Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

تماس تلفنی با پهلوان فیلابی و یک خاطره
پرویز تراکمه
پرویز: سلام اقای فیلابی من پرویزم
پهلوان: سلام پرویز جون، چطوری؟ چه عجب یادی از ما کردی!
پرویز: چه عرض کنم، حالم بد طوری گرفته است، گفتم یه زنگی بزنم.
پهلوان: خوب کاری کردی، خیر باشه.
پرویز: چیزه مهمی نیست، بعد از خواندن نوشته قصیم، راستش اگر با خودت کپی نمی زدم، دق می کردم
پهلوان: ای بابا، اون به من بد و بی راه گفته، تو چرا دلت گرفته است؟
پرویز: پهلوان واقعا شرمنده تم به خدا.....
پهلوان: پرویز این جوری حرف نزن، پا شو بیا یه چای با هم بخوریم
پرویز: ولی پهلوان خیلی دیر وقته، انشاالئه یه وقت دیگه، فقط می خواستم ازت تشکر کنم..
پهلوان: گفتم از این حرفا نزن
پرویز: ترا به خدا بگذار حرف دلم بزنم وگر نه دق می کنم( با صدای بغض کرده). یادته بعد از بمباران اشرف در مرکز شهر برنامه بود و شب های قبل از برنامه، ضد انقلاب غالب و مغلوب شایعه کرده بودند که قرار است ،اتوبوس های مخصوص حمل زندانیان را برای دستگیری و بردن هوا داران سازمان مجاهدین خلق به زندانها، در محل آماده داشته باشند. یادته. رفتی بالا و گفتی " رنگ زرد مرا نخواهید دید ولو که مجبور باشم با خون خود صورتم را رنگ کنم ." و آن سخرانی در آن زمان ،مرد
می خواست. من همش داشتم می گفتم درود بر مسعود.
پهلوان: پرویز نمی دانم متوجه شدی یا نه، موقعی که مرا صدا کردن ، هم زمان همسرم توسط دو نفر به بیرون از سالن برده شد. شاید که فکر می کردند که من کوتاه خواهم آمد.
پرویز: بیش از سی سال مقاومت و بیشتر از بیست سال زیر میکروسکوپ از و حالا قصیم خان.
پهلوان: نگاه کن پرویز مگر غیر از این انتظار داشتی؟ کسی که از مقاومت ببره ، به مانند کسی است که افتاده توی باتلاق، برای زنده ماندن عزیز ترین ها را هم زیر می کشد، فقط باید ازش دوری کرد و بس.
پرویز: کاملا موافقم، پهلوان، می بخشی دیر وقت مزاحم شدم خیلی سلام برسون شبت بخیر.

باور و انرژی ضد ارتجاعی و اعتقاد به آزادی نهفته در پهلوان برای کسانی که مثل من افتخار آشنایی با او را دارند همیشه قابل ستایش و انرژی دهنده است.

با اجازه پهلوان یه خاطره نقل کنم که به احتمال قوی خود پهلوان هم یادش نیست و نشان از عمق انسان دوستی غیرمتعصبانه و نجابت، افتادگی ، مردمی بودن، نسبت به همه و نه فقط دوستان مقاومت دارد.

نزدیک به سی سال پیش زمانی که پهلوان در پمپ بنزین روزانه حداقل 16 ساعت در روز کار می کرد با او آشنا شدم. یک روز که به محل رفته بودم پلیسی که برای تهیه گزارش از مشخصات فردی که چک های بی محل زیادی کشید بود و یکی از چک ها به نام پمپ بنزین ایشان بود را مشاهده کردم. برای افسر پلیس باور نکردنی بود که پهلوان رنگ پوست فرد را به خاطر نداره. بعد از رفتن پلیس، پهلوان می گفت به خدا دقت نکردم که طرف سفید یا سیاه و یا اقلیتی است. برای پهلوان او یه انسان بود، حتی قصیم امروزی.

آقای فیلابی نه برای اسم ورسم و نه برای جا ومقام وشهرت به شورا پیوست که همه را داشت. در تاریخ ورزش ایران بعد از تختی یکی از معروف ترین چهره های ورزشی است. پرچم دار و پیش قراول المپیک با مدال های مختلف ولی نه تنها مغرور نشد که بیشتر افتاده تر و خاکی تر شد.
بار ها از او شنیده ام که گفت ،اگر بیشتر از سربازی از مقاومت انتظار داشته باشم، شرم بر من و حرام بر من تمامی آن چه را از دوستان شورایی آموزش گرفته ام.
در آینده مردم ایران ،از این رادمرد ، بشر دوست و عاشق وطن و هموطنانش بیشتر خواهند شنید و من امروز به جرات می گویم که آشنایی با پهلوان فیلابی برای من یک افتخار است . حضور دائمی در کوچکترین اکسیون ها در بد ترین شرایط جوی و برای سالیانه نشان از اعتقاد و ایمان او در دفاع از مجاهدین پیش تاز است.

دکتر قصیم به مثابه شاگردی که ورقه مردودی را در یافت کرده و روز بعد به تمرین جدول ضرب پرداخته که سال آینده از حساب تجدید نشود.از طرح مسائل شخصی گرفته تا خجل شدن از "اخراج ظالمانه آقای شکری" یاد می کند. اگر او حاشیه نویسی خود را در تشدید فشار و " رنج و آزار شدید و طولانی " او دخیل بداند؟ که می بایست خیلی بیشتراز معذرت خواهی پیش رفته باشد.(به قول بچه ها مفهومه؟).

من و دکتر متین دفتری
دکتر قصیم می نویسد که ایشان"از خطای جلسه اخراج جبهه دموکراتیک و متین دفتریها " " از روز نخست این واقعه ناراضی بودم." و بر عکس بنده.
اولین و تنها بر خورد من با دکتر متین دفتری به جلسه بیرونی در امریکا زمانی که ایشان هنوز عضو شورا بودن بر می گردد. از نقل حرفهای رد و بدل شد ه به دلیل گذشت زمان و پرهیز از من گفتم و او گفت خوداری می کنم . ولی در بیرون جلسه در پاسخ به دوستی که به من به خاطر بلند و باحالت عصبانی صحبت کردن تذکر داد،
گفتم " جناب ، ایشان از شورا رفته ولی ما خبر نداریم.آخه این چه موضع گیری عضو است." و حالا دکتر قصیم که چه عرض کنم آیت الئه قصیم می فرمایند " آیا این ایستار صمیمانه و ابراز شرم از آن نشست سنگین و رای ناصواب، ایا این صداقت وجدانی در چشم " و من اضافه می کنم لایق دسته گل های آن چنانی نیست؟ در خاتمه می گویم که اگر امسال " سال سرنگونی " نباشد، سال رو شدن دست خالی بند ی افرادی از قبیل جنابعالی و رهبر مصداقی انقلابی نما است.
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved