|
|
||||
|
VOAllah جمشید آشوغ 04.07.2008
یاد ندارم که تا به امروز چند شاخه گل سرخ هدیه داده ام و یا اینکه هدیه گرفته باشم ،همچنین گمان کنم تمامی انسانها که این گل را هدیه داده یا گرفته اند،آنرا بیاد نداشته باشند.همچنین کمتر به عمق این« گل »فکر کرده بودم و رابطه من با آن بیشتر به یک عادت تبدیل شده بود تا اینکه یک شناخت و یا یک چرا . با کمی تعمق و فکر کردن که به چه دلیل گل سرخی به این زیبائی و پر جذبه که این همه در شادیهای ما شرکت میکند ساقه ای بلند و پر ازخار باید داشته باشد؟ تنها یک جواب داشتم :شاید به این دلیل است که بتواند در آن واحد بوسیله غنچۀ سرخ خود بیانگر دوستی ، عشق و محبت باشد و ساقۀ پر از خار خود برای دوری کردن دشمنان و بد خواهان داشته باشد. تا اینکه به گلستان سرخ 28 ژوئن در پاریس رسیدم وجواب خود را یافتم که درست حدس زده بودم: هفتاد هزار گل سرخ برای مقاومت. هفتاد هزار ساقۀ پر از خار به چشم آخوندها و حامیانش. هر گاه شرایط برای رژیم آخوندها بغرنج میشود، تمامی کسانی که در گوشه و کنار عالم در لفافه از آخوندها دفاع میکنند، آشکار میشوند اما وقتی که شرایط بغرنج تر میشود آنانی نیز که در سوراخها تپیده بودند ناچارأ باید از سوراخها به بیرون بپرند تا ذات و طینت خودشان را به یکباره آشکار ونمایان کنند . اینچنین شد که برنامه های وو الله که ذات و خمیر ما یه اش بر مقاومت ومردم ایران اینبار با سلاح « دوربین و میکروفن» حزب الله اما وهمچون کنارگذاشته مشخص بوده وهست به یکباره رودربا یستی را آتش بیار معرکه شده،مگر میشود الله حزب داشته باشد اما صدا نداشته باشد؟ تا بدینگونه سر سپردگی خود را به یک جناح از رژیم پر جناح آقا زاده ها نشان داد. خبر دادن و خبر چینی بی مهابا جای یکدیگر را عوض کرده ، در آسمان تاریک، تیره و تار خبری ووالله بدینصورت از خبر گرد همائی هفتاد هزار نفری که طبق بعضی از خبر گزاریها یکی از سه خبر مهم روز بودند تفرقه رفته و به گشت و گذار هواداران مقاومت و دانشجویان لهستانی پرداخته تا خبر چینی را برای ولایت فقیه به تمام و کمال انجام دهد. دوز و کلک و دغل بازی این فرستنده در برنامه های تلویزیونی نیز بسیار مشهود است و بطور مستمر و آگاهانه صورت میگیرد ،بطور مثال در برنامه یکشنبه 29 ژوئن که با آقای احمد باطبی یکی از دانشجویان 18 تیرآزاد شده از زندان صورت گرفت، اجراء کننده برنامه کتکها و شکنجه های وارده به آقای باطبی را وحشتناک و ترس آور جلوه داد تا شاید بتواند بدین طریق ترس و رعب وحشت را به دل مردم بیندازد تا از رژیم ولایت به هراس افتند، که خوشبختانه آقای باطبی به این دام نیفتاد و قاطعانه ترس از شکنجه و کتک را بی مورد تلقی کرد و همه مردم را تا تحقق به خواسته هایشان بر شوراندن علیه رژیم دعوت کرد. خواسته های مردم ایران هیچ اهمییتی ندارد و اینکه مردم به کدامین مهمان احتیاج دارند. برای دست اندر کاران ووالله اما هر از گاهی این فرستنده برای اینکه خودی نشان دهد، مجبور به دعوت از مهمانانی میشود که تا حدودی برنامه ریزان فکر میکنند به چهار چوب این فرستنده سازگار هستند . یکی از این مهمانان به ظاهر خوشایند ولی در باطن «زهر ریز» در کاسه وکوزه آنها، آقای هادی خرسندی طنز نویس میباشد که در برنامه ای در تاریخ یکشنبه هفتم ژوئن بطور خیلی ساده ، صریح و بدون تعارف در 20 ثانیه آخر برنامه ، سوالی را که خود عنوان کرد ، خودش نیز جواب داد.هر چند در استادی آقای خرسندی هیچ شکی نبود و اینبار نیز مشخصأ ثابت شد که زمان و نوع سوال را بطوری دقیق وماهرانه اتنخاب کرده بود که مخاطبش با داشتن ذره ای ریگ در کفش از جواب دادن وا رود و پس بماند . در حالی که برنامه در لحظات اتمام بود خرسندی خیلی سریع رو به اجراء کننده برنامه چنین سوال کرد: چرا در برنامه هایتان مخالفان جمهوری اسلامی را دعوت نمیکنید؟ مسئول برنامه که در لحظات پایانی این گفتگو انتظار چنین سوالی را نداشت مات ومبهوت فقط توانست بگوید : چطور مگه ؟ آقای خرسندی نیز که فقط منتظر همین جواب توام با سوال بود ، چنین پاسخ داد : آخر تا بحال فقط حامیان جمهوری اسلامی را دعوت کردید توی برنامه هاتون. در مثلثی که دو ضلع آن از آقای باطبی و آقای خرسندی و یک ضلع آن از مجریان این فرستنده ساخته شده بود ،ضلعی که دو بار به دام افتاد ضلعی است متعلق به این فرستنده تلویزیونی. به این دلیل که در نشست با آقای باطبی، وی به دام مجری برنامه نیفتاد و ترس و وحشت از شکنجه را بی مورد خواند، واینکه در گفتگوی باآقای خرسندی، این طنز نویس خیلی ماهرانه دست این فرستنده را برای مردم رو کرد.مشخص شد تنها کسانی براحتی در تله می افتند که نیرنگ دارند ، و کسانی که ریگ در کفش دارند راه درازی را طی نخواهند کرد. برای اطلاع به این خبر چین ها باید گفت : البته که مقاومت مردم ایران دست دوستی، همکاری،تبادل نظر به طرف تمام انسان دوستهای جهان دراز کرده و تقاضای همکاری میکند و در خلال برنامه و گردهمائی ها به جشن وپایکوبی میپردازد و این موارد بر هیچکسی پوشیده وپنهان نیست. در این گرد همائیها از همۀ زبانها،قومها و رنگها حضور دارند،و مطمئنا فقط در همین گردهمائها است که هیچ اثری از زبان ولایت فقیه ،قوم ولایت فقیه ورنگ ولایت فقیه یافت نمیشود. ووالله، خبر 28 ژوئن چنین آغاز و پایان دارد: هفتاد هزار گل سرخ از سراسر جهان و از همۀ ملتها برای مقاومت مردم ایران. هفتاد هزار ساقۀ پر از خار از سراسر جهان و از همۀ ملتها به چشم ولایت فقیه و حامیانش در هر لباس و فرستنده ای . |
||||
|
| ||||