|
غزل سینه سرخان آنسوی دیوار به کبوتران سپيد خونين بال آن حماسه
سازان جبههء آزادی که در سپيده دمان ها در قتل گاه زندان ها حلق آويز شدند
و يا سينه بر آ ماج گلوله ها سپر کردند۰ تا با خون پاک شان گلهای سپيد
آزادی را در گلستان ايران زمين آ بياری کنند۰ روحشان شاد و يادشان در برگ
برگ تاريخ جاودانه باد۰
سینه سرخان آنسوی دیوار
میراسماعیل جباری نژاد . م – ادلی
mimodly@yahoo.ca
بيا که سوسن و سوری به ساز خون رقصيد*
نگر به ماتم شان باغبان که چون رقصيد
ز اوج دار وفا چون ستاره ای آويخت
به پيشگاه سپيده چه واژگون رقصيد
طلا يه دار فلق زد کمانچه خورشيد
عدوی دون وطن در شب قرون رقصيد
ز قتلگاه شيا طين صدای تيری خاست
به حول حجله عاشق عروس خون رقصيد
ستون عشق چنان زد در اين خراب آباد
که بر صلابت آن چرخ بيستون رقصيد
ز بيکرانهء گردون چگونه بگذشتی ؟
که تار و پود فلک در تب جنون رقصيد
عروج سرخ ترا مه ، به جشنواره گرفت
عروس خوشه پروين ز خود برون رقصيد
نوشت کلک تو « ادلی » به بيت بيت غزل
که در مدار وفا او ستاره گون
رقصيد
______________________
سوری:گل سرخ
ادلی: در زبان آذری به معنای آتشین
|