Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

شما را به زانو در خواهم آورد
پرویز تراکمه
با سلام
و
با یاد شهیدان و پاکان
اشاعه و ترویج فرهنگ پاسیویزم توسط رژیم ملایان خطی است که موازی با سیاست تواب سازی از طریق شکنجه و تهدید و ارعاب همیشه در دستور کار ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی و در راس آنها وزارت بدنام اطلاعات رژیم ضد بشری بوده است .
چندین سال پیش مقالات به اصطلاح پژوهشگرانه ای در رابطه با صمد بهرنگی چاپ می شد که :
آری زندگی خود را به هدر داد ،نه چیزی دستگیرش شد و نه به هدفش رسید ، بعدها همین خط در رابطه با سایر انقلابیون و بخصوص با توجه به تاریخ اپورتونیستهای چب نما ، دایه های مهربان تر از مادر چقدر برای شهدا اشک تمساح ریختند که بله زندگیشان به هدر رفت و در نهایت عناصر مبارز و مجاهد را افرادی ماجراجو معرفی میکردند . این سیاست مزورانه ولی فوق العاده پیچیده در دو سال اخیر در یک کرهماهنگ به اوج خود رسید ! خط جدائی سر از بدنه مقاومت که هواداران صادق ، رهبران ناصادق و نالایق و در حقیقت مروج این سیاست و سرنخ از درون رژیم و با مهندسی وزارت بدنام اطلاعات و سپاه است و افرادی کاملا آگاهانه و گاها" و بندرت ناخودآگاه در این مسیر و تله سیاسی افتادند .
سال پیش در چنین روزهائی با رو شدن دست خرمردرندهای سیاست باز کفگیر این حقه بازی و رزالت سیاسی به ته دیگ خورد .
پیام شهادت قهرمانانه غلامرضا خسروی در این مقطع زمانی افشاگر این سیاست ضد ملی ، ضد مردمی و ضد سازمان رهبری کننده انقلاب نوین ملت ایران است ، با بیان این جمله که "ئبودن حق ماست ،ماندن به هرقیمت هرگز "و یا اینکه در مصاحبه خود به محورهای اصلی میپرداز و پنبه عناصر مزور و سیاست باز و نیروهای فرصت طلب را میزند :
سئوال :آیا فکرش را میکردی که روزی خودت محکوم به اعدام شوی ؟
جواب: بله چرا که جنایتکاران حاکم بر این مرز و بوم را بخوبی شناخته بودم .
سئوال :به هنگام دریافت حکم مرگ را چگونه می بینی؟
جواب :نگاه من به مرگ نگاه منفی نیست ،چرا که آنرا پایان راه نمی بینم .
سئوال :اگر دوباره به زندگی عادی برگردی چه کارهائی را دوست داشتی که انجام دهی؟
جواب:محکمتر و استوارتر در راه همان آرزوها و آرمانها گام بر میداشتم .
سئوال : آیا در زندگی چیزی هست که بخواهی جانت را در راه آن تقدیم کنی ؟
جواب :البته ، آزادی .
سئوال : دوست داشتی اولین نفری که ملاقات می کنی چه کسی باشد ؟
جواب : دیدن مردمی که از قید و بند ظلم و ستم استبداد و فاشیزم مذهبی رهائی پیدا کرده اند و شاد وسرزنده هستند خیلی لذت بخش و شیرین میباشد.

در نامه اش به اشرفیان قهرمان مینویسد :
در مورد شهر اشرف از یک طرف خیلی ناراحت هستم که عملا" کاری اینجا از دستم برنمی آید " و در ادامه میگوید: از طرف دیگر خوشحالم که حمایت مردم شریف عراق با همه مشکلاتی که دارند شامل حال بچه ها میباشد.
زدن زیرآب سیاست ترویج پاسویزم (رجوع شود همچنین به نوشته آقای پرویز خزائی "آرشیو هفتگی مطبخ تاریخ شماره 6).
در بدترین شرایط فیزیکی و زیر فشار شکنجه روحی و جسمی ولی هشیار و تیز ،این مصاحبه و نوشته اوست در شکنجه گاه شیطان جماران که فریاد میزند "بیا،بیا،بیا" جنگ صد برابر و نه پاسیویزم .
ایمان به رهبری و خط و خطوط استراتژیک مبارزه ، مقاومت و باز هم مقاومت " هیهات من الذله "

ای کاش شاعر بودم و نبرد و جنگ غلامرضای دلاور در یک طرف و در مقابل جلادان سپاه و وزارت اطلاعات ، قوه قضائیه و بریده مزدوران در طرف مقابل و صدای شمیرش که توام با فریادهای نفر بعدی ، "بیا بیا" را تا به آخر وصف میکردم .
ای کاش نویسنده بودم و می نوشتم زمانی که بعد از تحمل شکنجه های وحشتناک که او را به طرف سلول انفرادی بر روی زانوانش میکشیدند چون توان ایستادن بر روی پاهای خونین را نداشت می نوشتم او با لبخندی بر لب به شکنجه گران گفت :"شما را به زانو در خواهم آورد " و" مقاومت و باز هم مقاومت " "هیهات من الذله "
بعد از اینکه او را در گوشه سلول متعفن و تاریک انداختند به یکی از شکنجه گران گفت "عرق پیشانی ات را پاک کن " بعد از اینکه شکنجه گر با آستین پیشانی خود را پاک کرد ، اینبار غلامرضا با قهقهه های خنده از ته دل گفت : "این عرق شرم بوده " نگفتم ، شما را به زانو زدن وامیدارم " جنگ صد برابر ، بیا ،بیا "هیهات من الذله "
و خدا را شکر میکنم گه با سازمان حنیف کبیر آشنا شدم و خدا را شکر که مسعود را برای سازمان ، ما و مردم ایران در پناه خود نگه داشت و صدبار شکر که نور تابان مریم رهائی بر دل ما نشست و مرا از خودخواهی ها و توقعات بی جا نجات داد .
با عزمی جزم برای رفتن به ویلپنت امروز و رفتن به تهران در آینده ای نه چندان دور که الیس صبح بقریب و درود بر قهرمان ملی و میهنی شهید راه آزادی ملت ایران غلامرضا خسروی سوادجانی و با درود بر مسعود و مریم و شیرزنان و کوه مردان در زندان لیبرتی
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved