علت تعطیل بودن سایت

تاریخ درج خبر -1396:09:09
مختصات توابین دهه شصت زندانهای خمینی
مقدمه
نوشتار پیش رو به یکی‌ از شومترین و جنایت آمیز‌ترین پدیدهای خمینی ساخته می‌‌پردازد که در دهه شصت در زندانهای آخوندی متولد شد و از بدو تولد از خون و رنج و جان و زندگی‌ زندانیان مقاوم تغذیه کرد و در بعضی‌ موارد تا منتهای طاقت زندانیان پیش رفت و بسیاری را به قربانگاه برد . این پدیده علیرغم خیانت و جنایات دهشتناکی که مرتکب شده بنا بردلائلی نامعلوم , ناشناخته و مسکوت مانده است و جز در مواردی خاطره وار هیچگاه تحلیل جامعی از آن صورت نگرفته. به همین دلیل است که می‌‌بینیم بعضی‌ از عناصر خائن که روزگاری از رنج و خون زندانیان ارتزاق میکردند امروز سر براورده و طلبکار هم شده‌اند . شرم آور اینکه در بعضی‌ از محافل به بهانه ی دادخوهی از شهدای زندانی برای کسانیکه به همین شهدا تیر خلاص زده است اشک تمساح می‌‌ریزند و برای دلداری و بوسیدن او به صف می‌‌ایستد . آنچنان که گویی مقصر اصلی‌ کسانی بوده اند که مقاومت کرده اند وگر نه تیر خالص زدن قابل ستایش هم است . اینچنین است که آنها می‌‌کو شند با مو جه نشان دادن بریدگی ،و مظلوم نشان دادن شکنجه گر و تواب و تیر خلاص زن نقش مقاومت را در زندان لوث کنند تا بتوانند اصل مقاومت را در بیرون از زندان به زیر سوال ببرند .
همه ی زندانیان مقاوم دهه ی ۶۰ اکنون دهه‌های ۵۰ و ۶۰ و بعضا هفتاد سالگی خود را می‌‌گزرنند اینها کسانی‌ هستند که روزگاری سوژه‌های اصلی‌ این جنایت کاران تواب بو ده اند . راه دشوار معرفی‌ جنایت و خیانت‌های توابین از درون سینه‌های آنها می‌‌گذرد با توجه به اینکه اکثر زندانیان مقاوم بسان سحوری‌های عاشق پر کشیده‌اند مسئولیت معدود بازماندگان صد چندان می‌‌شود . روشن است که کسانی می‌‌توانند در این مقوله اظهار نظر کنند که خود از هر گونه آلودگی به این اپیدمی منحوس بدور بوده باشند . وگرنه وقتی کسانی که خود همه‌ی این راه را رفته اند و همه مشخصات آن را دارا هستند راجع به این موضوع صحبت می‌‌کنند هیچ هدفی جز لوث کردن آن و پنهان کردن خود در پس آن جنایات ندارند .
مختصات و مشخصات "توابین " امری ساختگی و من درآوردی نیست هیچ کس نمی تواند یک ویژگی‌ یا صفتی به آن اضافه و یا کم کند آنها با کار کردهای مشخص و تعیین شده سالهای سال زندانیان " مقاوم " باقی‌ مانده از کشتار و شکنجه بازجو یان را دوباره به مسلخ می‌‌بردند و با شقاوت و بی‌ رحمی غیر قابل توصیفی عذاب زندان را برای زندانی صد چندان می‌‌کردند . . بنابر این آنچه که ما انجام می‌‌دهیم کلاسه کردن همین مشخصات و مختصات و توضیح همان کار کردهایی است که خود شاهد و در بسیاری از موارد سوژه اصلی‌ آن بوده ایم بدون کم یا زیاد . قطعاً هر چه قدر بهتر و بیشتر این پدیده را معرفی‌ کنیم به میزان مقاومتی که در زندانها ی خمینی وجود داشت . بهتر پی‌ می‌‌بریم . پس چه بهتر که در پروسه این نوشتار که تلاش می‌‌کنم برای ثبت آن در دل‌ تاریخ آنرا به صورت کتاب در اختیار عموم قرار دهم هر زندانی مقاومی که فاکتی یا خاطره‌ای از این پدیده ی شوم دارد برایم ارسال کند تا با همان نام و مشخصات خود ش در این مجموعه ثبت شود و به غنای مطلب افزوده گردد . همه ی این افراد باید به این حقیقت مهم به باور برسند که محنت های سخت ما در دوره‌ای از تاریخ میهنمان نباید به فراموشی سپرده شود . در این زمینه ما به خصوص مسئولیت قهر ما نانی را بر دوش داریم . که اینک در میان ما نیستند . بسیاری از آنها با بدن‌های آش و لاش آنچنان به پیشباز مرگ می‌‌رفتند که گو ئیا به عروسی‌ می‌‌روند .و کیست که نقش خائنین و بریده مزدورها و توابین را در لو دادن ، در دستگیر کردن ،، در شناسایی و در اعترافات نا جوانمردانه در مورد آنها بتواند انکار کند . همان‌ها که در گشت زنی‌ با پاسدار‌ها سر آمد بودند . همانها که دستاوردی‌های با زجویان را از دیگر بریده‌ها نقد می‌‌کردند همانها که اعترافات دیگران را در خارج از زندان به ماده تبدیل می‌‌کردند ، همانها که در صحنه عملیاتی تعیین می‌‌کردند چه کسی‌ باید دستگیر شود و چه کسی‌ نباید دستگیر شود . تا این خیانتها شکافته و بازشناسی نشود فهم "مقاومت" جانانه‌ای که در مقابل‌ا این دژخیمان جریان داشت میسر نمی شود .
نگاهی‌ به سابقه ی تاریخی‌ جریان توابین ، سؤ استفاده رذیلانه رژیم خمینی از واژه تواب علت به وجود آمدن جریان توابین در زندانهای خمینی ، کار کرد‌ها ، مختصات و مشخصات این جریان ،از جمله مسائلی‌ هستند که در بخش نخست به آن به تفصیل پرداخته می‌‌شود .
در بخش میانی میکوشیم با معرفی‌ دکترین و پدید آورندگان و اداره کنندگان جریان توابین بپردازیم و با فاکت‌های مشخص کارکردهای آنها را به قضاوت عمومی بگذاریم

بخش پایانی عمد‌تاً به انطباق این مختصات با

وقتی‌ دشمن با وقاحت و دریدگی می‌‌خواهد "زندانی بریده و تواب خیانت کار" را به عنوان زندانی "مقاوم " بخورد جامعه بدهد چرا باید ساکت ماند ؟ چه شده است که بقول امام علی‌ دشمن در موضع ناحقش از ما ، در موضع حقمان جسورتر شده است ؟

ما یعنی همه زنان و مردانی که برای خلاصی از شلاق حاضر نشدیم با "گشت دادستانی برای شکا ر مجاهدین و مبارزین به بیرون از زندان برویم ".

ما یعنی‌ همه ی کسانیکه برای خلاصی خود از بند کسی‌ یا کسانی را به بند نکشیدیم .

ما یعنی‌ همه ی کسانیکه با جسارت انقلابی حاضر نشدیم در بند لاجوردی ساخته توابین برای رذالت پیشگان حاکم بر زندان بیگاری بدهیم .

ما یعنی‌ همه ی کسانیکه وقتی از بند به انفرادی منتقل می‌‌شدیم تحت هیچ شرایطی حاضر نمی شدیم اسامی افراد سر موضع بند را به بازجو بدهیم .

ما یعنی همه ی کسانیکه در تمامی‌ پروسه زندانمان حتی یک روز هم در اوین با چشم باز نبودیم و در ساخت هیچ زندانی به دژخیمان کمک نکرده ایم .

ما یعنی همه ی کسانیکه در تمامی‌ سالهای زندان حتا یک نیم روز هم به مرخصی نرفتیم بدلیل اینکه نگاه رژیم به ما هیچ گاه نگاه کبریت بی‌ خطر نبود ه و ما هیچگاه در سر سودای فرار را با ‌مرخصی زبونانه تعویض نکردم .

و در نهایت ما یعنی همه ی کسانیکه برای نجات خود عزیزترین کسی خود را به مسلخ نبرده است و خبر شهادت او را از سلول انفرادی به بیرون از زندان منتقل نکردیم و بعد وقیحانه دم در نهادیم که به مادرم رو دست زدم و گرفت (۱) .

بله این من سر فراز امروز هم باید همچنان به بریدگان ، مزدوران و توابین بغرد همچنانکه در اسارت چهره به چهره پاسداران می‌‌غرید .این امر نیز شایان توجه ویژه است که همه ی قهرمانان زندان و اسطوره‌های شکنجه از میان ما پر کشیده اند . به شخصه اعتقاد قلبی دارم که یکی‌ از شانس‌هایی‌ که من داشتم این بود که همیشه شکنجه در محدوده ی طاقتم متوقف می‌‌شّد از طرفی‌ نیز بقول نلسون ماندلا ،" در راه مبارزه برای آزادی هیچ فداکاری چندان بزرگ نیست" . بنابراین آنچه که در ما هست یک احساس سر بلندیست از اینکه ارزش‌های انسانی‌ را پاس داشته ایم و به پلشتی رژیم آلوده نشده ایم همین بس . بیش از این هر چه باشد باطل است و ضایع کننده همه ی آن گذشته افتخار آمیز برای هر عنصر زندانی که از کوره گدازان آزمایش زندانهای خمینی سر فرازبیرون آمده .

موضوع بعدی این است که ما همانطور که حق طلبکاری از کسی را نداریم حق حسابرسی از هیچ زندانی را هم نداریم . هیچکس در راه ما مقاومت نکرد و هیچکس بخاطر ما تواب نشد . هر زندانی با هر عقیده و مرامی‌ یک صاحب عله دارد که باید حساب و کتابش را آنجا صفر صفر کند ما می‌‌توانیم شهادت بدهیم ، میتوانیم با اسم و مشخصات بگوییم فلانی در زندان چکاره بوده . اما حق قضاوت و حسابرسی نداریم در عوض در ایستادن در مقابل کسانی‌ که با دجلیت قصد دارند خود را غیر از آنچه بده اند جا بزنند .ذیحق‌ترین کسانی‌ که باید به اعتراض بر خیزند و افشاگری کنند همین زندانیانی هستند که حالا بر امانت شهدا هم بر دوششن سنگینی‌ می‌‌کند . این حق همه ی شلاق خوردگان است که وقتی‌ می‌‌بینند کسی‌ به اردوی دشمن پیوسته علیه او افشاگری می‌‌کنند ، و وای بحال ما اگر در همین مورد را از جاده انصاف و عدالت خارج شویم در بحث پیش رو خواهیم دید که جنایتی که توابین علیه زندانیان انجام می‌‌دادند کمتر از جنایات پاسدار‌ها و بازجوها نبود . بنابر این وقتی‌ به کسی‌ اتهام تواب بودن را می‌‌زنیم باید بفهمیم که این اتهام ناموسی‌ترین و بد خیم‌ترین اتهامی است که می‌توان به یک زندانی زد و اگر چنین نباشد و اتهام ما بر اساس بغض و کینه ی شخصی‌ باشد در واقع همه ی مفاهیم را لوث کرده ایم و همه ی خائنین را از زیر تیغ بدر برده ایم باید برای هر اتهام ادله و شواهد کافی‌ داشته باشیم تا کسی‌ نتواند خیانت خود را حا شا کند . دروغ گفتن نیز به همین اندازه زیان آور است ، این اضافات که دروغ هر نوشته‌ای را بی‌ ارزش ، هر سندی را بی‌ اعتبار می‌‌کند و در نهایت دروغگو را رسوا ی خاص و عام میکند . بنابر این وقتی‌ چشمانم به کفّ پام می‌‌افتاد از آن متنفر می‌‌شدم . باید یا به نماز خواندن آن فرد یا به شکنجه شدنش و یا به هر دو شّک کرد . باید از دروغ گفتن ایرج مصداقی در مورد سر دار موسی خیابانی عبرت بگیرند به نظرم یکی‌ از عوامل رسوایی این پادو اطلاعات همان دروغ بزرگ و بی‌ شرمانه‌ای بود که در مورد سر دار شهید سر هم کرده بود .اما فاکتها ی رسوایی دروغ گویان بسی بیشتر از این مورد است . در سال ۱۳۶۷ بعد از قتل عام زندانیان سیاسی همراه با عده‌‌ای از بچه‌های زندانی راهی‌ اروپا شدیم تا با انجام مصاحبه و میز گرد ، افکار عمومی‌ را نسبت به آنچه در زندانها ی ایران اتفاق افتاده آگاه کنیم اولین جلسه این افشاگری‌ها در لندن بر گذار شّد در آن مصاحبه ۵ نفر در پنل نشسته بودیم . ۴ برادر و خانم آذر معزز . مسئولیت جلسه با "شهید حقوق بشر دکتر کاظم رجوی بود ". که در واقع سر پرستی‌ ما را در همه کنفرانس ها به عهده داشت .مترجم ما برادر مجاهد علیرضا جعفر زاده بود . از آنجا ایکه در همان زمان گالیندپل نماینده ی ویژه ی حقوق بشر سازمان ملل در تهران بسر می‌‌برد . تقریبا همه خبر گذاری‌های معتبر دنیا حضور داشتند . ترکیب نشستن ما در پنل طوری بود که آذر معزز بعد از من شروع به صحبت کرد . او در صحبتهایش ادعا کرد که رژیم در اوین کوره ی آدم سوزی راه انداخته و او به چشم خود دیده که کسانی‌ را در این کوره انداخته اند .من با شنیدن این حرف سر جایم خشکم زده بود خیلی‌ به خودم فشار آوردم تا توانستم تا آخر آن کنفرانس خودم را آروم نگاه دارم . بعد از کنفرانس , آسوشیتد پرس از آذر معزز ، و صدای آمریکا از من در خواست مصاحبه اختصاصی کردند . در پایان این مصاحبه از دکتر کاظم شهید تقاضا کردم چند دقیقه‌ای با ایشان صحبت کنم . باهم به گوشه‌ای رفتیم . صحبتم را اینطور شروع کردم : آقای رجوی من زندانی چشم و گوش بسته‌ای نبوده‌ام در طول پروسه زندانم جزو کسانی‌ هستم که بیشترین جا به جایی‌ را داشته‌ام و تقریبا هم مورد اعتماد زندانیان بوده‌ام با این مقدمه می‌‌خواهم بگویم که حرفی‌ که خانم معزز زده اند به هیچ وجه حقیقت ندارد و محال است اگر چنین چیزی در اوین اتفاق افتاده باشد ما از آن بی‌ خبر مانده باشیم . ضمن اینکه من بیشتر ایام زندانم را در اوین گذرانیده‌ام . بعد هم اشاره کردم که شما می‌‌توانید از همه ی بچه‌ها ی زندان این سوال را بپرسید اگر حتی یک زندانی دیگر این ادعا را تایید کند من اعتراض خودم را پس می‌‌گیرم . او با حوصله به حرفهای من گوش کرد در پایان از من سوال کرد آیا قبل از اینکه به خارج اعزام شوید کسی‌ به شما گفت چه بگویید و چه نگویید ؟ گفتم نه‌ . گفت : سوالم را طوری دیگر مطرح می‌کنم . آیا شما به مسئولی‌ و یا به فردی گفته‌ای که در مصاحبه چه موضوعاتی را مطرح خواهی کرد ؟ گفتم نه‌ . گفت : وقتی‌ فردی ناگهانی موضوعی را مطرح می‌‌کند واکنش ما باید چه باشد .? من جوابی‌ نداشتم بدهم . اما فهمیدم که بعد از آن با خانم معزز برخورد شده چون در مصاحبه‌های بعدی ایشان را شرکت ندادند . همان زمان مصاحبه‌ها و فعالیت‌های ما در بولتن روزانه ارتش آزادیبخش منعکس می‌‌شّد . بعد‌ها شنیدم که بسیاری از بچه‌های زندان بعد از خواندن مصاحبه آذر معزز ، پیش مسئول خود رفته و به این دروغ بزرگ اعتراض کرده بودند از جمله این افراد خواهر مجاهد فروزان سعید پور و برادرش سیامک سعید پور بوده اند که اکنون بعنوان شاهدان زنده ی این جریان هستند . آذر معزز بعد‌ها اخراج شّد . ۲۶ سال بعد از این ایرج مصداقی به نیابت از رژیم آخوندی طلب این دروغ را از سازمان باز خوانی می‌‌کند . خوب است همین جا به این موضوع نیز اشاره کنم که طبق شنیده‌ها آذر معزز بعد از اخراج از ارتش آزادیبخش به سوئد می‌‌رود و از طرف دولت سوئد به او آپارتمانی برای سکونت داده می‌‌شود . ایرج مصداقی در یک مقطع برای کلاه گذاشتن سر دولت سوئد ادعا می‌‌کند که از همسرش جدا شده تا بدینوسیله ۲ تا حقوق از دولت سوئد بگیرند . طبق قانون سوئد به چنین افرادی یک خانه ی جدا می‌‌دهند . گفته می‌‌شود آن خانه‌ای که به مصداقی داده بودند در همان آپارتمانی بوده است که آذر معزز در آن سکونت داشته . البته تواب تشنه به خون آن آپارتمان را اجاره داده بود . و بعد از این‌همه کثافت کاری ادعای شفاف سازی در دنیای مجازی میکرد .

ع2
آنها در بستر دیکتاتور ستیز دانشگاه برای همیشه جاودان خواهند ماند و همچون منادیان فریاد در گلو بر هر نسلی از دانشجویان هشدار می‌‌دهند که هیهات از تسلیم و تنها راه ؛ عصیان بر علیه هر نوع ظلم و تعدی است . از همین رو است که دیکتاتوری شاه سعی‌ در سرکوب این پیام داشت و دیکتاتوری آخوندی تلاش برای مصادره این رویداد را در دستور کار خود قرار داد.

اتحاد زندانیان سیاسی ضمن بزرگداشت این واقع ی شورانگیز و انگیزاننده به همه ی دانشجویان داخل کشور در سراسر ایران هشدار می‌‌دهد که زنهار مگر بگذارید که سایه ی شوم آخوندی بخواهد چنین روزی را به حیله و نیرنگ خود مصادره کند .

باید که در راستای دادخوهی مردم ایران دانشجویان سراسر کشور از خون آن سه آذرخش جاودانه الهام گرفته و به پا خیزند.

ما بر آنیم که با همه توش و توان خود رژیم فرسوده آخوندی را که اقبال جهانی‌ از آن روی بر تفت را به پای میز محاکمه‌ بکشانیم و بر این عقیده هستیم که انتقام همه خونهای به ناحق ریخته از مردم ایران را باید از حکومت جبر آخوندی باز پس گرفت .

ب با چنین رویکردی ۱۶ آذر را گرامی‌ میداریم و همگان را به فریاد و اعتراض علیه ولایت جور و ستم فرا می‌‌خوانیم .
01.12.2016 14:36
hi
صادق زيبا كلام بسته ارسالى نظام براى جذب نيرو در خارج از كشور . وظيفه اى كه ايشان در ان مهارت بسيار دارد . به اين موضع وزارت خارجه خامنه اى پيش از انتخاب اقاىً ترامپ توجه كنيد :
. " کاری که ما باید انجام دهیم این است که مؤتلفان بالقوه خودمان در خارج از کشور را برای جلوگیری از وقوع جنگ سازماندهی کنیم. البته درصد احتمال وقوع جنگ بالا نیست، شاید حدود پنج درصد، ولی همین میزان هم خیلی زیاد است و ما باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم و باید یک ستاد ملی ( نه اسلامى !!! ) برای آن تشکیل دهیم. این ستاد باید همه راهکارها را در نظر گیرد. " يكى از اين راهكارها بحركت دراوردن نيروهاى بلقوه در خارج از كشور است .

پیروزی ترامپ به نفع ایران است
ترامپ یا کلینتون؟ جمهوری‌خواه یا دموکرات؟ فی‌الواقع روی‌کارآمدن کدام‌یک از رقبای انتخابات آمریکا به نفع ایران در شرایط فعلی است؟
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
ترامپ یا کلینتون؟ جمهوری‌خواه یا دموکرات؟ فی‌الواقع روی‌کارآمدن کدام‌یک از رقبای انتخابات آمریکا به نفع ایران در شرایط فعلی است؟

به گزارش انتخاب، این سؤال بدون شک ذهن بسیاری را به خود درگیر کرده است. این بحث و اساسا الگوی رفتاری دو حزب آمریکایی در مواجهه با خاورمیانه و ایران را با ناصر هادیان، استاد روابط بین‌الملل در میان گذاشتیم. او معتقد است روی‌کارآمدن ترامپ تندرو از آنجا که یک تاجر است، به ضرر ایران نخواهد بود به‌ویژه آنکه او مشروعیت بین‌المللی زیادی ندارد؛ اگرچه او راه‌یافتن ترامپ به کاخ سفید را بعید می‌داند. هادیان، برنده انتخابات آمریکا را هیلاری کلینتون می‌داند و معتقد است که او در مواجهه با ایران و اجرای برجام، سخت‌گیرانه‌تر از اوباما عمل می‌کند. با ناصر هادیان، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت‌وگو کردیم. تمایل نداشت به بحث تاریخی خیلی وارد شود، اما در مرور شرایط فعلی رابطه دو کشور، دورنمای دیپلماسی را سخت می‌بیند، آنچنان که معتقد است باید ستادی راهبردی برای تنظیم برخی مسائل این حوزه تشکیل شود.
al
رفسنجانی‌ قاتل هزاران هزار زندانی سری بر دار مرد

رفسنجانی‌ مرکز ثقل همه جنایات سی‌‌ و هشت ساله رژیم جمهوری جهل و جنایت دیروز مرد .

او یکی‌ از مشوقان و پشتیبانان اصلی‌ لاجوردی جلاد بود .به همین خاطر او در همه شکنجه‌ها و در همه جنایاتی که در این سالها در حق زندانیان مظلوم اعمال شده نقش رسمی‌ و مستقیمی‌ دارد .قتلهای زنجیره ای که زیر نظر این جانی قسی القلب اجرایی می‌‌شد تعداد بسیار زیادی از زندانیان مظلومی را که بعد از سالها تحمل شکنجه آزاد شده بودند را به کام مرگ برد . او یکی‌ از تئوریسین‌های جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود که در هدر دادن خون ملیونها ایرانی‌ و عراقی‌ و هدر دادن میلیاردها دلار امول عمومی و ویرانی شهر‌های بیشماری نقش بر جسته و تعیین کننده‌ای داشت . بخاطر همین جنایات بی‌ شماری که مرتکب شده بود تمامی‌ تلاش خود را تا آخرین دقایق عمر ننگینش صرف بقای این حکومت کرد . اتحاد زندانیان سیاسی مرگ این جرثومه ظلم را به مادران داغدیده من‌ به خانوادهای متلاشی شده من‌ به همه ستم دیدگان تبریک می‌گوید . بی‌ شک حکومت آخوندی با از دست دادن این شاه مهره خود چند گام کیفی‌ به سر نگونی نزدیک شده است
13. januar 08:57
چرا ما از فهم منافع خود و کشورمان در این برهه عاجزیم ؟

می‌توان از آقای ترامپ خواست که ممنوعیت ورود به آمریکا شامل دیپلمات تروریست‌های رژیم هم بشود .

می‌توان با هر امکان و وسیله‌ای که در اختیار داریم به آقای ترامپ و تیم‌ همراهش بفهمانیم که تضمین امنیت آمریکا در گرو اخراج همه عوامل رژیم از آمریکاست . می‌توان از دولت جدید آمریکا خواست تا تمامی‌ سینه چاکان رژیم از قبیل ستاره درخشش ،آرش سیگار چی‌، کریستین اماننپور و بقیه کارمندان صدای آمریکا و رادیو فردا را که در انتخابات رژیم فعالانه شرکت میکنند را از رسانه‌ها ی آمریکائی اخراج و به زیر آوای آخوندها روانه کرد
1. februar 10:48
در سایه ی مماشات اوباما و تیم‌ همراهش رژیم آخوندی در دوران سایت اوباما بر کاخ سفید ۶۰ مسجد در آمریکا بنا کرد و با کوشش و مساعدت کره و سخنگوی فارسی زبان وزرتش آقای الن ایر که زبان شیرین فارسی را به تلخی‌ مار کبری تکلم می‌‌کرد ۶۰۰ تا ۷۰۰ طلبه و آخوند برای این مساجد وارد آمریکا کرد که هر کدام حقوق‌های کلان دریافت می‌‌کنند .

می‌ توان از هیئت حاکمه خواست که درب این مرکز جاسوسی را بسته و مزدوران آنرا اخراج کند .

میتوان از سیاست گذاران جدید آمریکا خواست که تمامی‌ سینه چاکان رژیم جمهوری اسلامی ، مثل ستاره درخشش ،آرش سیگارچی و کریستین امانپور را که افتخرشان حضور پر شور در مرکز رأی گیری برای رژیم است را از صدای آمریکا ، رادیو فردا و سایر رسانه‌ها ی آمریکائی اخراج و به دامن پر مهر آربابا نشان ئودت دهد .

می‌توان از آقای ترامپ خواست که ریشه همه لابیها‌ها و مزدوران رژیم را مثل تریتا پارسی‌ ، هوشنگ امیراحمدی و سایر دلالهای آخوندی در تلوزیون‌های فارسی زبان لوس انجلسی بر کند .

برای در خواست همه این الویت‌های مرحله‌ای نیزی به عشق سینه چاک بودن آقای ترامپ نیست . اندکی‌ شعور سیاسی لازم است همین . و وگر نه‌ همه مدافعان واقعی‌ حقوق زنان می‌‌فهمند آنکه بر صورت زنان ما اسید می‌‌پاشد ترامپ نیست، " خامنه ای" است .
23. februar 17:46
دوستان و همرزمان ،خواهران و برادران گرامی‌ در نهایت شعف و خوشحالی با خبر شدیم که خانم رقیه عزیزی آزاد شّد و اجازه ی اقامت ۲ ساله گرفت . این پیروزی نشان داد که ارده ی مبارزین همیشه راه گشا بوده است بدین وسیله از طرف خودم و از طرف تک تک اعضا اتحاد زندانیان سیاسی از همه ی کسانی‌ که با امکانات موجودشان در این پیروزی شیرین نقش داشته اند سپاس گذاری می‌کنیم . به خود و به نبردمان ایمان بیاوریم که پیروزی مولود ارده‌های ما است .
31. mars 17:11
http://www.hdmovieswatch.eu/fecha-estreno/2015/
6. april 01:06
سلام خواهر عزیز و گرامی‌ سال نو به شما مبارک . مرسی‌ که از روی لطف گاهی نیم نگاهی‌ به ما دارید امیدوارم که کار گشا باشد . ما در مراسم عید بین خاطر جلو نشسته بودیم که ۲تا مهمان خارجی همراهمان بود . ولی کلا مراسم خیلی‌ اشل پایین بود شنیدم که خانم گیسو هم ناراحت شده بده حالا بماند . اما راجع به زندانیان در راه نوشته بودید و این که ما چه کاری میتوانیم انجام بدیم .راستش را بخواهید دست گذاشتید روی پر آشوب‌ترین قسمت دلم که بسیار هم خونین است .
29. juli 20:29
http://www.aasoo.org/fa/documents/863
Chatsamtalen er avsluttet
Skriv en melding ...

Chat (28)
Flere hendelser har blitt lastet inn.
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved