ات را انتظار می کشید دیدنت رؤیایی زمان ایستاده بود که پای، درقیرشب گرفتار خورشید رویت،در سیّاره ی شبکوران زندانی :نگاه کاروانیان با صد زبان پرسان کی بازمیگردد قافله سالار ،و سکوتی گنگ تنها پاسخ بود خواستم باور کنم مرگ آرزوها را و برزندگینامه اش ،بگذارم نقطه ی پایان و ایمان بیاورم بر ماندگاری سکون بر قانونمندی قبرستان و بنشانم مردار متعفّنم را درصف دراز تسلیم شدگان و با دست خود بکنم برای مرده ی خود گور امّا تو به لطافت شبنم به زلالی چشمه به پاکی باران متبلور شدی در بلور اشک هایم و مرا به جشن دوباره ی آغاز میهمان کردی خواستم عادت دهم دل را به هر چه باداباد و در برابر دشنه های خیانت که فرود می آمد از هر سو تن دهم به وادادن !به کرخ شدن و زخمی را با زخم دیگر مرهم نهادن خواستم باور کنم سکوت تسکین است و دارو و حقیرانه پنهان شوم در پستوی تاریک ترس ،امّا تو با تصویر دهان های باز و سیل مذاب خشم مرا به فتح باستیل به رنسانسی دیگر به گسستن زنجیر در سرزمین ولتر،سارتر آزاده مردان روزگار بردی تو مرا در رمضان عشق و ازدحام غریب کوچه ی دوست از میان یاران لب فروبسته ز خوردن وآشامیدن تا ظهور ماه نو صبورانه گرداندی خواستم انکار کنم ایثار و فدا را امّا، تو در پرواز ققنوس های در آتش " ندا و صدّیقه " مرا در هرم ندامت سوزاندی خواستم چو سالکان ریایی راه را نیمه گذارم امّا هدهد، خوش خبر آورد شوق در سلّول های تنم ریخت اشک غبار آینه ام شست و دگر بار راه مانده مرا خواند نسیم با عطر توآمیخت بر کوه یأس آفتاب تو تابید خواستم در طلیعه ی رویت نماز شکر گزارم و از آنچه بر ما رفت با سوز دل غزلی بسرایم امّا، درحضور از بیم زوال لحظه های ناب تماشا ای گل مریم ای معطّر از تو بهارم هیچ نسرودم لب نگشادم میترا پورفرزانه |
||
![]() ارسال به فیس بوک |
||
| Aftabkaran. All rights reserved |