Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

ازتعادل خارج شدن شاعر«ول» شده از«حصارها» وتواب خائن ایرج مصداقی
اسماعیل هاشم زاده ثابت
بعد ازاشعارونثرهای«نغز» درتمثیل مبارزه ومقاومت وبعد از کشف معنی « ایرآوا» که نشان از نبوغ جنسی نرینه شاعر«ول» شده که به احتمال بسیار نزدیک به یقین اوج «ول»گردی از دهان وقلم او تراوش شده و بوی گندش تا دورترین مشامها را هم به شدت آزرده وبه پیف پیف انداخته بود، یک جایگزینی وتجاوز درنقش و رل عوض کردن میان دو«رقیب» یکی خائن ودیگری هرزه که از« بد » روزگارشان دریک جوال چیده شده اند ایجاد کرده، به این شکل که تواب خائن ایرج مصداقی به سوی هرزگی ذاتی درونش درتقلید ازلنترانیهای شاعر«ول» شده روی آورده وشاعرمفلوک رو به حمله به تشکیلات مجاهدین، روش و «سیرتکاملی» این جفت درشکه وزارت اطلاعات بسیارجالب است ونشان ازآن دارد که خط دهندگان«دایره مبارزه با نفاق» چگونه اینها را میدوشند وبه ایفای نقش وا میدارند.
آخر باید به این دو گفت «مرغی که انجیر میخورد نوکش کج است» شما نمیخواهد خوردن انجیرو راه رفتن را از یکدیگرتقلید کنید چون راه رفتن خودتان هم از یادتان میرود، چرا اینرا میگویم؟ بخاطراینکه اگر دیاگرام رفتاری ونوشتاری وضدیتهای جنون آمیز این دوعلیه مقاومت تاریخی مردم ایران که درمجاهدین وشورای ملی مقاومت تبلور یافته را ترسیم کنیم این تجاوزبه قلمرو یکدیگر کاملا مشهود است و«تفاوت جزیی» که این دو با هم دارند بیشتر نمایان میشود، درادامه مطلب به«تفاوت جزیی» آنها خواهم پرداخت.
تواب خائن ایرج مصداقی از آنجا که خیلی حراف وبه شکلی مالیخولیایی متوهم است ابتدا وبعد از«انزجارنامه» دویست وسی صفحه ای این توهم برش داشت که الان است که گروه گروه هواداران مقاومت دست از مبارزه بر دارند ومانند او به ندامت وخیانت کشیده شوند، وقتی با تودهنی خوردن از انها مواجه شد ریل عوض کرد و تا امروز سه پرده را به نمایش گذاشته وپرده «چهارم» هم درپیش است ، درپرده سوم در ادامه ماموریت خائنانه اش ریل شاعر مفلوک را درپیش گرفت وبا زبان جنسی او وارد شد، اوبرای اینکه در رقابت در هرزگی وخیانت، برتری خود را اثبات کند تخته گازرفت اما به کاهدان زد ومجددا افتضاح کرد افتضاحی که رشته دویست وسی صفحه ای وکتاب دوهزارصفحه ای را حتی درمیان همریشان وهمکیشان «هشیار»خودش هم پنبه کرد واینطرف وآنطرف براش پیغام و پسغام دادند که گند زدی، از طرف دیگر شاعر مفلوک، هرزه درایی ها درنظم ونثر را علی الحساب گذاشت کنار و به کشف «حصار» های تاریخ مبارزاتی معاصر ایران که این زبان بسته را پنجاه سال «محصور» کرده بودند پرداخت وپروسه جهش و«ول» شدن وشاید«ولگرد» شدن خود ازاین «حصارها» ومکانیسم گرفتاری و«ول»شدگی خود را با یک دید«عمیق» و«روانشناسانه» ارائه نمود.
تا اینجای کار«منطقاً»هیچ اشتباه وخلافی رخ نداده، یک شاعر مفلوک ومحصور درپروسه بی پایان «تکامل» و این دست آن دست شدن، دراین مرحله «ول» شده، منتها ازآنجاییکه دست به قلم دارد میتواند هرزگیهایش را درنظم ونثربه پیچاند ومانند ساندویچ به خورد مشتری بدهد، همانطور که آن تواب خائن که بعد ازهفت سال زندانی بودن، درسال شصت وهفت، با بازجو بر سر میز مذاکره نشسته واعلام بریدگی کرده ودرپروسه «تکاملی»هفت سال طول کشیده تا یک صفحه اعلام انزجار وتوبه نامه به دژخیم داده تازه بیچاره دوهزار صفحه کتاب هم نوشته که حتی یادش است مثلا روز چهارشنبه بیست یک مرداد سال شصت وسه نهار طبقه دوم بند یک آموزشکاه اتاق ششم کشک بادنجان بوده نه قرمه سبزی ولی آن «یک صفحه» خیانت نامه را یادش نمیاید، به قله ای صعود کرده که درهشت روز دویست وسی صفحه توبه نامه آنهم از روی تخت بیمارستان نوشته، میبنید که این جفت چه سیر تکاملی پرشکوهی را طی کرده اند؟
واما «تفاوت جزیی» این جفت که دربالا اشاره کردم چیست؟ تفاوت درحد وحدود و«قد وهیکل»و«تواناییها» آنهاست که این دو برای عقب نماندن ازیکدیگر درضدیت با مقاومت ومجاهدین، به«قلمرو»های یکدیگرتجاوز میکنند، یعنی بریده خائن که هدفش وماموریتش نشانه رفتن وردیابی رهبری مقاومت وبه خیانت کشاندن هواداران مقاومت است ماموریت اصلی یعنی کار اطلاعاتی و«تک نویسی» که درآن سابقه وپیشینه بسیار مشعشعی دارد را «فراموش» کند ودرهراس ازاینکه موقعیت خودرا نزد ارباب ازدست بدهد به هرزگی نوشتاری بپردازد، وشاعرهرزه نگارهم به جای شعر استفراغ کردن به تحلیل وتشریح روحی روانی وشغلی وشخصی «ماندگاران درحصارها»و ولگرد نشدگان «درحصارها» مشغول شود و بدنه وتشکیلات مجاهدین را نشانه رود، اینجاست که میتوان گفت این جفت هردو از ریل وتعادل خارج شده اند، وهردودرحال خراب کردن هستند، تصمیم گیرندگان«دایره نفاق» کودنند، شما دوتا چرا انقدر ازتعادل و«صلاحیتهای تکاملی» خود خارج شده اید.
جواب هواداران مقاومت به این جفت این است که شاعر به یغما رفته به ادامه «تکاملی» اشعارنغزش همچون«باران خواهدبارید»وتشریح معنی «ایرآوا»وتبیین اعمال امام حسین ادامه دهد وتواب خائن هم به ادامه سریالی«انزجارنامه»ها برای به خیانت کشیدن هواداران مقاومت وردگیری رهبری آن بپردازد، اینطوری حداقل هرکدامتان درجای خود قرارمیگیرید، «گول» باد شدن ازسوی«دایره مبارزه با نفاق» وخط وخطوط وکامنتهای آنها را نخورید، زیرا دست آخر تبدیلتان میکنند به همان «دستمال آغشته وچرکینی» که شاعربه یغما رفته درشعر«باران خواهد بارید»استفراغ کرده.
اسماعیل هاشم زاده ثابت
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved