|
|
||||
|
با تبریک پیروزی های مقاومت و همراه با خواسته به حق مردم ایران در سرنگونی هر چه سریع تر رژیم فاشیستی آخوندی. Zwichen Den Fronten Die neuen Achsen der Macht Von Peter Scholl-Latour Und Gero von Boehm در میان جبهه ها و بردارهای جدید قدرت(3) ترجمه از ملیحه رهبری از: پیتر شٌل لاتور
قسمت سوم درست 60 سال پیش رهبری ناصر درهای سعادت و شادمانی بزرگی را بر روی خلق مصر و اعراب گشود. ناصر یک جامعه مدرن و متحد عرب و خنثی بودن بین شرق وغرب و نقشه ویژه شرق(Orient-Plan)) را در سیاست دنبال کرد. او خواهان استقلال از هر دو ابر قدرت بود که این موضوع، مشکلات بسیاری درسیاست خارجی برای او ایجاد کرد. در همین شرایط بود که مصر خود را برای جنگ با اسراییل آماده می کرد. متحد و همراه با سوریه و اردن و عراق، ارتش مصر در مرزها به حالت آماده باش درآمد. البته برای چنین جنگی که در نظر اول نظامی می نمود اما وظیفه مذهبی و مقدس هر سرباز شکست دادن اسراییل بود. سربازان با خواندن سرود های الله اکبر و با انگیزه های بالاتری برای جنگ آماده می شدند. آنها برای الله و برای رییس جمال عبدالناصر می جنگیدند. ناصر محبوب ترین شخصیت در جهان عرب، از خلیج فارس تا ماراکو بود. مدت زمانی طول کشید تا این موج ناسیونالیستی اعراب به سوی سوسیالیسموس کشیده شد. در حال حاضر سوریه آخرین کشوری است که با این ایده سوسیالیستی و با یک حزب حاکم که خود را حزب عربی( بعث= رستاخیز) می نامد، اداره می شود که یک استثاء است. در سال 1967 وقتی ارتش متحد عرب در جنگ 6 روزه شکست خورد این شکست یک پایانی برای ناسیونالیسم عربی و نقطه رجعت و بازگشت به سوی مذهب بود. جمال عبدالناصر یک مسلمان بسیار خوبی بود و از اسلام و یا احساسات مذهبی مردم نمی خواست برای اهداف نظامی یا سیاسی بهره برداری کند ولی از میان همین تضادها، احزاب اسلامی تندرو شکل گرفته و رشد کرده و خواهان عملکردهای اسلامی شدند. و شعارٍ اسلام هوالحل یا اسلام راه نجات است را در میان اعراب(در برابر اسراییل) مطرح کردند! تا به امروز این احزاب نتوانسته اند با دولت های عربی فعلی تطبیق یافته یا به حاکمیت رسیده باشند اما برخاً از حمایت های توده ای چنان برخوردارند که در موقعیت های اٌپوزیسیون قرار دارند و حتی به معضل و مشکل رشد یابنده دولت ها تبدیل شده اند. بزرگترین و جدی ترین مدعی حکومت اسلامی آیت الله خمینی بود. در زمانی که او بعد از یک توقف طولانی از تبعید به ایران برگشت، شاه فرار کرده بود. جمعیت میلیونی مردم در انتظار یک منجی بودند. خمینی اعلام یک حکومت شیعه و اسلامی برای خدا کرد. در نظر او بقیه دولت ها و کشورهای اسلامی همه تحت تسلط شیطان بزرگ و نوکر امپریالیسم آمریکا بودند. قانون اساسی شدیدا اسلامی او برای ایجاد یک جامعه اسلامی مورد نظر امام مهدی(ع) غایب بود. که برای شیعیان امام مهدی(ع) حکم عیسی مسیح را دارد که باز خواهد گشت و حکومت عدل را برپا خواهدکرد. در هرصورت برقراری یک دولت اسلامی توسط او، در سراسر جهان تمام معتقدان به قرآن را به الگوبرداری از ملای ایرانی واداشت.[از جمله دولت اسلامی طالبان در افغانستان.] به موازات کاری که ملای ایرانی برای روی کارآوردن ارزش های اسلامی کرده بود، جرج دبلیو بوش رییس جمهور آمریکا هم در سال 2003 با آغاز جنگ عراق با شعار دموکراسی برای عراق، کشور را در چنان هرج و مرجی فرو برد که شرایط روی کارآمدن اکثریت شیعیان در عراق را که سالیان تحت سرکوب اقلیت سنی بودند، فراهم کرد. این شیعیان رل و نقش تعیین کننده در سیاست را از بغداد تا بصره را بازی می کنند. تحرک شیعیان به سمت غرب(خاورمیانه) گسترش یافته بود. در مرزهای شمالی اسراییل با لبنان، منطقه قابل توجه شبه نظامیان شیعه لبنان به نام حزب الله قرار دارد که تحت حمایت آیت الله خمینی و بعد هم خامنه ای قرار دارند و قسم خورده های آنها هستند. این ارتش یکبار در سال 2000 و بار دیگر در سال 2003 ارتش اسراییل را از موضعش در لبنان عقب راند. در منطقه ای مرزی لبنان به نام گالیله ارتش اسراییل بسیار آسیب پذیر است زیرا آتش کاتیوشای حزب الله، دهات و حتی شهر حیفا را هم زیرآتشباری خود می گیرد. باید توجه داشته باشیم که بدون آنکه اسراییل با ایران هم مرز باشد اما سیاست های ایران (در قبال اسراییل) در جنوب لبنان و علیه اسراییل توسط حزب الله اجرا می شود. جرج دبلیو بوش در سخنرانی خود در کٌروفٌرد از ایران و حزب الله تحت نام فاشیسم مذهبی نام برد که بودجه مالی حزب الله توسط ایران تأمین می شود. تاریخاً و فرهنگاً ایران و جامعه یهودی دشمنی نداشته اند و بزرگترین پادشاه تاریخی ایران یعنی کوروش بزرگ ، حتی آنها را از اسارت بابلیان آزاد کرد. در زمان شاه با آنکه رسماً رابطه ای با اسراییل نداشت اما برنامه های مشترک زیادی با هم داشتند. درآنزمان شعیان لبنان هم به طور خاص آنتی اسراییل نبودند بلکه با فلسطینی ها مشکل داشتند و به ویژه با عرفات و با PLo. در سال 1982 زمانی که شارون به گونه فشرده دست به سرکوب فلسطینیان زد و از لبنان عبورکرد و تا بیروت پیشروی کرد اما بعد یک عکس العمل بسیار خطرناک و دشمن جدیدی برای اسراییل درست کرد. در آنزمان بود که شیعیان لبنان به گونه ارتش متشکل و متحد به نام حزب الله شکل گرفتند. در جنگ های پارتیزانی حزب الله به گونه بسیار موفقی عمل کرده است. حزب الله مجهز به تسلیحات و موشک هایی است که هیچ تانکی در برابرش دوام نمی آورد. بدینترتیب شیعیان یک نیروی جنگنده اسلامی در لبنان شده اند که تا این تاریخ وجود نداشته است. دوره های آموزشی که حزب الله می بیند، آموزش نیروهای ویژه است که آنها را از کیفیت بالایی در جنگ برخوردار می کند و این یک سرفصل جدید تاریخی است. البته ایران آنها را به لحاظ نظامی ارتقاء داده است وآنها تابع خامنه ای هستند و آماد گی های آنها در چنین سمت و سویی است که اگر ایران به این نیرو نیاز داشته باشد بتواند از آن استفاده کند. چنین چیزی تا به حال سابقه نداشته است و شیعیان می خواهند از این طریق وحدت و قدرت جنگند گی اسلام و شیعیان را نشان دهند. سؤال آیا اسلام و شیعیان چنان اهل جنگ هستند که به سلاح اتمی خود را مجهز کنند؟ پاسخ:« در حال حاضر قدرت اتمی اسراییل یا آمریکا به گونه ای است که می تواند تمام ایران را از روی کره زمین محو کند و شخم بزند. گول تبلیغات و پروپکاند[ احمدی نژاد] را نباید خورد . بمب اتم ایران یک اسلحه بازداری و وسیله ترساندن برای ملایان است. □ همواره در خاور میانه و در مشرق زمین با آثار تاریخی و بازمانده های قلعه های عظیم نظامی برخورد میکنیم که از دوران جنگ های صلیبی و قرون وسطی باقی مانده است. در مناطق مرزی سوریه با بازمانده قلعه های تاریخی اسماعیلیان برخورد می کنیم. اسماعیلیه شیعه بودند و از همین قلعه ها بود که تمام مشرق زمین را در رعب و وحشت با عملیات فدایی خود فرو برده بودند. دخالت آنها در سیاست از طریق قدرتٍ شبه نظامی و تروریسم و ایجاد رعب و وحشت برای قدرت حاکمه بود. اسماعیله شیعه بودند و به شدت نیز اعتقادات مذهبی داشتند و فناتیک بودند. امام آنها از شهر ناصریه در سوریه فداییان خود را با پای برهنه و تنها با یک خنجر راهی دورترین نقاط می کرد. به آنها به دلیل استفاده از حشیش، اسعسی یا حشیشی نیز می گفتند. این ارتش پس از حمله مغول ها از بین رفت و قلعه هایشان ویران شدند. پس از سالیان سال وقتی نخستین بار عملیات انتحاری(1983) در بیروت اتفاق افتاد، خاطره اسماعیلیه یا عسعسینان را تداعی کرد. مشخص بود که در برابر رشد کردن این نوع جنگ، تمام ارتش های رسمی که آنزمان، اسراییل و آمریکا و انگلیس و فرانسه و.. در لبنان حضور داشتند، راه حلی نخواهند داشت وآسیب پذیر خواهند بود. در گذشته درباره اسماعیلیه ضرب المثلی بود که می گفتند:« یک فدایی تنها پا برهنه با یک خنجر، قدرتمندتر از یک ارتش ده هزار نفره خلیفه مسلمانان است که با تجیزات سنگین علیه صلیبیون می جنگد.» این مشکل امروز هم درست مانند گذشته است. عملیات انتحاری( با اعتقادات افراطی اسلامی) امروزه در فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان، پاکستان، و...انجام می گیرد. یک نوع جنون درآمیختگی با نام مذهب و خدا، جنگجویی افراطی را قدرتمند کرده است. نخستین عملیات انتحاری در لبنان به نظر نمی رسید که تا به اینجا بکشد! در سال 1983 زمانیکه ارتش اسراییل وآمریکا و فرانسه در لبنان بودند، نخستین عملیات انتحاری توسط یک فرد شیعه، به محل استقرار آمریکایی ها و فرانسوی ها و حتی جان خود آسیب رساند. حسین موسوی رهبر این عملیات بود که من شخصا او را یک سال قبل در شهربعلبک لبنان ملاقات کرده بودم، بدون آنکه از این نقشه خود صحبتی کرده باشد. ازآن زمان این جنگ خونین نه تنها از جانب شیعیان بلکه از جانب سنی ها نیز در بغداد و یا در اسلام آباد و... مورد استفاده قرار گرفته است. در تهران سپاه پاسداران هستند که نیروهای شبه نظامی تحت امر رییس جمهور احمدی نژاد هستند. به هنگام مانور نظامی دنیا را با راکت های خود تهدید می کنند. غرب هراس دارد که روزی این راکت ها با کلاهک های اتمی مجهز شوند. در لبنان بالاترین مقام شیعه و مرجع تصمیم گیری و رهبر سیاسی(حزب الله)، شیخ نصرالله از شبه نظامیان، یک ارتش با دیسیپلین، با الگوگیری ازآیت الله های تهران( خمینی و خامنه ای) را آماده کرده است. خمینی اگرچه به چنین هدفی نرسید اما گفته بود:« راه اورشلیم از بغداد می گذرد.» سؤال آیا ازاین نشانه های تاریخ گذشته، می توان نتیجه گرفت که این مرزهای بزرگ و طولانی از افغانسان تا دریای مدیترانه، قلمرو شیعه بوده و می تواند دوباره نیز باشد؟ باید توجه داشته باشیم که کل جمعیت شیعه درمیان مسلمانان و نژاد عرب 15درصد است. اما در این قسمت خاور میانه اکثریت جمعیت را داراست و بسیار هم جمعیت فعال و دینامیکی هستند. سؤال:« آیا آنها در این منطقه به گونه استراتژیک نقش تعیین کننده ای دارند؟ مطلقاً نه! اگر عملاً به عراق نگاه کنیم و از صحرای سوریه صرفنظرکنیم، حزب الله پلی بین ایران و مدیترانه است و این سؤال بزرگ آینده است که غرب خود را با آن مشغول نمی کند و چندان راغب به پاسخگویی نیست اما یک روزی بین شیعه(کشورهای شیعه) و سنی مثل سعودی که منابع بزرگ نفت دارند، مجبور به انتخاب خواهند شد. به یک نکته هم باید توجه داشته باشیم که رژیم های عرب در سرزمین های نفت خیز همواره در هراس از جنبش های مردمی یا خطر سرنگونی به سر می برند. همواره در معرض خطرات تروریستی= اسلامی هستند و این خطرات هم روزانه در حال رشد است و غرب هم بی نصیب نمی ماند. پایان بخش اول ترجمه از ملیحه رهبری : mrahbari@hotmail.com Zwichen Den Fronten Die neuen Achsen der Macht Die Rache Gottes Von Peter Scholl-Latour Und Gero von Boehm منبع: www.Pfoenix.de |
||||
|
| ||||