Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

تفاوتها و شباهتهای ملا نصرالدین و مصداقی
پرویز تراکمه
تفاوتها این دو بیشتر ظاهری است، مثلا ریش و عمامه. یکی سوار بر خر و هیزم بیار نان پزی و دیگری سوار بر اینترنت وهیزم بیار تنور آدم سوزی خامنه ایی و شکنجه گران دستگاه ولایت. اما شباهت های این دو،
روزی همسایه ملا بابت قرض کردن خر ملا رفت خدمت او و تقاضا کرد که خر او را برای نیم روزی قرض کند . ملا در پاسخ گفت که خرش رفته صحرا. ولی همزمان خرش در طویله شروع به عرعر کردن کرد. همسایه ملا پرسید: حرف ترا باور کنم یا عرعر خر را ؟
جناب مصداقی ادعا می کند در طول وعرض 4 شبانه روز یک کتاب 230 صفحه ای بر علیه تنها اپوزیسیون رژیم نوشته و یک خط اضافه کرده که من مخااف رژیم هستم!!!! شکرآ .

چه زمانی این کتاب نوشته شد
برای من نوعی8 شبانه روز لازم است که نام 146 تن دانشمند فیزیک و شیمی و فیلسوف و انقلابی و نادم سیاسی و رهبران سیاسی دست چپی ها و راست دستها خوانندگان و رانندگان را....... فقط اسم ببرم چه رسد به کد آوردن های به موقع برای اثبات حرفها. فقط یادشان رفت بنویسد زمانی که سقراط در زندان منتظر اجرای حکم اعدام بود و رفقا به او پیشنهاد فرار دادن او گفت من شهروند این امپراطوری هستم و وجودم را مدیون امپراطور. جناب آنچه من وتو در خاطرات و حافظه خود از مقاومت داریم از آن مسعود هست وبس. او بود که مقاومت مشروع و مردمی را پایه ریزی کرد و تا به امروز رهبری می کند و به همین دلیل و به درستی او را رهبر مقاومت می گویند.
"در راهرو مرگ که بودم با خودم و با وجدانم وبا همه عزیزانم پیمان بستم که اگر مجبور باشم به تنهایی این بار (بد نام کردن مسعود ) را به دوش کشم پروا نکنم."
چقدر رومانتیک حتی در راهرو مرگ!! که همزمان در فکر متن "انزجارنامه" به قول ایشان و یا توبه نامه و یا ندامت نامه و به قول رژیم "غلط کردم و ... خوردم نامه"بوده. در جایی خواندم که مائو در یک زمان دو نامه با دو موضوع متفاوت می نوشته یعنی دو انسان در یک جسم. امروز دیدیم که مصداقی همان توانمند ی را در راهرو مرگ انجام داده . یه صلوات برای حفظ وجود مائو زمانه ضد مجاهد و ضد مسعود و چند در صد هم ضد رژیمی.

تفاوت شکنجه روحی با شکنجه فیزیکی
اگر چه درد شکنجه فیزیکی از قبیل کابل،سوزاندن، چشم از حدقه در آوردن و... طاقت فرسا و اثرات آن تا مدتها و بعضا تا آخر عمر باقی است ولی بلاخره درد آن بهبود یافته و فرد از مقاومت خود سر فراز است. ولی اثرات شکنجه در روح و روان کسانی که با خود صادق نیستند گاها راه به جنون می برد.
کتاب 230 صحفه ایی از روز بعد از بریدگی و ندامت نویسی شروع شد و بدون شک به این جا ختم نمی شود. و برای مصداقی آرزوی عمر طولانی دارم .
" در داخل کشور که بودم می دانستم چیزی در مجاهدین عوض شده است." " در طول فعالیت تشکیلاتی ام موارد زیادی را به چشم می دیدم که با ادعای مجاهدین نمی خواند و مرا به فکر فرو برد." مصداقی عزیز به ندامت نامه که چنگ بزنی از این بیشتر هم خواهی دید. شب درازه.
" من برای ((ترویج حقیقت)) به میدان آمده بودم" " برای همین وقتی اتهامات غیر واقعی حتی به محمد گیلانی واحمدی نژاد و لاجوردی و.... نسبت داده شد. عکس العمل نشان دادم." نگفتم اثرات توبه وندامت مثل خوره روح انسان نا صادق را می خورد.

چرا این موقع کتاب باز رو شد
اگر این کتاب سر باز برای ثبت در تاریخ و روشنگری است که می شد کمی صبر کرد و این انتخابات آخری رژیم را رو سرش خراب کرد و نه یه مار 230 متری درست قبل از انتخاب و همزمان با برگذاری 30 خرداد. و در این مدت چند هفته مار را می شد رشد داد و به 300 متر رساند . جالب اینکه درست در همین زمان سایتی که هنوز پشت در اصلی فرعی کردن مسائل انقلاب مانده یک شبه به بلند گوی تشنه به خون مجاهدین و مسعود تبدیل میشه و سایت تعطیلی که هک شده دو باره بزرگی از سر می گیرد وفعال می شود و البته باز هم موقتا که مبادا باشد کسی که نظرات ناظرین را در یافت نکند.مجاهدین ومسعود رجوی چه نشسته اید که یکی پیدا شد که میگوید " هر کس باید حرفش را بزند"

لازم به تذکر است که من نه بعد از خواندن کتاب باز که بعد از مطلع شدن از نامه مصداقی به رضایی بود که این یادداشت را نوشتم.

درد مصدق ، درد مسعود
راه مسعود ، راه مصدق

روزی در مجلس ، مصدق خطاب به ضیاء مجری کودتای انگلیسی رضاخانی و در جواب یاوه هایش به او گفت صبحت هایی که می کنی از دو حال خارج نیست . یا از روی ناآگاهی و نادانی است و یا در خدمت انجام وظیفه به سفارت و در حق" دوستان شفیق و نازنین" است. و خود در پاسخ گفت از ان جا که ترا خوب می شناسم، می دانم که ناآگاه نیستی. یعنی حالت دوم "مزدوری" . و اما از آنجا که بنده ترا نمی شناسم، امیدوارم که حالت اول در رابطه با شما درست باشد ،و برای در خدمت به" دوستان شفیق و نازنین".

گفتگوی فراریان
حال که صبحت از دوستان شد یاد نوشته برشت افتادم که تاحدی حال فعلی دوستان را ترسیم کرده

تسیفل "من فقط امتیازات عظیم سهل انگاری را قبول دارم. سهل انگاری تا کنمون جان هزاران نفر را نجات داده است. در جنگ،اغلب کوچکترین انحراف از فرمان کافی بود که آدمی جان سالم بدر ببرد."

کاله " درست است. عموی من در آرگونن بود. وقتی در خندق دراز کشیده بودند از طریق بییم دستور گرفتندکه بلافاصله برگردند. اما به دستور توجه نکردند و خواستند اول سیب زمینیهایی را که سرخ کرده بودند بخورند،و به این ترتیب اسیر شدند و از مرگ نجات یافتند!."

تسیفل " تصمیماتشان ابلهانه است،تنها اجرای آشفته و نا منظم نقشه هایشان می تواند آنها را از زیانهای بزرگتر حفظ کند."

خلاصه کلام
نقل قولی از برادر مجاهد انقلابی ابوالقاسم رضایی در جمعی از هوداران،" دورترین هوادارمجاهدین هم می دانست که حمله عراق به کویت اشتباه محض است. ولی مگر ما رفته بودیم در امورات داخلی آنها دخالت کنیم." و اما امروز افشاء مالکی دست نشانده و امر بر خامنه ایی دخالت در امور دولت نیست، بیان یک واقعیت تلخی است که باید در مقابل آن ایستاد.و چرا این کد واین صحبت ، خود می دانی یاوه هایت در کتاب باز روی دورترین هوادار مقاومت اثر ندارد چه رسد روی اعضای شورا . ولی چرا این کتاب و در این زمان ، برای جری تر کردند سپاه جهل و جنایت ولی فقیه است که در گشتار مجاهدین و هواداران آنها با تمام توان و با پشتوانه تحلیلی جنابعالی شرکت کنند و حا فظ نظم و نظام باشند ، چون تیغشان توسط شما تیز ترو کارآمدتر شد.

و برای ثبت در تاریخ :
30 خرداد ، خروج مسعود واعلام شورای ملی مقاومت، تشکیل ارتش آذادی بخش، عملیات فروغ جاویدان، همردیفی و انقلاب مریم، مسئولیت پذیری خواهران مجاهد، وگل سرسبد همه اینها جاودانه شد در تاریخ اشرف.

پرویز تراکمه
5/15/2013
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved