Logo
صفحه نخست حقوق بشر شعر فیلم وموسیقی گالری عکس گوناگون آموزه های انقلابی دانسته های انقلابی پیوند سیمای آزادی اساسنامه

باز هم یک شکست راهبردی دیگر

تاریخ درج خبر -1395:10:22
مهمترين خبرها

شعار مرگ بر خامنه‌ای در اعتراضات مشهد
واشینگتن پست: رفسنجانی در ترور مخالفان و در حملات تروریستی دست داشت
عدم تعادل، شکنندگی و تشدید بحران درونی رژیم بعد از مرگ رفسنجانی(گفتگو با محمدعلی توحیدی)
اخبار مرتبط

تصویب طرح توسعه و افزایش توان موشکی رژیم در مجلس ارتجاع
جیمز وولسی رئیس سابق سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا: روسیه، چین و رژیم ایران عاملان حملات سایبری
رژیم ایران نسبت به آینده‌اش در سوریه ترس دارد
این روزها جنگ سوریه دارد به نقطه سرفصلی بسیار مهمی می‌رسد. روسیه از هم‌پیمانی با آخوندها به همکاری با ترکیه روی آورده است. یک تغییر سیاست و به قول معروف ”قال گذاشتن“ آخوندها وسط معرکة سوریه با اسد و حزب‌الله!

در حال حاضر نیروهای ترکیه و ارتش آزاد سوریه با حمایت هوایی روس‌ها در حال پیشروی در شمال سوریه و آزادسازی برخی مناطق کلیدی هستند. مشابه کاری که تا همین چند روز پیش، رژیم با کمک روس‌ها در کوبیدن مقاومت مردمی و ارتش آزاد سوریه می‌کرد!

آن چه که شکست رژیم و سیاستش در سوریه را مسجل کرد، جابه‌جایی وزنه روسیه از کفه خامنه‌ای – اسد به کفه ترکیه – ارتش آزاد سوریه است!

یک جابه‌جایی ناگهانی و پیش‌بینی نشده که همزمان با عملیات سنگین نظامی، با توافق‌های مکتوب سیاسی هم همراه شده!

سایت حکومتی الف روز 16 دی نوشت: «پایه‌های آتش‌بس اخیر را ایران، روسیه و ترکیه گذاشتند... اما به نظر می‌رسد ترکیه بار دیگر با اقدام‌های خود، در حال تهدید حیات آن مثلث است! (چرا که) هنگامی که نوبت به روی میز قرار دادن این بیانیه (آتش بس) شد، روسیه و ترکیه کار را در قالب مذاکرات دوجانبه در آنکارا پیش بردند.»

روزنامه آرمان هم همان روز 16 دی نوشته بود: «ابهام در رفتار و سیاست روس‌ها نسبت به آینده هم‌چنان مهم‌ترین نگرانی است… روس‌ها با ترکیه روابط نزدیک داشته و نسبت به ریاض نیز ملاحظات خاص دارند. دعوت از عربستان برای پیوستن به گفتگو‌های سوریه فارغ از این‌که حاصل، مد نظر قرار دادن ملاحظات کلان منطقه‌یی مسکو است، به تنهایی تحولی است که می‌تواند در صورت مشارکت سعودیها در نشستهای سوریه، موازنه را به زیان ایران و جبهه مقاومت بنماید. مدافعان روابط راهبردی تهران و مسکو باید پاسخ دهند که با تکیه بر چه اصولی اعتقاد دارند روابط ایران و روسیه قابلیت ارتقا به سطح استراتژیک داشته و بحران سوریه، صحنه اثبات این قابلیت است؟»

کمی پیش از این، روز 13دی روزنامه حکومتی سیاست روز در همین باره نوشته بود: ”تبانی ترکیه و روسیه بر سر سوریه؟! “

و روز 14 دی هم یک روزنامه دیگر آخوندها با تلخ‌کامی تیتر زده بود: ”عمل‌کرد روسیه در سوریه و همکاری آن با ترکیه و ندیده‌گرفتن ایران برای صدمین بار نشان داد روسیه هیچ‌وقت ایران را جدی نمی‌گیرد و رؤیای روابط استراتژیک با روسیه، (تنها) در برخی طرف‌های ایرانی است و در طرف روسیه هیچ خبری از پای‌کوبی نیست.»

روز 15 دی هم سایت العربیه نزدیک به عربستان با شادکامی همین نوشته‌های روزنامه‌های رژیم را این‌گونه منعکس کرد: «رسانه‌های ایران نوشتند: توافق ترکیه-روسیه در مورد سوریه، نقش ایران را در حاشیه قرار داد».

اینک دیگر برای کمتر ناظری جای شک و شبهه باقی مانده که مطابق معمول، دستگاه سیاست‌گذاری آخوندهای حاکم بر تهران با ارتکاب یک اشتباه راهبردی دیگر (همانند اشتباه‌های سابق‌شان در جنگ با عراق یا گروگان‌گیری و اشغال سفارت آمریکا و یا ورود به پروژه ماجراجویانه و شکست خورده اتمی)، یک گام بلند دیگر در جاده شکست برداشته. با این تفاوت که اگر باید سی سال از جنگ ضدمیهنی 8ساله‌اش با عراق می‌گذشت تا مورد بازخواست جوانان ایرانی قرارگیرد که چرا وارد چنان جنگی شدید؟! این بار هنوز و در حالی که جنگ در سوریه ادامه دارد، سوال‌های مردم شروع شده که:
این، چه کاری بود که در سوریه کردید؟ چرا وارد شدید؟ و اصلاً چرا جبهه دیکتاتور سوریه را انتخاب کردید؟ آن‌هم در قبال بهار عربی و خواست اکثریت قاطع مردم سوریه!

مسؤل آن‌همه اتلاف نیرو و سرمایه و چنین نتیجه متفضحانه و خفت‌باری کیست؟ و... .

***
و البته هم اینک وقت آن است که خرج و مخارج این جنگ جنایت‌کارانه را هم در کنار دیگر صورت‌حساب‌های خامنه‌ای روی میزش گذاشت و پرسید:
چرا و به حساب چه کسی، این همه ثروت ملی مردم ایران را خرج کشتار مردم سوریه کردی؟ آن‌هم پول مردمی که از شدت فقر، یا در گور می‌خوابند یا درکارتن و گوشه پارک‌ها و خیابانها!

ضروری است همین‌جا نگاهی کنیم به گوشه‌یی ازمخارج این جنگ جنایت‌کارانه:
روز هفتم خرداد سال 1392 ادیب میاله رئیس بانک مرکزی سوریه از دو خط اعتباری به‌مبلغ ۴ میلیارد دلار که از جانب رژیم ایران برای سوریه گشوده شده و نیز وامی به میزان ۳میلیارد دلار سخن گفته بود، این مطلب را روزنامه دولتی تشرین چاپ دمشق در همان زمان رسانه‌یی کرد.

روز ۲۷ اوت ۲۰۱۳ روزنامه لیبراسیون برآورد کرد که: «ایران تاکنون ۱۷ میلیارد دلار در جنگ سوریه، هزینه کرده است».

روز ۴ سپتامبر ۲۰۱۴ روزنامه فرانسوی فیگارو از گشوده شدن یک اعتبار چهار میلیارد دلاری برای رژیم اسد از سوی تهران خبر داد.

روز ۱۷ تیر ۹۴ خبرگزاری رسمی سوریه، سانا، خبر داد که «بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه قانون جدید تأیید اعتباری یک میلیارد دلاری از متحد منطقه‌یی ارشد خود ایران را تأیید می‌کند».

در ماه دسامبر ۲۰۱۴ رویتر به‌نقل از یک مقام تجاری سوریه که نخواسته نامش فاش شود نوشت: «اگر حمایت‌های ایران نبود حکومت بشار اسد امکان جان به دربردن از این بحران را نداشت.» این گزارش اضافه کرده بود که ایران در ماه ژوئیه سال گذشته بیش از چهار و نیم میلیارد دلار اعتبار به حکومت سوریه داده تا بخش بیشتر آن صرف خرید فرآورده‌های نفتی شود، عین این مطلب را می‌توانید در دویچه وله ۶ ژانویه ۲۰۱۵ نیز ببیند.

روز ۱۷ اردیبهشت ۹۴ روزنامه حکومتی شرق برآورد کرد: «ایران و چین و روسیه ماهانه حدود ٥٠٠ میلیون دلار از طریق فروش نفت و سایر خطوط اعتباری به سوریه کمک می‌کنند».

روز ۲۷ آوریل ۲۰۱۵ روزنامه کریستین ساینس مانیتور به‌نقل از «منابع دیپلوماتیک در بیروت» گزارش داد: «برآورد می‌شود ایران هرماه بین یک الی دو میلیارد دلار در سوریه هزینه می‌کند».

مهم‌تر از همه این‌ها تخمین استفان دمیستورا نماینده سازمان ملل در سوریه است. نماینده ویژه سازمان ملل در مورد سوریه در یک جلسه خصوصی در واشینگتن گفت: «ایران هرسال 35میلیارد دلار در سوریه هزینه می‌کند. اصل خبر را به‌طور کامل می‌توانید در روزنامه کریستین ساینس مانیتور، ۲۷ آوریل ۲۰۱۵ بخوانید.

تلویزیون اورینت در 11آبان 92 در مطلبی به‌نقل از فارین پالیسی نوشته بود: ما به ازای نفت مجانی، رژیم ایران این امتیاز را از اسد گرفته که در نهادهای اقتصادی وابسته به اسد، سرمایه‌گذاری کند. و بعد هم اضافه کرده بود: این سرمایه‌گذاریها فراتر از تشکیل شبه‌نظامیان و تقویت دستگاههای امنیتی اسد خواهد بود.

و سرانجام در جلسه‌یی در مجلس سنای فرانسه، در ۵ می ۲۰۱۵، نذیر حکیم دبیر هیأت سیاسی ائتلاف ملی سوریه، گفت: «ازنظر من، اسد در صورتی در قدرت می‌ماند که رژیم ایران به حمایت از او ادامه بدهد. ۸۷ میلیارد دلار در عرض سه سال پرداخت‌شده!» (یعنی رژیم خامنه‌ای در عرض سه سال مبلغ 87میلیارد دلار به دیکتاتور سوریه کمک مالی کرده!) همین مقام اپوزیسیون سوریه در انتهای صحبتش گفته بود: صحبتم مستند است. ولی حتی اگر این را هم نمی‌گفت، از میزان پولی که اسد و رژیم در سوریه خرج کشتار مردم آن کشور می‌کنند، می‌توان حدس زد چه سرمایه هنگفتی روزانه از جیب مردم ایران در تنور جنگ سوریه دود می‌شود.

***
آنچه از عدد و رقم، در این نوشته کوتاه نقل شد، تنها بخشی کوچک از میلیاردها دلاری است که خامنه‌ای و باند جنایتکارش از جیب مردم گرسنه ایران، خرج آن نسل‌کشی ننگین در سوریه به‌ویژه حلب کرده‌اند. بخشی که به زحمت و با جستجو در گوشه و کنار اخبار و اسناد منتشره می‌توان یافت.

بدون تردید، میزان دارایی‌های مردم ایران که توسط نظام تبه‌کار آخوندها، سوخت ماشین کشتار خامنه‌ای و پاسدارانش در سوریه شده، بسا بیشتر از اینهاست. پولی که در صورت‌حساب نهایی مردم ایران، دیر یا زود روی میز علی خامنه‌ای و همه اجزای حکومتش گذاشته خواهد شد.

اما حرف اصلی این یادداشت، بحث مالی نیست، بلکه همانی است که در ابتدای مقاله گفته شد:
حرف اصلی این است:
یک سیاست راهبردی دیگر آخوندها با شکست و خفت و در نهایت غافل‌گیری آخوندها،

به آخر خط رسید. ضروری است خامنه‌ای و شرکایش پاسخ‌گو شوند:
چرا کشتی همه سیاستهای‌شان، این چنین به گل می‌نشیند؟

مقاومت ایران که از همان ابتدا، ورود آخوندها به این جنگ را ضد ملی، خائنانه و جنایت‌کارانه ارزیابی کرده و هشدارهای لازم را داده بودند و در تمامی این مدت نیز به مخالفت خود با این سیاست ضد‌مردمی ادامه دادند.

اینک خامنه‌ای و کل نظامش است که باید پاسخ‌گوی این سؤال باشد که چرا اساساً کارشان باید با جنگ و آدمکشی تعریف می‌شود؟ حالا یا در داخل ایران یا در خارج آن؟!

و چرا و به چه علت مردم ما باید تاوان این‌همه ددمنشی سیاسی آخوندها را پس دهند؟!

البته صدور بحران و تروریسم و جنگ‌افروزی برای فرار از بحران درونی یکی از پایه‌های اصلی موجودیت رژیم آخوندی از ابتدای حاکمیتش بوده است. این‌که گفته می‌شود اگر آنجا نمیجنگیدیم باید در داخل بجنگیم ناظر برهمین واقعیت است. آنچه مطرح نیست مردم و منافع آنهاست، مهم ”حفظ نظام ”به هرقیمت است.

این مطلب ساعتهایی قبل از مردن رفسنجانی تنظیم شده، واقعه‌یی که البته تقریباً همه خبرها و وقایع را زیر سایه سنگین خود موقتاً محو کرد، اما خبر رفسنجانی نیز با گذشت چند روز به سبد وقایع کهنه خواهد پیوست و باز ملت می‌ماند و یک دستگاه سیاسی پوسیده و پیوسته خطاکار که اینک یکی از دو پایه اساسی‌اش را هم از دست داده و لرزان‌تر از همیشه، ظرفیت خطای بیشتری دارد!
سایت مجاهد خلق
ارسال به فیس بوک
  Aftabkaran. All rights reserved