Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

من «کی ام» آدرسی برای تواب خائن ایرج مصداقی
اسماعیل هاشم زاده ثابت
بعداز آخرین «انزجارنامه» تواب خائن به درگاه وزارت اطلاعات که درآن به «اشرف نشانها» تعرض اطلاعاتی کرده بود، در این رابطه ابتدا خانم زهره رستگار وبعد اینجانب«اسماعیل هاشم زاده ثابت» نکاتی بسیار مختصر درمورد انزجارنامه عمق وهدف او وتعرض «لاجوردی» گونه و«محمد توانا» گونه اورا به «اشرف نشانها » یاد آورشدیم وبلافاصله او ما ومجاهدین را فاقد«هوش وذکاوت»خواند که به «محتوای انزجارنامه نپرداخته ایم»
روز بعد تواب خائن ایرج مصداقی درجواب به من آدرس مرا با «هوش وذکاوتی» بسیار«محتوایی» که خصیصه! تمام خائنین است برای وزارت اطلاعات منتشر کرد ومرا «اورسوروازنشین» وخانم زهره رستگار را «قلم بدستی» نامید که «به فرموده» «قلم» زده، به همین دلیل لازم دیدم جهت «تنویر افکار عمومی» (اصطلاحی که تواب خائن بسیار به آن علاقمند است) به او و صاحبکارانش خودم رامعرفی کنم وچند نکته را متذکر شوم.
قبل ازاینکه آدرسم را بنویسم دونکته را برای تلطیف فضا وخندهً «اشرف نشانها» به ریش موش مرده خائن گوشزد میکنم .
اول اینکه که آدرس مرا مثل تمام یاوه گوییهای خائنانه اش عوضی داده و با اشاره به «اورسورازنشین» خواندن من «فی» خیانت را که با انزجارنامه ها و«تک نویسی»های قبلی سعی کرده بود نزد ارباب بالا ببرد ویا حداقل ثابت نگهدارد از دست داده
دوم اینکه برای من بسیار افتخار آفرین است که با «اورسوراز نشینها» مقایسه شدم، تواب خائن از«فرهنگ نوشتاری» واحد ما همچون «فرهنگ رفتاری» واحد ما چنان به پیچ تاب افتاده وکلافه شده که تماشایی است، امری که دست بر«قضا» درست به همین دلیل تواب خائن ایرج مصداقی راعیناً مثل رژیم به واکنش کشیده واز تعادل خارج کرده آخر او ازسوی وزارت اطلاعات ماموریت برای ردیابی «الماس» مقاومت ایران را به عهده داشته واینک حتی آدرس یک هوادار این مقاومت را هم عوضی میدهد، البته تمام کسانیکه این موش مر ده خائن را میشناسند از توهم جنون آمیز او ازخودش خبر دارند، اتفاقاٌ«همین توهم پریش روانانه کار دستش داد و«محمد توانا» ها را در«ارتقاء» او از حاشیه ضد مقاومت به جلودار تشنه بخون مجاهدین یاری نمود
مگرهدف دشمن یعنی رژیم درایران وایادیش درعراق وحامیان استعماریش درجهان وهمینطور تواب خائن مصداقی غیراز اینست که اینطور القاء کنند که مجاهدین چند نفری بیشتر نیستند که بقیه را در«سیطره» دارند؟ از سخنان خمینی ،رفسنجانی،خامنه ای واحمدی نژاد تا لاجوردی ونیری وحاج داوود وانمه رذالت جمعه تا مالکی وموفق الربیعی وکوبلروژنرالهای آدمکش درارتش عراق وتا کل استعمار تمام حرفشان مگرغیرازاینست که اینها چند نفری بیشتر نیستند وهرکس هم که به«محتوی» ماموریت این خائن حقیر بپردازد و قلم بدست بگیرد، یا «ساکن اورسوراز» است ویا «قلم بدست»؟
هواداران این مقاومت اگر درمقابل این تواب خائن سکوت کرده بودند بدلیل این بود که او دیرتر در منجلاب رژیم به کثافت کشیده شود، به زبان مقاومت وانقلاب وانسانهای ازهمه چیز گذشته در راه آزادی، این شیوهً عمل یعنی تن واحد. «اشرف نشانها» به خوبی ودقیقا مانند «اورسوراز نشانها» ومانند زندانیان سیاسی دربند وزندانیان از بند رسته همگی «محتوی» و«پوشال» را بسیار خوب تشخیص میدهند واین بزرگترین نقطه قوت این مقاومت است که رژیم وتوابین خائن مانند ایرج مصداقی را به جزع وفزع کشانده، آنها عاشقان مقاومت و صداقت وفدا برای مردم وبرای یکدیگرند، مفاهیمی که تواب خائن ایرج مصداقی وهمپالکیهایش را به فغان آورده.
عشق، فدا، صداقت، یگانگی ومونسیم سیاسی، و تشکیلاتی وآرمانی درمقابله با دشمن وایادی رنگارنگ آن، که وجودش وحضورش وقدمش وقلمش از صدرسازمان تا دورترین مدارهای هوادارانشان دارای یک«فرهنگ نوشتاری واحد» ویک«فرهنگ رفتاری واحد» ویک «محک واحد» برای سنجش خائنین حقیری چون ایرج مصداقی دارند، بنازم وببالم به این عنصر که «مسعود» خلق کرد و در دامان «مریم» تکثیر گردید، دست مریزاد.
من وما در پس تمام ایز گم کنی های خائنانه وشیادانه که تواب خائن ایرج مصداقی سعی درمخفی کردن آن داشته ودارد درست به محتوی واصل قضیه وماموریت او پرداختیم وشواهد نشان میدهد که به هدف زدیم، محتوی وهدفی که موش مرده خائن ازهنگام گشت زنی با ماموران دادستانی ودر گفتگوهای ذلت بارش با«محمد توانا» ها از دهه شصت ودر«راهرومرگ» شروع کرده و بعد درخارجه بطور مستمر دو دهه آنرا بر اجاق دستگاه اطلاعات خمینی جوشانده و«قوام» داده تا آز خودش چهره بسازد تا مانند «توپچی رضاخان قزاق» بعد از یک عمر مواجب گیری در روز موعود شلیک کند، تواب خائن همزمان از سکوت وحیای ما خیالات برش داشت و امر برایش مشتبه شد که میتوان خیانت به مردم ومبارزات خونبارشان را با لفت و لعاب و کتاب وسایت پوشاند، اماهمه این تقلاهاو نخهایی که او با دزدی از این وآن ودرخلال بیست واندی سال رشته بود با «پف» هواداران مجاهدین و«اشرف نشانها»درعرض یکی دو ماه پنبه شد و از آنچه که او با دزدی وپنهانکاری در ارتزاق از خون شهدا به خود چسبانده بود توسط بازماندگان و رهروان همان شهدا به سرعت برف درمقابل خورشید تابان مقاومت ذوب شد وجزجرثومهً خائنانه ومتعفنن چیزی از او برجای نماند، «اشرف نشانه»ا خیانت اورا آشکار کردند ودرسراسر گیتی رسوای عام وخاصش نمودند، جوهروامتیاز وتوانایی وهشیاری این مقاومت به رهبری بی بدیل «مسعود» به درستی و به حق چنین سرنوشت رقت باروعبرت انگیزی که برای او واربابانش وهرآنکس که قصد ارتزاق ازخون شهیدان راه آزادی را داشته باشد رقم زده وچنانچه همه شاهدند آه از نهاد رژیم وخاننین تواب همچون او درآورده، و« این هنوز از نتایج سحر است».
و اما من «کی ام» من دو آدرس دارم، یکی آدرس پستی محل زندگی، ودیگری آدرس هویت آرمانی ـ سیاسی من دربرابر رژیم وتوابین خائن، در اینجا برای اینکه «انگولکی» به حرص ولع اطلاعاتی وماموریت تواب خائن ایرج مصداقی کرده باشم اول آدرس پستی ومحل زندگیم را مینویسم، تا او دراینجا آنجای دنیا ویا در«اورسوراز» دنبال رد گیری من نباشد وهمراه بازجوها وگشت دادستانی علاف نشود، پس مسقیم خودش را مخاطب قرار میدهم، من درسوئد ودراستکهلم دریکی دوخیابان پایین تراز خانه تو زندگی میکنم اگر این آدرس کافی نیست وبرای اینکه بتوانی سریعتر آدرس مرا گزارش کنی اضافه میکنم که اگر روزی یا شبی با نفر گشت دادستانی همراهت دریکی ازسنتروم های نزدیک خانه ات مشغول «گشت» بودی ، اگر کسی آمد جلو ویک تف غلیظ به صورتت انداخت درجا بدان که آن کس منم درضمن حتماٌ دوربین موبایلت را هم روشن وآماده نگهداروعکس بگیر تا «تک نویسی»ات به بازجو درمورد«من» مستند وبا تصویر باشد امیدوارم هرچه زودتر این جلسه معارفه برگزار شود.
اما آدرس هویت سیاسی وافتخارآمیز من و محل آن : من درهرخانه وهرکوچه وهرگذرگاه وهرمعبروهر بزرگراه وهرکوره راه وهرپیچ وخم وهربزنگاه یکصد سال مبارزه ومقاومت مردمم درمقابل ارتجاع وخیانت واستعمارحضور دارم ، من نواده ی ستارخان وباقرخان و میرزای جنگل ام ، من فرزند محمد مصدق وحسین فاطمی وکریمپور شیرازی ام، من رفیق مرضیه اسکویی وامیرپرویز پویان و مسعود احمدزاده وحمید اشرف ام ، من خواهر وبرادر حنیف نژاد وسعیدمحسن ام، من همسایه احمد ومهدی ورضا ومهین رضایی ام، من همکارعباس عمانی وهمکلاس صنم قریشی ومصطفی ذاکری وداریوش سلحشورم ، من همبند موسی خیابانی واشرف رجوی ام، من گمنامی هستم که دراتاق شکنجه شرحه شرحه شدم وهیچکس جز خدا ودژخیم نام او را نمیدانند، من درشعرسعید سلطانپورومهدی حسین پور(بهداد) در«سفر آئینه ها» همراه با «آنان که برای خودسهمی نمیخواهند جز درد وتلاش»و درسطر سطرکتب ابوذر ورداسبی وحسن حبیبی ام ، من همسلول علی آقا صارمی و ولی الله فیض مهدوی و فاطمه کزازی ام، من درتیم حبیب خبیری ودرکنار تشک کشتی غلامرضا تختی هستم، من درجنگلهای آمل وسیاهکل وکوههای کردستان ولرستان ام،من خواننده وبلاگ ستار بهشتی وشاگرد مدرسه شیرکوه معارفی ام، من همراه حجت زمانی ودرکوله پشتی علی اکبر اکبری هستم، من حاصل سی هزار شهید قتل عام سال شصت وهفت وشعله وجود ندا حسنی وخون ندا آقاسلطان ام، من قطرات خون طاهره طلوع بر صخره های چهارزبردر فروغ جاویدانم ودست ژیلا طلوع برای حفاظت فرمانده زهره وعزم بی شکست صبا هفت برادران هستم ......بله من «اشرف نشان ام»..........باز هم بگویم من «کی ام» هنوز هم میخواهی من را رد یابی کنی، این «من» همان قامت استواری است که تو دربرابرهیبتش به حقارت وذلت افتادی وخیانت پیشه کردی، می بینی که من همه جا هستم وکاری با توخواهم کرد که نامت در تاریخ ایران مترادف خائن حقیروذلیلی باشد که کارد برگردن مجاهدین آخته کرد وبه جبهه دشمن پیوست.
اسماعیل هاشم زاده ثابت
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved