Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

،نامه سرگشاده به ایرج مصداقی
دکتر امیر کیانی
مواضع سیاسی شما در چند ماه اخیر برعلیه رهبری مجاهدین و بخصوص شخص آقای رجوی مرا به این فکر انداخت که نظرم را برایتان بنویسم. مواضع جدید شما باعث تاسف و انزجار من شده و درین چند سطر میخواهم دلائل آنرا مختصرأ اعلام کنم.

تاسف من برای شما بدین لحاظ است که شما بعنوان یک زندانی سیاسی فعال که سالهای مدیدی در چنگال این رژیم بوده و از نزدیک جنایات و اعدامهای دهه 60 و بویژه در سال 67 را دیده و با جسم و روح خود لمس کرده اید، لیکن صد افسوس که بدین شکل پرونده سیاسی خود را مخدوش و ننگین کرده اید.

انزجار من بدلیل همسویی خطوط سیاسی جدید شما (آگاهانه و یا ناآگاهانه!!) با سازمان امنیت (اطلاعات) رژیم جنایتکار حاکم و در جهت تضعیف نیروی محوری اپوزیسیون می باشد.

سئوالی که برای من پیش آمده این است که انگیزه و هدف اصلی شما از این همه حملات بیمارگونه و پر از کینه و نفرت بر علیه رهبری مجاهدین و بخصوص درین شرایط خطیر وحساس داخلی و بین المللی که خودتان بخاطرش سکوت کرده بوده اید چه چیزی میتواند باشد؟

آیا دشمن اصلی مردممان یعنی رژیم حاکم سرنگون شده است ؟ و مجاهدین در حال بقدرت رسیدن هستند و ما متوجه ابن امر نیستیم ؟ و آیا نسبت به رهبری مجاهدین درین سه دهه اخیر از طرف حامیان داخلی و استعماری کم تهمت افترا و حمله شده است؟

راستی چه اتقاق مهمی در صحنه سیاسی ایران افتاده و یا اینکه در شرف افتادن است که در شما چنین انگیزه ای را ایجاد کرده که نیازمند به نوشتن این نامه "سرگشاده" شدید؟؟

برای شخص بنده که هیچکونه وابستگی سازمانی و تشکیلاتی با هیچ سازمان و گروه سیاسی ندارم، مطالب زیر معیار و محک دوری و نزدیکی سیاسی ام با سازمانها و جریانات سیاسی میباشد.

اگر ما به این اصل معتقد باشیم که عامل اصلی جنایات و کشتار و تمامی آثار شومی که در بیش از سه دهه برمردم کشورمان گذشته، رژیم ضد انسانی حاکم است.

اگر معتقدیم که بانی این همه فقر، بدبختی، فلاکت، فحشاء، خودفروشی، آوارگی و پناهندگی میلیونها ایرانی (من و شما) این رژیم جنایت پیشه است.

و اگر معتقدبم که که سیاستهای خانمانسوز این رژیم، کشورمان را تا لبه پرتگاه ویرانی و خطرجنگ و نابودی کشانده است.

و سرانجام اگر معتقد هستیم که این رژیم اصلاح پذیر نیست و بدلیل ماهیت ضد بشری اش و جنایات بیشمارش در بیش از سه دهه، قابل هیچگونه رفرمی نخواهد بود و تعمیق انقلاب دمکراتیک جبرأ این رژیم را همراه با تمامی حامیان داخلی و بین المللی اش در یک طرف و نیروهای مردمی و سرنگون طلب را در طرف مقابل به صف آرایی خواهد کشاند، اگرچه تا کنون بسیاری از این جبهه بندی ها شکل گرفته است.

اما در این میان، من و شما هم میبایست همچون سایر هموطنانمان مسیر راه و جبهه خود را مشخص کنیم که در کدام سوی میدان جنگ قرار گرفته ایم و تیرهای زهرآگین خود را بکدام طرف پرتاپ میکنیم. نا گفته پیداست که در این صف آرایی حتی مواضع بینابینی نیز به سود دشمن اصلی مردم می باشد.

از نظر بنده، دوستی و دشمنی نیروها و افراد در میدان سیاسی ایران بر این استوار است که دشمن اصلی مردم فقط و فقط رژیم ضد ایرانی حاکم و در راس آنها ولایت فقیه میباشد و کلیه تضادهای درون جبهۀ سرنگون طلبها، می بایست با شاخص دشمن اصلی در جدول ترجیحات ساسی گروهها و شخصیتها قرار گیرد.

همانطوریکه در قیام سال 88 همگان دیدند تا موقعی که آقایان موسوی و کروبی در مقابل خامنه ای ایستادند، وظیفه هر عنصر و جریان سیاسی این بود که بدون توجه به پرونده و سابقه آقایون، حمایتهای ضمنی و علنی خود را از آنها عیان کرده و از بروز و دامن زدن به تضادها فرعی جلوگیری کنیم.

با توجه به مطالب بالا برای من ایرانی، روابط درونی احزاب، سازمانها و گروههای سیاسی و یا روابط خانواده گی و اخلاقی شخصیت های فعال سیاسی، معیار و محک برای دوری و نزدیکی سیاسی با آنها نمی باشد وتنها مرزبندی روابط و موضعگیری نیروهای سیاسی با رژیم حاکم است و لاغیر

بعنوان مثال فکر بکنید که اشخاصی مثل شما به عنوان "انتقاد سازنده" مسائل درون تشکیلاتی احزاب و جریانات دیگر سیاسی اپوزیسیون مانند حزب دمکرات کردستان ویا سازمانها و جریانات سیاسی ویا روابط خانوادگی اشخاص سیاسی را به این شکل چندش آور باصطلاح افشاگری بکنند، آیا اینگونه فعالیتها در راستای کمک به رژیم و تضییف اپوزیسیون نمی باشد

در مورد مطالبی که شما راست و یا دروغ در مورد تشکیلات درونی مجاهدین عنوان کرده اید و شکل و طرز بیان مطالب و ربط دادن کلیه "اشکالات" اعم از فردی و تشکیلاتی به شخص آقای مسعود رجوی، نشان از این دارد که برخورد شما یک برخورد بیمارگونه، کینه توزانه، هسیستریک و شخصی است.

شما با صرف نیرو و انرژی زیاد مسائلی را در نامه سرگشادتان عنوان کرده اید و خیلی از مسائل درون سازمانی مجاهدین را به بیرون انتقال داده اید وخواسته یا نا خواسته به کمک رژیم و تضیف مجاهدین و مقاومت مردم کشورمان شده اید طبیعتا برای خیلی ها شکاک و مرموز می باشد اما در مورد محتوای آنچیزی که شما با آب و تاب نوشته اید تناقص آشکار در مورد نتایج مبارزات بی وقفه این سه دهه مجاهدین و رهبری آن می باشیدو همچنین برخورد بیمارگونه شما را بیشتر بروز میدهد مثلا شما می نویسید که بعلت اصلی و فرعی کردن تضاد ها تا حالا در مورد اشتباهات رهبری مجاهدن سکوت کرده بودید" و بقول خودتان دو دهه از این "انحراف رهبری مجاهدین رنج برده ولی سکوت کرده بودید نقل به مضنون" سوال اینجاست که چطور شده که دیگر اصول و پرنسیپ دو دهه قبلی اتان را فراموش کرده و این چنین به مبارزه با رهبری مجاهدین و شخص آقای رجوی پا به میدان گذاشته اید تناقص را ببینید که شما خطر استالین شدن آقای رجوی را که هنوز در اپوزیسیون یک رژیم جنایتکار و فاصد می باشد و طبق نوشته خودتان پایگاه اجتماعی در ایران نداشته و با فلیمهای دروغی و انترنتی ادعای مبارزه را میکند و این رهبری عامل ضعف این سازمان شده چگونه خطر استالین شدن آقای رجوی را توصیف می کنید شما که از کیش شخصییت بیم داشته و نگران آینده هستید با چه مشروعیتی و چگونه خودتان را نماینده و رهبر انتخاب نشده مخالفان و حتی هواداران و اعضای خاموش و پنهان و البته بی شهامت درون سازمان مجاهدین دیده و اینچنین مغرور و البته با شهامت یکه تاز مقابله با رهبری مجاهدین شده اید توجه بکنید که خود جنابعالی حتی نسبت به اعضای غیر مجاهدین شورای ملی مقاومت تهمت زده اید و آنها را به بی جراتی و بی شهامت در انتقاد از رهبر مجاهدین محکوم می کنید و در این راستا شخص جنابعالی ایرج مصداقی به نمایندگی از تمام مخالفان ساکت و مخفی رهبری مجاهدین وظیفه خود دانسته و این چنین بی مهابا و جسورانه وارد میدان 30 ساله اضداد مجاهدین شده اید

با آگاهی به این مسئله که رژیم حاکم با صرف پولهای هنگفت درین سه دهه و با شیوه های گوناگون و به استخدام در آوردن خودفروشان در داخل و خارج از کشور، که همواره بدنبال ضربه زدن به تشکیلات سازمان مجاهدین و جداکردن رهبری آن از بدنه بوده است. از اینرو است که مواضع شما بخصوص در این شرایط خاص مستقیما همسو و همجهت با سازمان امنیت رژیم میباشد. این مواضع خائنانه شما علیه مقاومت مردم ایران که سازمان مجاهدین محور اصلی این مقاومت میباشد، نابخشودنی است.

درصورتیکه همه واقف هستند که در یک واحد کوچک جامعه یعنی یک خانواده، تضادها و مشکلات مختلفی بروز میدهد که بخشی از آنها نیز به جدایی و طلاق کشیده میشود. حال بروز اشکالات و سختی هایی درسازمانی همچون مجاهدین با ابعاد هزاران عضو و زندگانی تنگاتنگ تشکیلاتی در بیش از 30 سال و بخصوص در شرایط حال وسخت وطاقت فرسای زندان لیبرتی که همواره با فشارهای عدیدۀ داخلی،منطقه ای و بین المللی روبرو بوده اند، برجسته کردن اینگونه اشکالات تحت لوای "انتقاد جدی" یکی از کثیف ترین اقداماتی است که فقط ازوظایف روزانۀ ماموران وزارت اطلاعات بوده و است.

هر ایرانی با انصافی، با هر عقیده و مرامی به این امر معتقد است که سازمان مجاهدین درمقابل خمینی و دنبالچه های او هیچگاه زانو نزده و با استقامت و فداکاری در این مسیر طولانی مبارزاتی اشان اشتباه در روش و تاکتیک ها داشته و خواهند داشت، ولکن از لحاظ استراتژیکی یعنی تشخیص صحیح در شناخت از دشمن اصلی مردم ایران و در راستای خط سرنگونی رژیم منفور ولایت فقیه، با حفظ استقلال سیاسی و مقابله با آلترناتیوهای استعماری، همیشه راه درست و ملی و مردمی را طی کرده اند و بهای بسیار سنگین آنرا نیزبا جان و مال خود پرداخته اند.

سازمان مجاهدین در عرض این سه دهه همشیه مشعل مقاومت و مبارزه را روشن نگاه داشته و این مهم بوسیله این رهبری و بخصوص شخص آقای مسعود رجوی هدایت شده و این مقاومت سدی در مقابل آلترناتیوهای استعماری و امیدی برای سرنگونی این رژیم فاسد و جنایتکار شده است.

با این توصیف باید به شما خاطرنشان کنم که نیات نوشتار شماها چندش آور و بیمارگونه و ضدانقلابی است. شما با ذره بین، کوشش کرده اید که نقاط ضعف مجاهدین را بزرگ جلوه دهید و اقیانوس مبارزاتی مجاهدین را نادیده گرفته و به شرح لوش و لجن های اقیانوس بیکران بپردازید. شماها به عمد کوههای استوار مبارزاتی مجاهدین را نادیده میگیرید و به توصیف سنگلاخ ها و پاره سنگ های آن میپردازید.

حق انتقاد در درون جبهه اپوزیسیون سرنگونی طلب، یک امر طبیعی و لازم میباشد ولی هر انتقادی با هر نیتی که در درون اپوزیسیون مطرح شود و قصد تخریب و تضعیف داشته باشد، محکوم و عملی است در خدمت دشمن "قسم خورده" مردم ایران.

با توجه به این اصل در مواردی که مجاهدین نسبت به انتقادات دیگران بهر دلیلی عکس العمل دلخواه را نشان نداده وندهند این امر به کسی این مشروعییت را نمیدهد که به این شکل ناجوانمردانه و ضدانقلابی آنها را در این شرایط خطیرمورد حمله قرار دهند

اما در مورد اهداف و نیات شما از طرح مواضع سیاسی جدیدتان برعلیه رهبری مجاهدین، من بر خلاف هواداران مجاهدین معتقد هستم که شما از لحاظ انساتی طبق نوشته خودتان از مجاهدین "ضربه روحی" خورده اید و به لحا ظ شخصیتی نیز در چارچوب تشکیلا ت مجاهدین بعنوان یک زندانی سابق سیاسی انتظار احترام و عزت را داشته اید و بعلت "هوش و زکاوتتان و حس رهبری" در وجودتان نمی توانستید در چارچوب تشکیلا ت مجاهدین به راه مبارزاتی اتان ادامه دهید. همچنین تجربه تلخ ترکیه و احساس تنهایی در آن زمان و عدم کمک از طرف مجاهدین به خانواده اتان باعث خشم و کینه شما از رهبری مجاهدین و شخص آقای مسعود رجوی شده است. به این خاطر تمام کاسه کوزه ها را سر آقای رجوی می شکنید.

متاسفانه شما با کینه و درحس اتنقامجویی کور شده اید و در جوی ضد رهبری مجاهدین، دست به کاری زدید که بضرر جنبش و مقاومت مردممان و بخصوص شخص خودتان می باشد واین کار شما بر خلاف آن چیزی که " اطرافی هایتان" به شما می گویند، شهامت نیست، بلکه خنجری است آغشته به خون و خیانت.

حال شما به عواقب این مواضع اخیرتان آگاهانه و یا ناآگانه قدم گذاشته اید، بهرحال نتیجۀ آن در راستای خطوط وزارت ننگین اطلاعات رژیم میباشد.

در پایان برای آشنایی دادن شما با بنده، باید این مطلب را عنوان کنم که " در بزرگداشت سالگرد قتلهای سال 67" در تابستان 2012 در هامبورگ به پیشنهاد من و از طرف جمعیتی که در آن فعال هستیم، شما را دعوت کردیم و شما نیز با کسالت حالتان درین جلسه شرکت کردید. باید خاطرنشان کنم که اگر آنروز بنده از مواضع فعلی شما آگاه بودم، هیچگاه شخص شما را برای بزرگداشت این روز مهم تاریخی دعوت نمی کردم. چرا که تا آنزمان با وجود اختلافات سیاسی تان با مجاهدین، حرمت های مبارزاتی را رعایت میکردید و از مبارزات به حق مجاهدین نیز دفاع میکردید.

تنها راه راهی مردم ایران از چنگال خونخواران حاکم، اتحاد نیروهای سرنگون طلب و ایجاد یک حکومت سکولار میباشد.

به امید سرنگونی رژیم جنایتکار و رهای مردم در زنجیر

دکتر امیر کیانی
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved