از سایت ایران افشاگر                    www.iran-efshagari.com 

 

كشتي درهم شكسته ولي فقيه
علي خلخال

افشاگري عباس پاليزداردرمورد چند تن ازسران رژيم , واكنشهاي متفاوتي را بدنبال داشت از پوزخندهاي مردمي تا چنگ و دندان نشان دادن باندهاي رقيب , رسانه هاي خارجي هم از زواياي مختلفي به آن پرداختند(1). اما فارغ از روندي كه جنگ گرگ ها در قبال اين افشاگري خواهد يافت ـ منجمله سرنوشت پاليزدار با تداعي سعيد امامي ـ واقعيت امر اين است كه بعد از يك دهه از برملا شدن قتل هاي زنجيره اي و اكنون در ابعادي بسيار فراتر , صور متفاوتي از فضاحت و جنايات آخوندي در دعواي جناحي و باندهاي قدرت و گروه هاي مافياي غارت مطرح ميشود . البته در اين زمينه تاكنون كم گفته نشده كه غارت وچپاول دراين رژيم قرون وسطي ارقام نجومي دارد. و دامنه جنايت آنهم كم شناخته نيست . ولي اينكه اين جراحي در درون رژيم تا كجا خونبار خواهد بود را بايد از ابعاد غير قابل وصف فضاحت ها گمانه زد . با يك سؤال مقدر كه دليل اصلي بر اين مسئله چيست و چگونه است كه بار ديگر از درون رژيم اينگونه باند ها بجان يكديگر افتاده و اينهمه علائم چه واقعيتي را در فضاي سياسي ـ اجتماعي ايران حاكي است . اين علامت باليني ناشي از چه بيماري لاعلاجي است ؟ تابوت ولايت ازهم گسيخته يا تابوي سركوبي و اختناق در هم شكسته است. والي ولايت آيا هنوز فكرميكند با ترفندهاي دجالانه احمدي نژاد ميتواند ازگريزگاه نهايي وسرنوشت مختوم بگريزد . نشانه ها و اشاراتي هم در اين زمينه ميتوان در رسانه هاي باند پاسداراحمدي نژاد يافت. چراكه سال انتخابات رياست جمهوري رژيم درپيش است وبراي به حاشيه راندن رقيبان ازهم اكنون قداره كشي مافياهاي ثروت و قدرت شروع شده است.گرچه بخشي از اين افشاگري دامان آلوده خود ولي فقيه را بگيرد تا مجبور به افشاي مشتي از خروار دزديهاي كلان واعظ طبسي درخراسان وناطق نوري و. . . شود . بهرتقديربراي سرپانگهداشتن تماميت نظام ، حال و اينبار با شاخص احمدي نژاد ، هزينه هايي را نيز بايد بپذيرد . كه سربريدن ياران قبلي ولي فقيه حداقل آن خواهد بود . شاه معدوم در روزهاي آخرين هويدا و يك دوجين وزير و وكيل را سر بريد گرچه بي نتيجه بود ولي تمامي تلاش ديكتاتور از خون و جان اطرافيانش نيز ميگذرد ...
صحبت هاي پاليزدار فقط به مفاسد اقتصادي بسنده نميكند بلكه باربط دادن سرنگوني دو هواپيما ازسران نظام بخصوص از باند سپاه جهل و جنايت مانند كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه و دادمان وزير ترابري دولت خاتمي يك پرونده جنايي را باز ميگشايد كه اين پرونده از جهاتي به قتل هاي زنجيره اي شباهت دارد. با اين قياس مع الفارق كه اينك درتسويه حسابهاي دروني «آدمكشي و جنايت» چون حربه اي بكار گرفته ميشود . و در دهه پيش اين حربه تنها مختص روشنفكران و مردم كوچه و بازار بود . تسويه خونين آنهم در اين سطح نشان ميدهد كه اين افشاگري بايد ازبالاترين مقامات مثل احمدي نژاد وخود سيدعلي خامنه اي نيزحمايت شده باشد و الاّ گر امر شود كه مست گيرند ... هم اكنون پَر اين قضيه از رفسنجاني تا احمد توكلي و از واعظ طبسي تا محمد يزدي را گرفته است عباس پاليزدار هم كه راه سلف خويش را ميرود ! صد البته سيدعلي ولي فقيه نوك قضايا را درآخرين سخنرانيش تاكيد نموده بود آنجا كه به “طبقه نوظهور و نوخاسته ” اي اشاره داشت كه بخشهاي مهمي از اقتصاد كشور را دراختيار گرفته و اينكه “بايد ازگسترش مفاسد آن جلوگيري كرد” اين تيغ كشي ولايت يك تير و دو نشان است ، تا هم گنجشك حريفان را از ميدان چپاول بي نهايت بيرون كند و هم با نمايش افشاگري فساد، آب رفته از آبروي ناداشته را به جبين نجاست آسا بازآرد . و اين دجالگري را به خورد مردم بدهد . ولي فقيه ازسرلاعلاجي بايد به گربه بگويدخانم باجي . اين حقه بازيها حناي رنگ باخته ايست . كه همه مردم ايران الاحاكمان دزد . فقروتنگدستي راروزانه باگوشت وپوست واستخوانشان لمس ميكنند . و آمار زندگي در زير فقر از هجده ميليون گذشته است ، همچنانكه رسماً به رقم دهها ميليوني زير خط فقر اعتراف و اذعان شده است (2). براي يافتن مسبب هم انگشت اتهام بدينوسيلـه خودي و غير خودي را نشانه ميرود تا دست هاي تا مرفق آغشته به خون جنايت . فساد و غارتِ مقام معظم رهبري را بپوشاند . گرچه براي تصاحب اريكه تام و تمام قدرت نيز لازم است رشته هاي اقتصادي رقبا قطع گردد. اين روند نه چندان جديد درپيام نوروزي آقاي مسعود رجوي رهبر انقلاب بروشني تاكيد شده بود : « مرحله كنوني انحلال و اضمحلال رژيم ولايت فقيه به معني مرحلة فرسايش و تجزيه و ريزش، كه ويژگي دوران سرنگونيِ اين رژيمِ ضدتاريخي است، در انتخابات مجلس ارتجاع بارز شد. يكپايگي وانقباضِ ولايت فراگير شد و سراپاي هيكل و قواي سه گانة رژيم را در برگرفت. به‌راستي كه از بابت تحريم سراسري و از بابت تصفيه و جراحي سياسي يك نقطه عطف محسوب مي‌شود». واين يك قانونمندي است كه ناظربرمرحله كنوني تاسرنگوني بدست ارتش آزاديبخش خارج از خواست اين جناح يا آن جناح عمل ميكند .
خامنه اي واحمدي نژاد فكرميكنند كه باعلم كردن “مفاسد اقتصادي” و افشاگريهاي دجالمآبانه ميتوانند آب رفته رادوباره بجوي بازگردانند . اما خواسته هاي مردم و شعارهايشان عليه رژيم آنچنان راديكاليزه شده است كه كار از يك خواست و آرزو به حد عملي رسيده و خود را در تظاهرات واعتصاب كارگري و دانشجويي نشان ميدهد. در هر رژيم ديكتاتوري ، خواسته هاي صنفي در امتداد خود لاجرم راه به مطالبات سياسي مي برد . مردمي كه هزاران نمونه از چپاول مزدوران حكومتي را هر روزه شاهدند ، به افشاگري عليه پسر آخوند محمد يزدي كه جهت پول توجيبي جنگلهاي شمال را درتيولش قرارميدهند پوزخند ميزنند همچنانكه برملاكردن غارت دوازده معدن خراسان كه «بعضا از نوع سنگ فيروزه سنگ هاي رخام ومرمر منحصر بفرد درجهان است توسط آقازاده وملازادها چپو ميشود ... ».
سياسي شدن اعتراضات مردمي بسيار سريعتر از توقعات آخوندي است . امروز در دانشگاه هاي شيراز و سهند آذربايجان شعارهاي « ما زن و مرد جنگيم ، بجنگ تا بجنگيم » بگوش ميرسد و فردا در همه اعتصابات و اعتراضات تكرار خواهد شد . خامنه اي و احمدي نژاد و ساير دجالان رژيم آخوندي بخوبي ميدانند كه بازگويي شعار ارتش آزاديبخش ، تنها يك شكل و تكرار يك حرف نيست بلكه پاسخ به يك نياز است . نيازي كه برآورده شدن يا برآورده كردن آن امروزه تنها از مجاهدين و مقاومت ايران ميگذرد . مردم در شعار خود آنان را تكرار ميكنند و پاي برآن ميفشارند . رژيم آخوندي نه شرمگينانه كه دجالانه سعي داشت بزعم خود سوپاپ هاي اطمينان ايجاد كرده و با بيان رسوائي هاي كه تشت آن سالهاست از بام آسمان بر زمين افتاده است. قضاوت مردمي مبني بر ضرورت حذف و هدم تماميت رژيم را كُند و منحرف كندو بازي زشت و زيبا و خوب و بد راه بياندازند در حاليكه واقعيت اين است كه زمان تاريخي اين رژيم ساليان درازي است به پايان رسيده ، و حال آن پوسته اي كه با سركوب عريان حفظ ميشد نيز ثمر بخش نيست . چرا كه پاسخ را مردم بروشني در صحنه هاي بسيار فرياد زده اند . از اين رو ديگر نه ناظران بي نظر و ساكت كه فعالان پر غريو صحنه هاي دگرگوني هاي هستند كه راه به انقلاب نوين مردم ايران خواهد برد .
27/3/87
_________________________
1- تايمز لندن : اين افشاگري يك رسوايي براي رژيم ايران است.
2- خبر گزاري مهر : جهانگير فدايي مديرکل امور اجتماعي سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور گفت: 18 ميليون نيازمند در کشور وجود دارد که با در نظر گرفتن افراد جوياي کار و کارگر روز مزد ، تعداد آنان به 28 ميليون نفر مي رسد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سايت سازمان مجاهدین خلق ایران، متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار ساير هموطنان قرار دهيد         www.mojahedin.org