|
|
قسمت
اول
پايمردي هاي شهرشرف- قسمت دوم
محمود يونسي
شيشه
در كنار سنگ. . .
گر نگهدار من آنست كه من مي دانم
شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد
اشرف
در شرايط سخت و دشوار همچون نگين انگشتر توسط رزم آوران آزادي نگهباني شد و
در اين مسير عراقيان شريف از اقصي نقاط عراق به ياري شتافتند و صميمانه آن
را حفظ كردند. با شنيدن حكم شوراي منحلة حكومتي مبني بر اخراج مجاهدين از
عراق, آنان در مخالفت با اين توطئة كثيف به سوي اشرف شتافتند و در اطراف آن
چادرها بپا كردند و به دفاع و نگهباني از آن برخاستند. بيانيه ها, كنفرانس
هاي مطبوعاتي و سلسله اي از تظاهرات, گامهاي بلندي بود در حمايت از اشرف و
اشرفيان.
به رغم اشتباهات مهلك غرب كه بيشترين فرصت ها را به بنيادگرايي و تروريسم
رژيم ايران داده بود, مجاهدين خلق ايران,جهان را به مقابله با تهديد رژيم
آخوندها و تروريسم و بنيادگرايي فراخواندند. شهر اشرف در پيشرفت پروسه
سياسي در عراق نقش مهمي ايفا كرد و تواست توجه مردم عراق, احزاب ملي و
دموكراتيك, عشاير و تنوعات سياسي, قومي و مذهبي را به تهديد رژيم ايران جلب
كند. عراقيان نيز متقابلاً به حمايت از مجاهدين و شهر اشرف برخاستند. حمايت
5 ميليون و دويست هزار عراقي از مجاهدين در سال 2006 و حمايت300هزار تن از
شيعيان جنوب عراق در سال2007يك جنبش اجتماعي نيرومند را در همبستگي با اين
مقاومت شكل داد.
يكي از زنان شريف عراقي مي گفت:
«خيالتان راحت باشد ما عراقيها اينجا هستيم و جانمان را براي حفاظت از
مجاهدين فدا مي كنيم. در حالي كه خوب مي دانيم كه هر بار كه به اشرف مي آيم
و بر مي گرديم جانمان را به خطر مي اندازيم ولي در عين حال خيلي خوب هم مي
دانيم كه مجاهدين شايستگي و لياقت اين را دارند كه كسي جانش را به خاطر
آنها بدهد. ما با آنها در يك سنگر هستيم.»
و يا مرد ميانسالي كه از استان ديالي در كنگره همبستگي شركت كرده بود مي
گفت: «اوضاع عراق خوفناك است, با وحشتي كه مزدوران رژيم ايران در تمام عراق
گسترانده اند, ديگر كسي حتي از فرداي خود خبر ندارد, چه مي دانيم؟ شايد
ساعتي ديگر انفجاري در كمين باشد, يا دسيسه اي ديگر. گروگان گرفتن افراد
خانواده براي اخاذي و شايد انداختن جسد بي جان يكي از افراد خانواده جلو
درب منزلت. ولي من با اين شرايط آمده ام, نه فقط براي مجاهدين بلكه براي
خودم. چون مجاهدين انسانهاي مبارز و شريفي هستند كه با آخوندهاي حاكم
برايران كه دشمن مردم عراق هم هستند, مبارزه مي كنند.»
استقلال مالي
اشرف و يكايك ساكنان آن, با اتكاء به شعار «كس نخارد. . .», انسانهاي آگاه
و آزاده را در سراسر دنيا به بهت و شگفتي واداشته اند, به خصوص كه سازمان
استوار مقاومت ايران تنها جنبش مترقي است كه طي تمام دوران ديرپاي حيات
مبارزاتي خود از زمان بنيانگذاري تاكنون مورد حمايت مالي و امكانات هيج
دولت خارجي نبوده و نيست جز اتكا به حمايتهاي بيدريغ هواداران و مردم
ايران. رهبر مقاومت آقاي مسعود رجوي گفت: « قضاوت در باره آزاديخواهي و
اصالت و استقلال اين مقاومت درصلاحيت مردم و تاريخ ايران است. پيوسته گفته
ايم و تكرار ميكنيم كه بغايت استقبال ميكنيم تا رودرروي مردم ايران از
جواديه تا نازي آباد و از كرانه هاي ارس و خزر تا خليج فارس, درباره جزء به
جزء, نكته به نكته, دينار به دينار و مو به موي هرآنچه در مبارزات چهل و دو
ساله انجام داده يا نداده ايم حساب پس بدهيم.
بهمين خاطر صنعت تزوير و ريا و روايات مجعول آخوندي ديگر اثر ندارد» (1)
چرا كه اشرفي ها بهاي استقلال مالي شان را از گوهر وجودشان همواره و در هر
شرايطي پرداخته اند بويژه در سالهاي پايداري پر شكوه در اشرف ارزشهايي خلق
شده كه هر انسان آزاده و منصفي را متحير مي كند. يكي از اين نمونه ها كار
انتفاعي زنان و مردان مجاهد در اشرف است كه هر شب در ساعات بعد از شام يعني
ساعاتي از شب در سرما يا گرما در سالن غذا خوري, دسته دسته دور هم جمع مي
شوند و شروع به كار ديگري ميكنند كه به آن ميگوييم انتفاعي يعني كارهاي
دستي براي فروش و كسب درآمد و تأمين مخارج اشرف كه يكي از حماسه هاي خاموش
اين شهر پرجوش و خروش است.
نمونة ديگر, هفتمين برنامه همياري سيماي آزادي براي كمك رساني به ادامه و
ارتقاي برنامه هاي سيماي آزادي بود كه در 18 فروردين 87 برگزار شد. هموطنان
از اقصي نقاط ايران و سراسر اروپا و آمريكا و اسكانديناوي در اوج شرف و
سرفرازي, با شور و اشتياق و با آفريدن حماسه ها, لحظه هاي شورانگيزي كه از
اوج آگاهي و نياز مرحله كنوني بر مي آمد به نداي سيماي آزادي پاسخ مثبت
دادند. آن شهروند كه مي گفت: نان نمي خوريم تشنگي مي كشيم ولي نمي گذاريم
كه صداي سيما خاموش شود,... در اين حماسه شكوهمند همياري و كمك, پير و
جوان, زن و مرد اثبات كردند كه استقلال مجاهدين در گرو كمك هاي بي شائبه
آنهاست و اين امري ضروري است كه از قلبها و عواطف حاميان مقاومت مي جوشد.
در اين همياري پر شكوه بيش از نيم ميليون دلار هموطنان شريف تقديم سيما
كردند.
شيطان سازي, محدوديت عليه اشرف
رژيم آخوندي با سوءاستفاده از شرايط عراق, بهره برداري از عوامل اطلاعاتي,
عناصر به خدمت گرفتة عراقي و لابي هاي خارجي را در دستور كار قرار داد تا
از آب گل آلود ماهي دلخواه صيد كند.
خانواده اشرفيان را با نيرنگ و فريب, وعده و وعيد به سوي اشرف گسيل داشت تا
به زغم آخوندها مجاهدين را به آغوش گرم خانواده بازگرداند!
فراخواندن نيروهاي معلوم الحال عراقي تحت پوش خبر نگار, شخصيت, شيوخ و...
به ايران و ولخرجي هاي آن چناني تا در بازگشت به عراق عليه مجاهدين اشرف
موضع بگيرند,
راه اندازي سايتهاي بدنام كه همگي به بند ناف وزارت بد نام اطلاعات آخوندي
وصل و از آن ارتزاق مي كنند,
بكارگري راديوهاي فارسي زبان در آمريكا, اسكانديناوي و انگليس كه ياوه هاي
آخوندي را غرغره مي كند,
خريد قلم بمزدان دون پايه پاره اي از روزنامه هاي عراقي براي چاپ و نشر
اراجيف سرهم بندي شده و كليشه اي وزارت اطلاعات آخوندي و...
قطع مواد لجستيكي و غذايي, دارو و سوخت به اشرف, انفجار لوله هاي آبرساني
اشرف, انفجار ايستگاه آبرساني كه علاوه بر اشرف بيش از 20000 نفر از
همسايگان اشرف از آن استفاده مي كردند,
راه اندازي انجمن هاي دست ساز نيروي تروريستي قدس در عراق و گسيل عوامل
لورفته وآبروباخته درعراق و . . .
همه و همه بيانگر هجمة ديوانه وار آخوندها براي كندن ميخ اشرف بود كه در
مقابل ارادة پولادين دريادلان اشرف نقش برآب شد و موج حمايتهاي بين المللي
را براي مجاهدين و رسوايي بيش از پيش را براي آخوندها را در پي داشت و اشرف
مثل كوه استوار, ميعادگاه آزاديخواهان شد و به قول رهبر مقاومت مردم ايران:
«تلاش پرهزينه و بيوقفه رژيم براي دروغپردازي و پرونده سازي عليه مجاهدين و
مقاومت ايران، همراه با توطئه هاي زنجيرهيي و مسلسل بهمنظور نابودكردن
فيزيكي و سياسي و تشكيلاتي آنها درسال 86 اين حقيقت را بارز كرد كه رژيم در
پهنة ملي و ايراني مانند سه دهه گذشته هماوردي جز مجاهدين و جايگزيني جز
شوراي ملي مقاومت ايران نمييابد.»(2)
ادامه دارد
محمود يونسي
خرداد 87
پانويس
(1)پيام آقاي مسعود رجوي تيرماه 86
(2) پيام آقاي مسعود رجوي فروردين 87 |
|