|
اوضاع بر وفق مراد حاكمان نيست!
امير احمد
بررسي ها نشان مي دهد كه گذشت زمان هرچند به
عمر نحس حكومت هاي ديكتاتوري اضافه مي كند و در اين راستا نيز مردم و كشور
تحت حاكميت جباران به انحاء مختلف در معرض عسر و حرج قرار مي گيرند ، اما
به موازات اين روند سيستم استبدادي به تدريج دچار فرسايش و تلاشي مي شود.
اين امر ناشي از بر هم كنش منفي بين حكومتيان و مردم از يك سو و و از سوي
ديگر به دليل بر هم كنش منفي بين حكومت و دنياي پيرامون خود است.اين مورد
اخير البته مي تواند شامل بر هم كنش مثبت هم شود،ولي به دليل تفاوت ماهوي
در ماهيت طرفين كنش و واكنش ها در مجموع سمت و سويي آشتي ناپذير به خود مي
گيرد، كه گرفته است .
رژيم ارتجاعي جمهوري اسلامي از بدو قدرت گرفتن همواره در تقابل فزاينده با
مردم بوده است.در نقطه عطف 30 خرداد 1360 هرچند مجددا ناقوس مرگ آزادي و
آزاديخواهان به صدا در آمد. اما در بطن خود شروعي بود بر پايان يك جريان
فكري و سياسي.
جرياني مذهبي- سياسي با برداشتي به غايت واپس گرا از اسلام كه از شروع
انقلاب ناكام مشروطيت تا انقلاب ضد سلطنتي 1357 به دنبال كسب قدرت بود.اين
اتفاق نامبارك به دلايل متعددي رخ داد و جريان مزبور حاكميت را از مردم
ربود.فرمانفرمايان جديد بنا به انديشه و سرشت خود نمي توانستند پاسخگوي
مطالبات به حق اقشار گوناگون ملت باشند. از اين رو پس از حدود دو سال و نيم
فضاي نيمه باز سياسي ،طينت اين جماعت رو شد كه با بي شرمي و گستاخي و
شقاوتي وصف ناپذير رودرروي مردم و مبارزان راه آزادي قرار گرفتند.
به زودي معيار مقاومت مردمي با رژيم عمدتا در يك سازمان سياسي به نام
سازمان مجاهدين خلق ايران متبلور گرديد.سازماني كه پس از به قدرت رسيدن
مرتجعين ،به نمايندگي از ملت ايران سينه سپر كرد و مبارزات سخت و دشوار خود
را آغاز نمود. بر ملاء كردن چهره ي واقعي سردمداران،خاموش كردن تنور جنگ ضد
ميهني،به بن بست كشاندن برنامه هاي عوام فريبانه و تا حدودي استعمار ساخته
ا ي چون امكان استحاله و رفرم رژيم تا گرفتار كردن ارتجاع در تله ي انرژي
هسته اي از جمله مهم ترين سر فصل هاي اين مقاومت تحسين برانگيز مي باشدكه
همگي منجر به تضعيف و نحيف شدن تارو پود رژيم شده اند.انواع و اقسام
اعتراضات مردمي در سراسر كشور را چنانچه به موارد پيش گفته اضافه نماييم ،
حكومتي را شاهديم كه فرمول معروف بالا نمي تواند و پايين نمي خواهد امروز
كاملا در او صدق مي كند.به عبارتي شرايط عيني و ذهني جامعه و نيز شرايط بين
المللي مطابق ميل رژيم نيست.
در چنين بستر نامناسبي كه براي جمهوري اسلامي فراهم شده است ،ضربه ي مهلك
ديگري نثار آنها مي شود و آن خروج نام سازمان مجاهدين از ليست گروهاي
تروريستي در انگليس است كه موجبات مسرت و خوشحالي وطن پرستان و بر عكس
خمودگي و گيجي و منگي سران نظام را باعث گرديده است.اين امر مي تواند زمينه
اي باشد براي رهايي كامل سازمان از برچسب ارتجاع خواسته ي تروريستي.
بي شك نگاهي به تحولات جاري اين نويد را مي دهد كه هرچه سريع تر شاهد بر
چيده شدن بساط نظام نامقدس جمهوري اسلامي باشيم. و اما بايد اين نكته اساسي
را همواره به ياد داشته باشيم كه رژيم فعلي براي ادامه ي بقاي ننگين اش هر
اقدامي را جايز مي داند، كه دوستان مجاهد قطعا در معادلات خود اين موضوع را
در نظرگرفته اند. |