Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

استعفای کشکی
آرش دانایی
مقاله و توضیحات جناب آقای مهدی سامع با زبانی روشن و ساده ، روشنگر برخی از زوایای متن استعفای آقایان روحانی و قصیم بود، به عنوان یک ایرانی و پیگیر اخبار و مسائل انقلاب و مقاومت که تا همین هفته پیش بسیار علاقمند دو فرد مستعفی یادشده بودم،
بر خود لازم دیدم به نکاتی بیشتر در مورد متن استعفا اشاره کرده و نظر یک ایرانی (اگر افکار عمومی برای آقایان بشکل واقعی و نه فقط در حرف قابل اعتنا میباشد) را به سمع مبارکشان برسانم:
- بحث انقباض: در حالیکه سیاست انقباض، سیاست رسمی خامنه ای است، در نامه استعفا، زیرکانه سعی شده است که آنرا به مجاهدین در وهله اول و شورای ملی مقاومت تسری ببخشند.
(می گویم به مجاهدین در وهله اول، چون بشکل عمد سعی شده است که علت اصلی جدایی را سیاست ها و طرز تفکر مذهبی مجاهدین جا بزنید و ماهرانه خواسته اید بطور غیر ملموس بلوای مذهبی و غیر مذهبی را دامن زده و از سوی دیگر، شورای ملی مقاومت را دنباله مجاهدین و نه یک موجودیت مستقل نمایش دهید.
آقایان، دیر آمده اید. بلوای مذهبی و غیر مذهبی دوره اش سر آمده، آخوندها در سال 57 سعی در فروش این متاع کردند، روی دستشان باد کرد. راستی که کفگیر ته دیگ خورده است. مصداقی، از استالینیسم میگوید، آنهم مخترعش ابوالحسن بنی صدر بود در ماههای اول پس از پیروزی انقلاب.
شورا به عنوان بال سیاسی مجاهدین هم قدیمی است و در شمار لاطائلات، هنوز هم رسانه های با میلیون ها بیننده ای که شما ناراحت از عدم حضور در آنها هستید، پیوسته آنرا بلغور می کنند.)
اما انقباض: خیر قربان، نچسب است. دلیلش؟ ساده، خود شما. بگفته خودتان، چند دهه در این ائتلاف بودید، دست آخر هم خودتان خسته شدید (در فرهنگ انقلابی: بریدید، کم آوردید) و رفتید. مگر کسی شما را بیرون کرد یا عذرتان را خواست؟
میفرمایید چرا بحث جبهه همبستگی جدی گرفته نشده است، هر چند نمیتوانید مدعی پشت گوش انداختن آن از طرف مسئول شورا شوید!ِ شورا، بعنوان جدیترین آلترناتیو در میدان مبارزه درها را گشوده، چند نیروی سرنگونی طلب آمدند و پشت در ماندند؟ میشود نیروهای سرنگونی طلب جدی را نام ببرید؟ تازگیها هم که کلمه "انحلال طلب" را باب کرده اند، که معنی آن می رساند که مخترعین آن گوییا نظام را حبه قند فرض نموده و در انتظار حل شدن آن بسر می برند!
بحثی طولانی است و من هم درصدد حل آن نیستم، چون در تخصص من نیست، اما نظر شخصی من این است که با نگاه به تاریخ و استنباط شخصی نگارنده از سوره "نصر"، این جبهه در اوج بالا گرفتن قیام ها و در دسترس بودن عینی پیروزی صورت واقع به خود خواهد گرفت، قبل از آن شرایط، آقایان عزیز، بعلت دشواری های دوران مبارزه، امری بینهایت "خستگی آور!" است و کار هر کسی نیست، باور نمی کنید؟ از آنان که نیامده اند، سوال بفرمایید!
- در مورد افشای یک مزدور و حقوق بشر: آورده اید که چرا مسائل شخصی افراد افشا شده است، که امری است ناقض حقوق بشر!
آیا پرونده شخص مورد نظر شما، بی دلیل و فقط پس از رفتن وی از نزد مجاهدین افشا شد؟ یا پس از خیانت و خباثت آن شخص؟
آن شخص، با تمایلات شخصی اش، بخشیده و تحمل می شده است، آیا لازم است که به آقایان متذکر شد که وقتی فردی حتی به استخدام اداره ای در می آید، بخشی از آن هویت حقوقی تلقی میگردد و آداب و روش رفتاری وی، خواه و ناخواه مبین آداب و روش رفتاری آن مجموعه تلقی میشود، چه رسد که او در لباس یک مجاهد یا رزمنده راه آزادی درآید، آنهم سازمانی که سالهاست برایش داستان ها از سو رفتارهای جنسی را می بافند، با وجود این حساسیت ها، فرد را می بخشند. نشنیدم که بابت این امر، به مجاهدین کردیتی و اعتباری داده شود، اما افشای این فرد بعد از خیانتش، میشود ازاله حقوق بشر؟ من نوعی حق دارم بدانم که چه موجودی و با چه تاریخچه ای با شناعت تمام در کار بدنام جلوه دادن و اقدامات خیانت آمیز در قبال میهن، مقاومت و نیروی رزمنده است.
در ثانی، جناب اقای وکیل، اگر غلط میگویم، لطفا تصحیح بفرمایید: آیا مقاومت با رژیم در جنگ هست یا خیر؟ آیا در زمان جنگ، حقوق جنگ حکمفرماست یا خیر؟ آیا در زمان جنگ سزای عدم رعایت انضباط و در قدم بعد،خیانت چیست؟ آیا با این اوصاف، مجاهدین بسا فراتر از آن حقوق برای خائن نامبرده قائل نشدند؟ آقای روحانی، شما که به کرات به مقاومت و خانم رجوی بابت جان بخشیدن به مبحث "حقوق" تبریک و آفرین گفتی؟! شما که طی سی سال، تعامل و سعه صدر مجاهدین را از نزدیک دیده و لمس کرده اید و حجب و حیا و فرق ایشان با هوچی های یاوه گو را بخوبی می دانید.
- در مورد رسانه های میلیونی: جدای از توضیحات آقای سامع، عارضم به حضورتان: آن رسانه ها که ذکر می فرمایید و میدانید منظور کدامها است، در ضدیت با مقاومت بوده و هستند و عاری از هرگونه بی طرفی. علت دعوت هر از گاهی ایشان هم از اعضای مقاومت، پوشش نهادن بر بی اعتباری خودشان است، که خود را معتبر و بی طرف جلوه داده و بتوانند سایر مطامع خود را به پیش ببرند. این را سخت متوجه می شوید، چرا که نتوانستید متوجه قدر و اعتبار خودتان بشوید، نفهمیدید که وقتی همراه مقاومت بودید، چه اعتبار بزرگی کسب کرده و چون تاجی بر سر داشتید. چون این را در نیافتید، لاجرم آن را هم نمی فهمید.
- اشرف و لیبرتی: اشارتی گنگ به مقوله اشرف و لیبرتی زده اید، که چه؟ کسب اعتبار مجدد بفرمایید؟ با آن کلام نامفهوم در دفاع از آزادی های اساسی ایشان؟ کاغذ کم آورده بودید که بیشتر و واضح تر بنویسید یا خستگی امان نمی داد یا از قصد مبهم نوشتید؟
آقای قصیم، در مورد سیاووشان میگویم ها، کم از سیاووش و شهرش نگفتید و ننوشتید ها! با اینهم از چهار سال پیش مشکل داشتید و دستی دستی بچه های مردم را در عراق با گذاشتن هندوانه سیاووش زیر بغلشان گوشت دم توپ کرده بودید؟ یا نه، هنوز هم سیاووشند؟ اگر هنوز هم در نظر شما آنند که بودند، اینگونه حمایتشان می کنید؟
- شعارهای پایانی: هر سه شعار خوبند، عالی هستند، اما کم هستند، میدانید کم هستند و ناگزیر: بی مایه و فقط در حد شعار، برای کسب اعتبار و عوامفریبی. نمی توان دم از سرنگونی زد و ابزارش را ذکر نکرد. بدون ابزار، وسیله و روش، این شعارها کشک هم نیستند!

اما اگر دوست دارید که بدانید در دیده خیلی ها اکنون چگونه به چشم می آیید، چند سطر زیر را هم بخوانید، اگر هم برایتان مهم نیست، همینجا،صفحه را ببندید:
حیف است که کسی پرونده اش را اینگونه با دست خودش، نزد مردمی که عزیزش میداشتند، ببندد. یهودای امت شدید و تا دم زدن سپیده همانطور که عیسی گفت سه بار(چندین بار) دیگر هم، این مقاومت و راه را نفی و تکذیب خواهید کرد. نام بودید و بی نام شدید،از شرف مقاومت نکاستید، اما برای خودتان چه بد تقدیری رقم زدید و چه صفت زشتی خریدید: خیانت.

ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved