|
یک روز مقاومت
جمشید آشوغ
11.06.2008
روز
سه شنبه 03.06.2008 یکی از روزهای فراموش نشدنی برای هواداران مقاومت در
شهرافسانه ای رم در ایتالیا بود.
هر چند که افسانه ای بودن این شهر هیچ احتیاجی به تعریف و تمجید ندارد اما
لازم میدانم در چند خط از فیلمی یاد کنم که ترسیمی واقعی ازاین شهرافسانه
ای و روزهای مقاومتش در مقابل نازیها دارد، و یا اینکه شاید ترسیمی باشد از
همین
« یک روز مقاومت» ما. فیلمی به کارگردانی روبرتو روسلینی بنام « رم شهر
آزاد » در این فیلم اشغال رم توسط ارتش نازیست آلمان به تصویر کشیده شده
است.
آن قسمت ازفیلم که عمیقا با این روز از مقاومت در آمیخته شده صحنه تیر
باران شدن « دُن پی یترو» کشیش بود که با بازیگری تحسین بر انگیز آلدو
فابریتزی بر پرده سینما کشیده شد.
از رم افسانه ای چه بگویم؟ بگویم شهری مملوازخورشید وعشق است با آسمان
آسمانی رنگ. بگویم که ذرات اشعۀ خورشید آن مملواز عشق به مردم است، بگویم
که این شهر افسانه ای امروز نیز بر رسم و رسوم خود پایدار ماند و به آن
اصول مردمیش پشت نکرد. بگویم که در این شهر تمامی پیروزیها رنگ و جلوه ای
مخصوص بخود میگیرند، پس تعجبی ندارد که این شهربرای مقاومت ما یک پیروزی و
شادی دیگربه ارمغان آورد.
حدود سی سالی است که جشن برای مقاومت وحامیانش وقتی آغاز میشود که پوزۀ
ولایت فقیه را درگوشه ای از این جهان بخاک برسانند.
پاسدار احمدی نژاد با پوتینهای در نعلین کردۀ آغشته بخون وارد ساختمان فائو
شد، تا نسخه شوم و پلیدی که برای از بین بردن فقرا وتهیدستان جهان پیچیده
بود را استفراغ کند، در حالیکه تمام شهریکپارچه فریاد میزد «تروریست برو گم
شو». او فکر کرده بود که تاریخ فراموش کار است و قاتل کشیشانی از قبیل «دُن
پی یترو» میتواند براحتی بسراغ « پاپ بندیکت شانزدهم» رهبرکاتولیکهای جهان
برود و یا اینکه یک اتمی چی تروریست وقراضه دیداری با نخست وزیر ایتالیا
آقای سیلویو برلوسکونی داشته باشد. اما او امروز بخوبی فهمید که درمیان
آنها، مقاومت ایران و مردم بشردوست ایتالیا صف آرائی کرده اند وعبورازچنین
سدی محال و غیر ممکن میباشد.این روز فقط یک وزش ملایم از طوفان مقاومت بر
بدنۀ عنتر گونه و متلاشی شدۀ پاسدار احمدی نژاد بود.
در همان لحظاتی که در ساختمان فائو نسخۀ پر از «مهمات» خودش را باز
میکرد،هواداران مقاومت یکی از گسترده ترین آکسیونها را در میدان اسپانیا
واقع در مرکز شهر رم با حضور جمع کثیری از مردم این شهر برعلیه او انجام
میدادند، هر چند که در این روز در هر گوشه و نقاط این شهر و حتی گاه بطور
خود جوش مردم برعلیه این پاسدار اعتراض کردند و به همین دلیل او هیچگونه
دیداری با هیچیک از مقامات بلند پایه ایتالیا نداشت. حتی به ضیافت شام
مشترکی که از طرف آقای برلوسکونی و آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در
شب اول برای مهمانان فائو ترتیب داده شده بود نیز دعوت نشد. این ضیافت شام
ساعت ده شب صورت گرفت.
اما زیباترین لحظات این روز فراموش ناشدنی، ساعت هشت بعد از ظهردرمقابل
شهرداری شهر رم با حضور بعضی از وزرا و نمایندگان دو مجلس ایتالیا، آقای
«آلِ ماننو» شهر دار رم وآقای داوود کریمی رئیس انجمن پناهندگان سیاسی در
ایتالیا بوقوع پیوست که هر کدام به سخنرانیهای کوتاهی برای تعداد کثیری از
مردم حاضر در محل پرداختند.
شهردار رم دستور خاموشی ساختمان شهر داری و محل گردهمائی را بعنوان عزای
شهر برای مدت پانزده دقیقه صادر کرد.
راس ساعت ده شب که ضیافت شام در نخست وزیری صورت میگرفت، دراین میدان نوبت
به سخنرانی آقای کریمی رسید که مداوم در طول سه دقیقه صحبتهایش مورد تشویق
ومحبت مردم قرار گرفت.
در حالیکه چشمان او برای پیروزی چنین روزی مملوازاشک بود و با در دست داشتن
پرچم سه رنگ ایران آراسته به شیر وخورشید که به مردم نشان میداد گفت :این
پرچمِ آیندۀ ایرانی آزاد و صلح طلب خواهد بود و .....................
درحالیکه پاسدار احمدی نژاد از فرودگاه درهواپیمائی با موتوری بی غرش،
مفلوک وار و دزدانه دزدانه فرار میکرد
از « یک روز مقاومت».
|