![]() |
|
|||||||||||
|
تاریخ درج مقاله -1389:03:23
نقد و بررسی : سر مقاله ی روزی نامه حکومتی جمهوری اسلامی " سياست هوشمندانه " |
||
| هوشنگ - بهداد | ||
|
دروغ نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی یکشنبه 23 خرداد ماه سال 1389 " باانتقاد از آمریکا و سرائیل و اروپا و روسیه و چین و سازمان ملل و به خصوص از قطعنامه اخیر شورای امنیتی سازمان ملل دفاع از غنی سازی اورانیوم پروژه ی هسته ای شده تا ثابت گردد هدف دسترسی به سلاح هسته ای می باشد " اگر طبق تحلیل سرمقاله نویس آمریکا و اسرائیل یک رو ح در دو بدن است که در عرصه بین المللی که معمای چند وجهی نامیده شده بطور همسان توسط پنتاگون حرکت و اقدام می کنند چگونه است که سران و مسئولان رژیم ضد بشری مدعی دشمن آمریکا و خواهان نا بود کردن اسرائیل درست همگام با همین سیاست های این دو کشور حرکت و تصمیم گیری و اقدام می کنند؟! زیرا که چرا از یک سو که رهبر لوطی جماران و سایر مسئولان و نهاد ها بطور همگام و مشترک فریاد مرگ بر آمریکا سر می دهند. معلوم نیست که چرا از طرف دیگر از طریق لابی و دلال و واسطه های دو طرف زد و بند های پشت پرده با این دشمن شیطان بزرگ ادامه دارد ؟ بطور مثال هوشنگ امیر احمدی کیست و مقیم چه کشوری می باشد و از سوی چه مقامی و برای چه چپ و راست وی به ایران فراخوانده می شودتا حامل انتقال پیام های دو طرفه باشد؟ یا اینکه چرا زمانی که پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس جمهور کودتائی تا مشروع تهدید به نا بودی اسرائیل می کند تا از این طریق موجب فریب و گول زدن توده های نا آگاه عرب به خصوص حامیان حماس شود و وانمود کند که گویا وی حامی و مدافع حق و حقوق فلسطینیان است ونه اینکه هدف تلاش و توطئه برای نفوذ و بحران آفرینی و جنگ افروزی از طریق حماس در منطقه است تا که ناامن و بی ثبات گردد تا هر چه فرصت برای جای پای پاسداران جنگ افروز در منطقه خاور میانه باز شود و ضمن اینکه سبب گسترده شدن حاشه ی امنیتی و انتقال جنگ با دشمن از درون به برون مرز می گردد، بلکه فضای مانور تبلیغاتی و دفاع برای اهداف هسته فراهم می شود و می توان با گروگان گرفتن مردم فلسطین سیاست دشمنی با روند مذاکرات صلح خاور میانه چاشنی سیاست باجگیری شود و مکمل شرایط مذاکرات هسته ای با غرب گردد که در راستای پیگیری سیاست وقت کشی کردن در بستر تلاش دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . مهمتر اینکه برای چه وقتی این سیاست نا بود باد اسرائیل دنبال می شود نا گهان همزمان شاهد می باشیم که رئیس دفتر رئیس جمهور نامشروع و تحمیلی رحیم مشروع خواب نما می شود و اعلام می کند که عاشق مردم آمریکا و اسرائیل است؟ ضمن اینکه دیگر انکار کردنی نمی باشد که چگونه موضوع هسته ای تبدیل به مسئله ی اصلی داخلی و خارجی سران رژیم ضد بشری و کودتائی حاکم بر ایران شده است. آنگونه که جایگزین رسمی فرار از پاسخگوئی مسئولان کشور به مطالبات انباشت و پرداخت نا شده ی مردم ایران شده است . عجیب تر اینکه چرا سر مقاله نویس با فرافکنی کردن و صورت مسئله پاک کردن بدون آنکه اشاره ای به نقش اساسی سران رژیم ضد بشری و مسئولین پیگیر هسته ای کند که گذشته از تلاش و اقدامات صدور تروریسم و بحران و ارتجاع و ترویسم به برون مرز و مداخله گری که در امور داخلی کشور های همجوار و منطقه به خصوص عراق و فلسطین و لبنان می شود ؟همچنین بی توجه به نقش برجسته ی تشنج و بحران آفرینی که پیگیری پروژه ی هسته ای در داخل کشور و منطقه ایجاد نموده است و در سطح بین المللی موجب تصویب 4 قطعنامه ی تحریم اقتصادی شده است که حاصل آن رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی در جامعه می باشد . بعلاوه موجب افزایش 4 برابری واردات نسبت به صادرات شده است تا جائی که همین روزی نامه حکومتی در ستون جهت اطلاع امروز خود گزارش داده است که گوسفند های چینی هم وارد کشور در زاهدان شده است که چون هورمونی هستند کم دنبه و اندازه ی گوساله می باشند . از سوی دیگر موج روز افزون مخابره شدن خبرهای مربوط به تعطیل شدن کار خانه ها و واحد های تولیدی شده و رشد بیکاری کار گران هم روزانه گزارش می شود . ولی سر مقاله نویس بدون توجه به اینگونه مسائل داخلی در تشریح مهندسی بقول خودش معمای 5 ضلعی و صدور قطعنامه های تحریم اقتصادی هسته ای را دنبال کرده است. صد البته در دفاع از آن با ادعای طرح خود کفائی این پروژه و با اعتراف کردن نقش مداخله گرایانه در امور داخلی عراق و افغانستان ولبنان و فلسطین و مانور تبلیغاتی دادن با دو جنگ 33 و 22 روزه حزب الله لبنان وحماس با اسرائیل اینگونه به اصطلاح موشکافانه تحلیل و مانور تبلیغاتی در دفاع از پروژهی هسته ای داده است: در تشريح نظام مهندسي اين معماي پنج ضلعي بايد گفت يك ضلع آنرا مسائل داخلي آمريكا و بحرانهاي رژيم صهيونيستي به خود اختصاص داده، ضلع ديگر آن، اشغال فلسطين و انتفاضه ملت مظلوم فلسطين است، ضلع سوم اين معما مقاومت اسلامي لبنان، ضلع چهارم آن نيز باتلاق عراق و ضلع نهايي آن چاه ويل افغانستان است. در دو دهه گذشته، آمريكا و رژيم صهيونيستي به عنوان دو "همزاد" و "همراه" در ميان اضلاع چنين معماي پيچيدهاي در تلاطم بودهاند و هيچگاه وضعيت تثبيت شده و دلخواهي را تجربه نكردهاند. از چهار سال پيش كه نخستين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل به سردمداري آمريكا عليه فعاليت هستهاي ايران به تصويب رسيد تا هفته گذشته كه چهارمين قطعنامه تحريم عليه ايران صادر شد، اگر نگاهي موشكافانه به رويدادها و وضعيت بانيان قطعنامه بيندازيم، اين نكته واضح از دل واقعه بيرون ميآيد كه در اين ظرف زماني، آمريكا، اسرائيل و به طور كلي استكبار در بدترين شرايط در اضلاع اين معماي پنج ضلعي قرار داشته و چون جمهوري اسلامي ايران را هسته مقاومت و بيداري اسلامي دانسته و آنرا در مركز بسياري از تحولات سياسي جهان معاصر مشاهده كرده و تهديدات فرآروي خود را در خود آگاهي ملتها ميديدند، لذا با حقوق هستهاي ايران در رسيدن به خودكفايي و دستيابي به چرخه فناوري مخالفت كرده و به اينگونه يكي از اولويتهاي ملت ايران را در شكستن قدرت علمي و سلطه سياسي ابرقدرتها نشانه رفتند.كيست كه از بحرانهاي فزاينده رژيم صهيونيستي مطلع نباشد؟ جنگ 33 روزه لبنان و تجاوز 22 روزه به غزه نشان داد، رژيم صهيونيستي برخلاف گذشته اكنون اگر تجاوزي را آغاز كند، ديگر قدرت خاتمه دادن به آن را ندارد و آتش اين جنگها سرانجام دامن مقامات رژيم صهيونيستي را در تل آويو خواهد گرفت. امروزه مقاومت اسلامي لبنان و انتفاضه فلسطين از آنچنان اقتداري برخوردار هستند كه معادله سياسي و نظامي خاورميانه را به نفع ملتها برهم زده، طرحهاي سازش آمريكايي را نقش بر آب كرده و نقشه آمريكا را براي بستن پرونده فلسطين عقيم ساختهاند. در مسأله عراق و افغانستان نيز آمريكا بيش از پيش در باتلاقي كه خود آنرا ايجاد كرده، فرو افتاده و عليرغم هزينه كردن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان آمريكايي در امور نظامي كه ميتوانست در بهبود وضعيت بحران زده اقتصادي واشنگتن بكار آيد، همچنان روزهاي تاريك و مبهمي را سپري ميكند" در خاتمه اینکه ضمن اثبات این واقعیت که اهداف پروژه ی هسته ای نه صلح آمیز که دقیقاً دارای اهداف نظامی می باشد که باید هر طوری شده در هر شرایط و هر فشاری و تصویب هر قطعنامه ای این هدف به پیش برده شود . ولی سر مقاله نویس برای منحرف کردن اذهان عمومی از موضع فرار به جلو و طلبکاری کردن دیگران از جمله طرف هاي غربي را فاقد تعادل رفتاري دانسته و متهم شان کرده که پس از صدور قطعنامه 1929 سياست تقابل با رژیم ضد بشری حاکم بر ايران را اینان پیش گرفته و دنبال کرده اند . همچنین مدعی شده که تصويب قطعنامه تحريم نه تنها موفقيتي براي اوباما محسوب نميشود بلكه نشان دهنده تزلزل او در صحنه سياست خارجي به ويژه سرپوشي براي شكستهايش در خاورميانه ميباشد . همینطور افزوده که شوراي امنيت سازمان ملل با تبعيت بي چون و چرا از سياست هاي آمريكا نشان داد ه است كه بزرگ ترين نهاد بينالمللي در عين حال غيردمكراتيك ترين و بي خاصيت ترين سازمان جهاني نيز هست چونکه اگر هنوز اعتبار ی سازمان ملل داشت با با طرفداري اين شورا از نظام سلطه و صدور قطعنامههاي سياسي این اعتباراز دست داده است. جالب تر اینکه سرمقله نویس هیچگونه اشاره ای به سیاست های باج دادن های بس کلان به چین و روسیه نکرده است که چگونه چندین سال در مسیر سیاست وقت کشی از موضع سیاست موش و گربه بازی این دو کشور در عدم اجماع استفاده شد. و لی اکنون مدعی شده است که چين و روسيه پس از طي روند بده بستان هاي سياسي، راي خود را در شوراي امنيت در اختيار آمريكا قرار داده و در كنار واشنگتن قرار گرفتند و حتي نتوانستند استقلال راي خود را همپايه كشور كوچكي مثل لبنان به نمايش بگذارند و تهدید شان کرده است که لذا از اين پس نيز بايد آماده باشند تا مسئوليت رفتارهاي خود را بپذيرند. زیرا که باید بدانند که صدور اين قطعنامه نه تنها فعاليت هستهاي ر ژیم ضد بشری کودتائی نامشروع ايران را متوقف نخواهد كرد و نه باعث ترديد ها در ادامه غني سازي نخواهد شد ،بلكه باعث ميشود كارشناسان هسته ای با جديت بيشتر به سمت خوداتكايي كامل حركت كنند. در نهایت در پایان خطاب به مسئولان ژیم ضد بشری کودتائی نا مشروع توصیه کرده است که می بایست در واكنش به توطئه همه جانبه آمريكا كه تحت پوشش قطعنامه تحريم شوراي امنيت جلوه گر شده است اقدامات عملي بايد بر سياستي هوشمندانه، عملي و غيراحساسي متكي باشد یعنی تأکید نموده است که بایستی طوری باشد که مانع از خط تقابل با واشنگتن نگردد و آنگونه باشد که نه اینکه خنثی کننده ی حركت اجماعي و جهاني آمریکا در جهت توقف غنی سازی ا ورانیوم باشد ، بلکه می بایست که تقویت کننده ی این اقدام غنی سازی اورانیوم باشد که به وضوح بازهم اثبات می گردد که هدف تلاش همه جانبه برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . هوشنگ - بهداد http://www.jomhourieslami.com/1389/13890323/13890323_01_jomhori_islami_sar_magaleh_0001.html دروغ نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی یکشنبه 23 خرداد ماه سال 1389 سياست هوشمندانه بسم الله الرحمن الرحيم آمريكا و رژيم صهيونيستي به عنوان يك روح در دو بدن و به مثابه دو بازيگر همسان در عرصه بينالمللي با يك معماي پنج ضلعي ساخته شده توسط پنتاگون مواجه هستند. تجربه سالهاي اخير نشان داده هرگاه حل اين معادله چند وجهي براي آنها دشوار شده و به كلافي سردرگم تبديل گرديده، بر آتش كوره پرونده هستهاي ايران بيشتر دميده شده و يك قطعنامه از دل شوراي امنيت سازمان ملل كه سالهاي سال آبستن خباثتهاي آمريكاست، بيرون آمده است. در تشريح نظام مهندسي اين معماي پنج ضلعي بايد گفت يك ضلع آنرا مسائل داخلي آمريكا و بحرانهاي رژيم صهيونيستي به خود اختصاص داده، ضلع ديگر آن، اشغال فلسطين و انتفاضه ملت مظلوم فلسطين است، ضلع سوم اين معما مقاومت اسلامي لبنان، ضلع چهارم آن نيز باتلاق عراق و ضلع نهايي آن چاه ويل افغانستان است. در دو دهه گذشته، آمريكا و رژيم صهيونيستي به عنوان دو "همزاد" و "همراه" در ميان اضلاع چنين معماي پيچيدهاي در تلاطم بودهاند و هيچگاه وضعيت تثبيت شده و دلخواهي را تجربه نكردهاند. از چهار سال پيش كه نخستين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل به سردمداري آمريكا عليه فعاليت هستهاي ايران به تصويب رسيد تا هفته گذشته كه چهارمين قطعنامه تحريم عليه ايران صادر شد، اگر نگاهي موشكافانه به رويدادها و وضعيت بانيان قطعنامه بيندازيم، اين نكته واضح از دل واقعه بيرون ميآيد كه در اين ظرف زماني، آمريكا، اسرائيل و به طور كلي استكبار در بدترين شرايط در اضلاع اين معماي پنج ضلعي قرار داشته و چون جمهوري اسلامي ايران را هسته مقاومت و بيداري اسلامي دانسته و آنرا در مركز بسياري از تحولات سياسي جهان معاصر مشاهده كرده و تهديدات فرآروي خود را در خود آگاهي ملتها ميديدند، لذا با حقوق هستهاي ايران در رسيدن به خودكفايي و دستيابي به چرخه فناوري مخالفت كرده و به اينگونه يكي از اولويتهاي ملت ايران را در شكستن قدرت علمي و سلطه سياسي ابرقدرتها نشانه رفتند. آمريكا روز چهارشنبه با صدور قطعنامه شماره 1929 در شوراي امنيت، كه با دو راي مخالف، يك راي ممتنع و 12 راي مثبت و بدون دستيابي به اجماع به تصويب رسيد، بيش از آنكه توانسته باشد مانور قدرتي را عليه جمهوري اسلامي ايران به راه بيندازد، بر اين واقعيت مسلم و گريزناپذير صحه گذاشت كه در همه اضلاع پنجگانه معادلهاي كه خود، و زايده نامشروعش يعني رژيم صهيونيستي در آن محصور هستند، به افلاس و درماندگي رسيده است. كيست كه نداند آمريكا پس از روي كار آمدن اوباما و ارائه شعار "تغييرِ"، همچنان با فهرست فراواني از بحرانهاي مالي، اقتصادي، مديريتي، محيط زيستي، سياسي و... روبرو است؛ آمريكايي كه همواره با بحران آفريني در هزاران كيلومتر دورتر از مرزهاي خود، به مديريت بحران ميپرداخت و همواره از گزند بحرانها دور مانده بود، اكنون در معرض مستقيم بحرانهاي جدي قرار گرفته و مديريت حل بحرانهاي خارجي را نيز از دست داده است. كيست كه از بحرانهاي فزاينده رژيم صهيونيستي مطلع نباشد؟ جنگ 33 روزه لبنان و تجاوز 22 روزه به غزه نشان داد، رژيم صهيونيستي برخلاف گذشته اكنون اگر تجاوزي را آغاز كند، ديگر قدرت خاتمه دادن به آن را ندارد و آتش اين جنگها سرانجام دامن مقامات رژيم صهيونيستي را در تل آويو خواهد گرفت. امروزه مقاومت اسلامي لبنان و انتفاضه فلسطين از آنچنان اقتداري برخوردار هستند كه معادله سياسي و نظامي خاورميانه را به نفع ملتها برهم زده، طرحهاي سازش آمريكايي را نقش بر آب كرده و نقشه آمريكا را براي بستن پرونده فلسطين عقيم ساختهاند. در مسأله عراق و افغانستان نيز آمريكا بيش از پيش در باتلاقي كه خود آنرا ايجاد كرده، فرو افتاده و عليرغم هزينه كردن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان آمريكايي در امور نظامي كه ميتوانست در بهبود وضعيت بحران زده اقتصادي واشنگتن بكار آيد، همچنان روزهاي تاريك و مبهمي را سپري ميكند. در چنين وضعيت گنگ و نامتعادلي از معادلات سياسي، اقتصادي و نظامي است كه آمريكا در حالتي غيرطبيعي قطعنامهاي جديد را عليه جمهوري اسلامي ايران صادر ميكند. اين قطعنامه، ماهيتا با قطعنامههاي قبلي تفاوت چنداني ندارد و در واقع، تاكيدي است بر قطعنامههاي سه گانه قبلي كه در گذر زمان، اجرايشان كمرنگ شده بود. به عنوان مثال در اين قطعنامه، كشورهاي جهان از فروش جنگ افزارهاي نطامي به ايران منع شدهاند و اين موضوعي است كه سالهاست ايران با آن مواجه است. يا از ايران خواسته شده به فعاليتهاي موشكياش خاتمه دهد، در غير اين صورت كشورهاي ديگر از همكاري هستهاي با ايران منع خواهند شد و كشتيهايي هم كه حامل محمولههاي مشكوك به سمت ايران باشند را بازرسي خواهند كرد كه همه اينها پيشتر نيز با درجاتي از شدت و ضعف وجود داشته است و تنها مواردي از رهگيري كشتيهاي به مقصد ايران در آن گنجانده شده كه نهايتا ميتواند موجب افزايش هزينههاي حمل و نقل، بيمه و مشكلاتي از اين دست و متعاقبا باجگيري از ايران شود. شركتهايي هم كه نامشان در فهرست تحريم آمده، پيش از اين نيز با مشكلاتي عملي در عرصه مبادلات بينالمللي مواجه بودهاند و در اين چند ساله هيچگاه از چنين دست اندازهايي بي بهره نماندهاند. صدور اين قطعنامه درعين حال حاوي نكات عبرت آموز و موارد هشدار دهندهاي است كه توجه به آنها ميتواند حركتهاي بعدي ملت ايران را پرصلابتتر و هوشمندانهتر سازد. 1 - صدور قطعنامه 1929نشان داد كه طرفهاي غربي فاقد تعادل رفتاري بوده و سياستي را جز تقابل با ايران دنبال نميكنند. طبعا سخن گفتن از سازش با كشورهايي كه از راهبردي غير از دشمني با جمهوري اسلامي ايران برخوردار نيستند، دستاوردي جز زياده خواهيهاي آنان را به دنبال نخواهد داشت. 2 - تصويب قطعنامه تحريم نه تنها موفقيتي براي اوباما محسوب نميشود بلكه نشان دهنده تزلزل او در صحنه سياست خارجي به ويژه سرپوشي براي شكستهايش در خاورميانه ميباشد و اين نكته را به اثبات ميرساند كه رئيسجمهور آمريكا، با پافشاري بر سياست خارجي، به شعار انتخاباتي تغيير پشت پا زده و در زمينه حل عاقلانه مسائل، ناكارآمدي خود را به اثبات ميرساند. 3 - شوراي امنيت سازمان ملل با تبعيت بي چون و چرا از سياستهاي آمريكا نشان داد كه بزرگترين نهاد بينالمللي در عين حال غيردمكراتيكترين و بي خاصيتترين سازمان جهاني نيز هست و باقيمانده اعتبار سازمان ملل نيز با طرفداري اين شورا از نظام سلطه و صدور قطعنامههاي سياسي از دست رفته است. 4 - چين و روسيه پس از طي روند بده بستانهاي سياسي، راي خود را در شوراي امنيت در اختيار آمريكا قرار داده و در كنار واشنگتن قرار گرفتند و حتي نتوانستند استقلال راي خود را همپايه كشور كوچكي مثل لبنان به نمايش بگذارند، لذا از اين پس نيز بايد آماده باشند تا مسئوليت رفتارهاي خود را بپذيرند. 5 - صدور اين قطعنامه نه تنها فعاليت هستهاي ايران را متوقف نخواهد كرد و باعث ترديد ايران در ادامه غني سازي نخواهد شد بلكه باعث ميشود كارشناسان كشورمان با جديت بيشتر به سمت خوداتكايي كامل حركت كنند. 6 - اقدامات عملي ايران در واكنش به توطئه همه جانبه آمريكا كه تحت پوشش قطعنامه تحريم شوراي امنيت جلوه گر شده بايد بر سياستي هوشمندانه، عملي و غيراحساسي متكي باشد و بتواند خط تقابل با جمهوري اسلامي ايران را كه واشنگتن به عنوان يك حركت اجماعي و جهاني درصدد جا انداختن آنست، متوقف سازد. |
||
![]() ارسال به فیس بوک |
||
| Aftabkaran. All rights reserved |