تیر خلاص زن و مرده شور«ش»
جمشید آشوغ

01..06.2008

از کوزه همان تراود که درون اوست .ضرب المثلی است که بدون اغراق حکایتی صحیح از درون و روان انسان دارد که با تمامی سعی و کوشش و شارلاتان بازی نیز نمیتوان آنرا پنهان کرد و بلاخره دیر یا زود بیرون ریخته میشود و همۀ نکات ابهام را به یکباره آشکار میسازد.
معمولا استفاده از مثالها به دو دلیل صورت میگیرد یا اینکه نمایانگر طرز فکر و عملکرد شخص مذبور می باشد و یا اینکه بر عکس، وی از مثالهای رایج در جامعه و در حیطۀ جغرافیائی خود استفاده میکند تا حرفهایش و یا اینکه عملکردهای خویش را بدینطریق بیان کند.
در دعوای بین پاسدار احمدی نژاد و آخوند پور محمدی یک امر مشخص ومسلم شد، که تا «چخ شدن»این آخوند بر کمتر کسی آشکار بود ویا هیچکس به آن توجه وفکر نکرده بود و از نظرها پنهان مانده بود.
در سناریوی تلخ و غمگینی که این رژیم برای مردم ایران نوشته تمامی عالم مدتهای مدیدیست از بازیگران اصلی آن اطلاع کامل دارند که احمدی نژاد تیر خلاص میزند وغیره....،اما مرده شور این سناریوی تلخ وغمگین را هیچکس نشناخته بود.
تا اینکه دست تاریخ آنرا بر ملا کرد و فرد مذبور ، سر سپردگی و دستیاری با پاسدار احمدی نژاد را در تمامی زمینه ها به زبان آورد.
آخوند پور محمدی در مراسم بر کناریش صریحا چنین اعلام کرد:حتی اگر یک روز یک مرده به بنده سپرده شود تا بشورم آنقدربا دقت وکارشناسی این کار را انجام میدهم تا تکنیک مرده شوری را ارائه دهم.
به این جمله باید خوب توجه کرد تا آشکار شود در فکر یک وزیر(!!) ولایت فقیه چه میگذرد.چه گونه یک وزیر!! در افکارش چنین مثالی پا میگیرد؟تا چه حد ذلیل و بیمار است؟ آیا رشد چنین فکری و سپس به زبان آوردن آن میتواند بدون دلیل باشد؟ یا اینکه در پشت چنین زبان مخوف و پرده های سیاه، فکری مخوف نهفته شده است ؟ واینکه آیا این مثال یک بُعد عملی نیز داشته است؟
اگر به ساده ترین و پیش پاافتاده ترین مثال در علم روانشناسی توجه شود که می گوید : هر عینک سازی دراولین بر خورد با یک فرد در وحلۀ اول به عینک وی توجه دارد و هر کفاشی اول کفش انسانها را میبیند و در وحلۀ بعدی ،حرف فرد مذبور را میشنوند، کاملا آشکار میشود که چرا و چگونه این آخوند چنین جمله ای را به زبان آورده است.
اگر مردم ایران در این سی ساله تلخ زندگیشان بدنبال تمامی حلقه های« زنجیر» ولایت فقیه بودند تا تک تک حلقه ها را با اسم وعملکردشان بشناسند،هیچگاه بدنبال«مرده شور»این سناریوی تلخ وغم انگیز نمی گشتند.لااقل حدس زده میشد که«مرده شور» می بایستی از حلقۀ های زنجیر ولایت فقیه نمی بود و از آن جدا باشد،وانجام آنرا می سپردند به فردی تهیدست وفقیر.
اما واما، آخوند پور محمدی صریحا مشخص کرد که اولا در« ولایت فقیر» آنها هیچکس فقیرتراز خودشان وجود ندارد و در این ولایت فقیرتمامی دست اندرکاران رژیم دربالاترین سطوح آنها همگی و همگی در تمامی مراحل سرکوب،اعم از دستگیری،محاکمه ،اعدام و شستن آنها دست دارند.
این چنین شد که پاسدار احمدی نژاد تیرهای خلاصش را یکی بعد از دیگری بر پیکر سست و ضعیف حکومت آخوندی وارد میکند تا دراین آخرین مراحل برای جنازه متعفن رژیم بهترین تکنیکهای آخوند پور محمدی را که بقول خودش ماهر شده است را ذخیره کند:
مرده شوری.