Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

«دجال ودجالیت»! «بریده و واداده»!«جیره خوار و پالانکش»!
اسماعیل هاشم زاده ثابت
به پالانکشهای رژیم «مصداقی ویغمایی» ودی لینگ دی لینگ «زنگوله افشاء برگردنشان»
دجال درفرهنگ ما ولغت نامه های فارسی از زمان تدوین آنها بوده، از ریشه ی «دجل» به معنای دروغگوی حیله گروبا توجه به معنای لغوی«دجال»، مقصود ازآن شخص معینی نیست بلکه هرکسی که با ادعاهای پوچ وبی اساس وبا تمسک به انواع اسباب حیله گری ونیرنگ درصدد فریب مردم باشد «دجال» است.
بعد ازانقلاب وسربریده شدن آن توسط خمینی، مجاهدین خلق ایران صفت «دجال» را به خمینی و«دجالیت» را ویژگی خاص رژیم او نام نهادند صفتی که هم مصداق دقیق وعمیق آن بود وهم مصداقی درخور سیستم فرهنگی ارتجاع ودستگاه نظری واجرایی آن، زیرا این دیکتاتور ضد بشر بطور شگفت انگیزی کلماتی که سالیان دراختیار مبارزین علی الخصوص مبارزین مذهبی به عنوان کلمات مقدس بود را مورد سوءاستفاده واستناد قرارمیداد وهمزمان به شکل شگفت انگیزتری آن رابر ضد مفهوم آنها درعمل وپراتیک بکار میبرد، گاهی انسان مات ومبهوت ازاینهمه «دجالیت» میشد کلماتی همچون جهاد ومجاهدت ، شهید وشهادت ، مبارزه ضد امپریالیستی ، مبارزه مکتبی، حمایت از طبقات محروم تحت عنوان مستضعفین، حمایت ازملت فلسطین وفحاشی وتخریب مشروع ترین نماینده آن یعنی سازمان آزادیبخش فلسطین وعرفات ، گشودن راه قدس با عبور از عراق، و الی ماشاءالله میتوان ازاین دست «دجالیت »های «دجال ضدبشر» نام برد وفکرنمیکنم برای مردم ایران امری تازه یا غیرملموس باشد.
امروز اما بعد از گذشت سی وچهار سال ازفاجعه سرقت انقلاب توسط خمینی ورژیمش مجددا با این روش ومتد مواجهیم آنهم دروجه «امروزی» و«مدرن» آن که میتوان آنرا حاصل سه دهه سرکوب درداخل ایران واقامت طولانی دردنیای غرب وجیره خواری ومزدوری برای رژیم دانست که منجر به ملقمه ای از«دجالیت» که درحراج خود به استعمار وارتجاع ازنوع حاد ومزمن بروز کرده.
ریشه های سیاسی وماده ی حاصله ی این مقوله شاید خاص الخاص و ویژه درانطباق نعل به نعل واژه ها وکلمات ورفتار وعملکرد رژیم و«مصداقی»و«یغمایی» که خود را«اپوزیسیون» مینامند درکشاکش مقاومت سازمانیافته وتشکیلات پولادین مجاهدین بارژیم به وفور میتوان مشاهده کرد. کلماتی همچون «حقوق بشر ودمکراسی»، «انتقاد ومنتقد» ، «مبارزه ومشروعیت مبارزه»، «شهامت وصداقت»، «ظالم ومظلوم»، «حاکم ومحکوم»، «دولت حاکم واپوزیسیون»، «روشنفکر وانقلابی» و.... که همچون بالاپوشی استتار کننده!!علیه تنها نیروی سیاسی قوی وسازمانیافته ومتشکل وفداکارموجود که درگیر وچنگ درچنگ ارتجاع واستعمار است وهنوز با تمام قوا در رزم میدانی با رژیم قراردارد را میخواهد بپوشاند.
اگر بخواهیم «دجالیت» لخت وعوررا دراستفراغات آنها نشان دهیم فی المثل مقایسه مجاهدین توسط این دو «پالانکش رژیم» با حکومتها ودولتها ومقایسه ی رهبری این نیروی تا بن استخوان معتقد به سرنگونی رژیم که نه حاکم است ونه «قدرتی»محلی یا منطقه ای یا جهانیست با حکومتها و رهبرانی که درقدرت های بزرگ بوده اند ، بطوریکه اگر شنونده ای درخارج از زمان ومکان باشد فکر میکند که مجاهدین حاکمند ورژیم خون آشام ولایت فقیه اپوزیسیون، این طرفند هم که «اینها الان که حکومت ندارند اینطورند وای به حال روزی که حاکم شوند»، ترجمه استراتژی رژیم درجا انداختن این خط که :«اگرمن بروم ازمن بدتر میاید» و ترجمه خط استعمار که:«شاه رفت از آن بدتر آمد» است به زبان «دجالیت مدرن» وبس، این طرفندهیچ فرد سیاسی را فریب نمیدهد وفقط شیشه خرده بر سر ورو چشم مردم میپاشد. «یغمایی» که کاملاً درهضم رابع رژیم به یغما رفته درپاسخ به مطلب قبلی من درمورد«وادادگان مفلوک» نوشته بود «که استفراغ ایشان به سر و ریش من پاشیده ومن باید سر وریش خودم را بشویم...»ایشان «حق» دارد ما وملت ما وتاریخ ما ومقاومت ما سی چهارسال است که استفراغ متعفن رژیم آخوندی را بر سر وریش خود داریم وبه همین دلیل هم هست که یک آن ازپاک کردن آن درمقابل رژیم کوتاه نیامده ایم، استفراغ شما هم روش.
مقایسه مجاهدین با دولت کره شمالی!! مقایسه مجاهدین با استالین!! مقایسه مجاهدین با حکومت ضد بشری آخوندی!! قاتل خواندن مجاهدین وهوادارانشان ومقایسه آنها با لاجوردی وگیلانی !! این دست ازمضامین ومقایسه ها اگراز ذهن مشکوک ومامورتراوش نکند بی تردید از ذهن مهجور ومفلوکی و واداده ای تراوش میکند که درعالم واقع ودرجنگ تمام عیار رژیم با مردم ایران هیچ شابلونی برای اندازه گیری خود نمی یابد وناعلاج وسردرگم در عوالم خود، میخواهد خود را مطرح کند و به فروش برساند چون این سازمان و رهبریش وهوادارانش چنان مبارزه با رژیم را ارتقاء داده اند که هیچ نادم«خودشیفته»، و «واداده مفلوکی» نمیتواند به گًرد آن برسد .
هرعقل سالمی اگر دچار آسیب فیزیکی نشده باشد این امر بدیهی را نمیتواند رد کند که مقایسه دو سوژه در اولین گام باید بر مبنای شباهت در شکل ومحتوا وحد واندازه توانایی وقدرت وخواص ومضرات آن دوسوژه باشد فی المثل نمیتوان گفت این اتومبیل بهتر ازآن هواپیماست! اگرچه هردو وسیله ی نقلیه هستند اما کماٌ وکیفاٌ با هم متفاوتند اتومبیل را با اتومبیل وهواپیما را با هواپیما مقایسه میکنند تا به یک نتیجه گیری معقول از کیفیت هریک در کار برد هر یک بدست آورد اگر مهجوری درخیابان جلوی شما را بگیرد واتومبیل شما را با یک هواپیما مقایسه کند بی تردید اورا پریشان روان خواهید پنداشت، درصحنه سیاسی اما مساله به این سادگی نیست وابعادش بسیار پیچیده تر میشود اینجا دیگر بحث بر سر یک فرد یا دسته مهجور ودیوانه نیست بلکه موضوع درعرضه خود به ارتجاع واستعماردر فراراز میدان بشدت خونین مبارزه ای است که شیوه اش را رژیم بر مجاهد ومبارز تحمیل کرده وتوجیه موقعیت های فردی با ضریب حقد وحسد وکینه است که خود را بازتاب میدهد.
همینجا باید تاکید کنم عدم توانایی درشرکت دریک مبارزه بشدت خونین وبه شدت طولانی نه خیانت است ونه ننگ، اما تخطئه آن و هموار کردن کشتارمجاهدین و همسو شدن بارژیم باقیمانده ازخمینی با هر وسیله وتوجیهی وتازه اگر مزدوری رژیم نباشد هم خیانت است وهم ننگ. !
به همین دلیل هم هست که آنها به خط شده و دربرخی سایتهای اینترنتی با جلوداری سایهتای وزرارتخانه بدنام به تمجید وتکریم و«خوش آمدی خوش آمدی» و تعریف ازشجاعتها وشهامت ها به یکدیگر تبریک میگویند و تعارف تکه پاره میکنند آنها مقایسه های مع الفارقی دراین زمینه میکنند که بیش ازاینکه انسان را خشمگین کندغمگین میکند خوب آنها هم از نظر نگارنده جزیی از بلایای رژیم آخوندی هستند درست مثل یک جنگ جبهه ای که هم شهید واسیر دارد و هم معلول ومجروح علی الخصوص مجروحینی که درظاهر وشمایل «سالم اند»، هم چاووش وپیشقراول دارد وهم جاسوس وستون پنجم وبالاخره هم قهرمان دارد وهم خائن.
آیا مقایسه دوعنصرورویکرد وروش سیاسی که یکی، یک حکومت پنجاه شصت ساله ی دارای قدرت نظامی وحاکمیت وسلاح اتمی ومطرح درپارامترهای فرا منطقه ای وجهانی میباشد با یک سازمان وتشکیلات زیر تیغ اعدام درداخل یک کشوروتحت محاصره وبایکوت انواع واقسام سرویسهای اطلاعاتی ورسانه ای وسیاسی درخارج است وبه تازگی موفق شده کاری کارستان درعرصه جهانی انجام دهد و خودرا ازیک لیست سیاه استعماری ـ ارتجاعی خلاص کند وتوانسته درمیدان مبارزه با یک غول سربرآورده از اعماق تاریخ که متاسفانه هیچ تنابنده ای را سالم نگذاشته وبسیاری را کشته ونابود کرده یا به انفعال کشانده یا خریده وبه خیانت کشیده، یک خطای تحلیلی وسیاسی یا بیماری روحی روانی میتواند باشد؟ آیا ازیک مغزآسیب دیده تراوش میکند؟ اگراین احتمال محال نباشد، چیزی درحد محال است وظن نزدیک به یقین حکایت ازیک «دجالیت مدرن وحقارتبارسیاسی» وبیمارگونه دارد که در ادامه به رذیلانه ترین صورت در«قانون» جاذبه ودافعه درصحنه مبارزه ٌمقاومت ورژیم، به «پالان کشی» برای رژیم ختم شده، به این صورت که «سوژه» ودراینجا «مصداقی ویغمایی» وقتی خود را درآینه ی تنها راه مبارزه با رژیم که درهیئت یک مقاومت سازمانیافته متشکل که دارای رهبر و دهها هزار هوادار ودوستدارمشاهده میکنند، احساس حقارت والتهاب وفلاکت میکنند وازآنجا که گرده وشهامت وصداقت وفداکاری برای ادامه مبارزه راندارند وجود خود را درلاوجود ونفی آنان که مبارزه را ادامه میدهند میبیند وسعی نافرجام دارند که حقارت خود را با حمله وتیغ کشی به آنان ورهبرشان جبران کنند.
برای هواداران مقاومت این مکانیزم و دگردیسی بسیار شناخته شده است، این مقاومت وهوادارانش درجنگ میدانی سی ساله بارژیم بوده اند وتمام مار ومورها وزاغ وزغنهای سیاسی را حتی اگر لباس پری دریایی به تن کنند با معیارها وسنجشهای سیاسی عریان میکنند، بدینسان است که آنها با هر داعیه واسم وصفت ونشانی به ابزارو آلت رژیم حاکم بر علیه همین تشکیلات میشوند، بگذریم که این دو وهریک با پیشینه ومکانیزم خاص خود کاملا آگاهانه به «کول بری » برای رژیم مشغولند.
ارتجاع و استعمار و هم « تا اندازه ای مصداقی ویغمایی»، با تمام وجود وبطور دردناکی از عدم دسترسی فیزیکی به رهبر ومعمار بی نظیر این مقاومت یعنی «مسعود رجوی» رنج میبرند، گفتم «تا اندازه ای مصداقی ویغمایی» زیرا آنها حداقل دراین زمینه سی و چهارسال از رژیم آخوندی عقب مانده ترند و تاخیر دارند اولین کتاب علیه مسعود رجوی با عنوان مسعود رجوی کیست اگر تاریخش را اشتباه نکنم درسال پنجاه هشت توسط «حزب جمهوری اسلامی وبنیانگذاران وزارت اطلاعات» درابعاد وسیعی منتتشر شد واین شیوه تا همین امروز وهمین ساعت و با همان شدت علیه «مسعود رجوی» ادامه دارد، پس به جمع آنها خوش آمدند ولی «کمی» دیر تشریف آوردند باید کمی «تخت گاز» برانند تا فاصله سی واندی سال را جبران نمایند که ازشواهد پیداست که میرانند ولی کو تا به رژیم برسند البته کسی چه میداند «شاید» رژیم را هم پشت سرگذاشته ودراتوبان استعمار میرانند؟، «شاید» که«باید» به این دو «حق» داد، به این دلیل که «مسعود» با «انقلاب مریم» وبا تکیه به توان اعضاء کادرها وهواداران بی بدیلش توانسته درارائه ی الگوی مبارزه «تا آخرین نفس » به تولید کلان دست یابد، و«اتفاقا»!! همین است که برای ای دو«خطرناک ودردناک» است زیرا الگووقطب نما وشاخص مبارزه با رژیم را نشان میدهد، چه کسی دراین شک دارد که اگر الگو وشمایل وماده ی فرد مبارز دررزم میدانی با رژیم که روزمره قربانی میدهد وتفاله دفع میکند «این دو پالانکش» بودند، نه رژیم احساس خطر میکرد ونه درحضیض فعلی بود ونه استعمارککش میگزید، بلکه با دست باز وتا هرکجا که در توان داشتند درسایتها وپیامهایشان آنانرا«جهت تنویر افکارعمومی» و« با توجه به مقوله احترام به نظرات دیگران و شنیدن نظرات مخالف وبرای اینکه نظرات در سطح وسیعتری مورد توجه قرار بگیرد باز نشر» میکردند چنانکه میکنند، یک سر به سایتهای این دو وسایتهای مارک دار وزارت اطلاعات بزنید تا تصویرکامل را به عین مشاهده کنید.
برای الگو شدن درمبارزه میدانی با رژیم اصلاٌ لزومی ندارد که «علامه ی دهر» بود وسالها دراین گوشه وآن گوشه خواند ونوشت (اگرچه که ایکاش این فرصت بود ومردم م ومقاومت ما تا این اندازه با ارتجاع واستعماردست به گریبان نبودند)، بلکه باید صداقت داشت وفداکاری کرد و«هیـــــــــــــــــــــــچ نخــــــــــــــــــــــــواســـــــــــــــــــــت» امری که برای «خود شیفته ی» نادمی چون مصداقی و«مفلوک واداده ای» چون یغمایی امر به محال است.
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved