از سایت ایران افشاگر                    www.iran-efshagari.com 

 

اصالت مجاهدين و «زيافت تأُويل ركيك مگس»
احمد فروغي

حكم تاريخي دادگاه عالي انگليس در مورد حذف برچسب تروريستي عليه مجاهدين, واكنشهاي مختلفي در ميان ايادي ريز و درشت «ولي فقيه» را بدنبال داشت و در همين رابطه سرنشينان كشتي به گل نشسته «خط مماشات» نيز كه ضربه مهلكي از اين گواهي حقانيت حقوقي و بين اللملي مجاهدين خورده اند , هركدام مجبور شدند هرگونه تعارف و شبهه در مورد بي طرفي بين جلاد و قرباني را كنار گذاشته و موضع خودشان را مشخص كنند. از شكنجه گران «استحاله شده» امثال حزب مشاركت كه بر «تروريست بودن مجاهدين» تاكيد كردند يا ساير ايادي رسمي و يا غير رسمي ديكتاتوري آخوندي, هر كدام بر مبناي ماهيت ضد مردمي و ضد تاريخي خود واكنشي داشتند كه در مجموع هيچكدام چيزي جز قرائني از روند اضمحلال و بريدگي خودشان در مقابل استواري و اصالت خط و استراترژي مجاهدين نبود.
اگر مطلب سايت مسعود بني صدر در مورد حكم تاريخي دادگاه عالي انگلستان در مورد مجاهدين كه تحت عنوان «دوست عزير, آقاي بهار ايراني» را بخوانيد , با ملغمه اي مواجه مي شويد كه شايد فقط با اظهارات آن يكي «بني صدر» (يعني ابولحسن) در دادگاه پاريس عليه مجاهدين و در دفاع از عامل فرانسوي اطلاعات آخوندي , يعني «شوالرياس» بيان كرد, قابل قياس باشد .
مسعود بني صدر در اين مطلب ضمن ايراد گرفتن به مردم تحت ستم ايران كه چرا «..براي ديد و بازديد هاي عيد چرتكه مخارج و...مي اندازند» , مسئوليت و تقصير گراني و وضعيت فاجعه بار اقتصادي ايران را از گردن رژيم جنايتكار آخوند برداشته و مي گويد «....اساسا ديد جديد من به تحولات اجتماعي نه از بالا بلكه از پائين است , فقر و گراني نه خاص ايران است و نه خاص اين دوران كشور ماست, از عوامل بوجود آورنده آن منجمله تاثيرات جهاني شدن اقتصاد و صدور بخشي از تورم كشورهاي غربي به كشورهاي جهان ...است» و در ادامه ضمن كپي برداري هاي ناشيانه از يك سري جملات جامعه شناسانه, براي زمينه سازي علني تر شدن رفتن زير قباي «اسلام عزيز» ميگويد«...خوشبختانه من امروز در نسل دو و سه خارج از كشوري شاهد نوعي بازگشت به خود و نياز به خود شناسي هستم , آنها به كاوش تاريخ خود بازگشته اند و حتي به لحاظ مذهبي هم بدنبال كشف مجدد آن مي باشند» و روضه «حراست از نيكيهاي فرهنگ و سنن ايراني و حتي مذهبي » را مي خواند .
اميدوارم تا اينجا از پرت و پلا هاي اين فيلسوف تازه كشف شده خسته نشده باشيد, اما از اين همه مقدمه چيني و صغري كبري كردن ها مي خواهد در قدم بعد روي اصل مطلب برود كه آنهم «حكم يك دادگاه در انگليس در مورد مجاهدين» است, برود , كه آنرا بنقل از آيت الله بي بي سي ناشي از «خلع سلاح» شدن مجاهدين در سال 2003 مي داند, و با بلاهت و دنائت «بني صدري» خاص خودش , دم خروس را بيرون داده و مي پرسد «....حالا تحويل سلاح به كي و چرا؟ و چرا به اجنبي و نه به خودي ؟ »,
البته بر كسي پوشيده نبود كه در روياوريي تاريخي بين مجاهدين و مقاومت ايران با رژيم ضد بشري آخوندي, اين عناصر معلوم الحال «خودي» كدام جبهه محسوب مي شوند, اما اعتراف به اين درجه از لئامت و «خودي» بودن با دژخيمان پرده جديدي از افلاس و ورشكستگي سياسي اين سوته دلان آستان سياه ترين و پليدترين حاكميت ضد مردمي دوران معاصر ايران را به نمايش ميگذارد.
تا آنجا كه مجاهدين و مقاومت مردم ايران برگردد, همچنانكه در رويكرد عملي آنها در بحران عراق, در اواخر سال 81 و اوايل سال 82 نشان داده شد, آنها با اتكا بر اصول سياسي و استراتژيك خود و با هوشياري بي نظير رهبري خود يك شاهكار تاريخي آفريدند.
در جنگ و بحران سال 2003, بحراني كه هرچند در بوجود آمدن آن, از هيچ نظر مجاهدين و مقاومت ايران هيچ نقشي نداشتند , اما در كانون جغرافيايي آن قرار گرفته بودند و رژيم ضد بشري آخوندي و در راس آن ولي فقيه پليد آن خامنه اي,خواب هاي پنبه دانه مفصلي براي انهدام فيزيكي و لجن مال كردن سياسي ارتش آزاديبخش ديده بود و در اين راستا با خرمردرندي خاص آخوندي و در اوج سواستفاده از بحراني كه كل منطقه را فرا گرفته بود, براي «امدادهاي غيبي» 10 كشور نيز در وارد كردن «ضربات نهايي» به مجاهدين نيز كيسه كشادي دوخته بود. اما رهبري مجاهدين با تاكيد بر اينكه «دشمن ما فقط و فقط رژيم ضدبشري ولايت فقيه بوده و هست و خواهد بود», آفريننده يك شاهكار بزرگ استراتژيك در حساس ترين نقطه عطف مربوط به مردم ايران در بحران منطقه شد و فرمان عدم شليك در مقابل بمبارانهاي و تهاجمات عليه قرارگاهها و مواضع ارتش آزاديبخش در نوار مرزي را صادر كرد و با چپه كردن ميز توطئه هاي آخوندي- استعماري, «ولي فقيه» تشنه به خون مجاهدين و تمامي دم و دنبالچه هاي ريز و درشت او را تا سر چشمه برد و تشنه برگرداند, و در همين راستا موافقتنامه بين مجاهدين و نيروهايي آمريكايي به امضاء رسيد كه بر مبناي آن نيروهاي آمريكايي حفاظت مجاهدين در قرارگاه اشرف را بعهده گرفتند و سلاحهاي مجاهدين گرد آوري گرديد.
از همانموقع كه تير استراتريك جبهه متحد ارتجاع - استعماري براي انهدام ارتش آزاديبخش به سنگ خورد و به شكست انجاميد, بارها و در هر موقعيتي عناصر ريز و درشت رژيم اعتراف كرده اند و هر بار كه اين هوشياري استراتژيك مجاهدين نتايج و پيامدهاي خودش را در تنگ كردن عرصه بر رژيم رو به زوال آخوندي نشان مي دهد, دوباره جيغ و فرياد ناشي سوزش ولي فقيه و دژخيمان و سردمداران جنايتكار رژيم پليد او به آسمان بلند مي شود .
بنابراين جاي هيچ تعجبي نيست كه وقتي مهمترين خبرگزاري هاي بين المللي گزارش كردند «مقاومت ايران براساس حكم دادگاه، بر دولت انگلستان پيروز شد» به موازات احساس غرور و افتخار هر ايراني آزاديخواه, كه پيروزي مصدق در دادگاه لاهه عليه «بريتانياي كبير» برايش تداعي مي شد, ورشكستگان كشتي به گل نشسته مماشات را نيز به هذيان گويي وا دارد , زيرا كه اين پيروزي به تعبير رئيس جمهور برگزيده شوراي ملي مقاومت خانم مريم رجوي نشانه «تغيير دوران از رژيم به ضد رژيم» است و «سرمايه گذاري عظيم ده ساله آخوندها برباد رفت. محور اصلي كارزار شيطان‌سازي عليه اين مقاومت درهم‌شكست و بزرگترين دستاويز براي انهدام مقاومت فروريخت. جاي شهيدان آزادي و استقلال ايران در مهيب‌ترين بمباران ها خاليست. راستي كه از اين برچسب چه خسارت ها به مردم ايران رسيد. چه جراثقالها بر پا شد و چه جواناني به دار كشيده شدند».
اين پيروزي البته و صد البته كه حاصل پايداري مجاهدين و رهبري آنها بر اصول و خطوط استراتژيك خود در تاكيد بر تضاد اصلي, يعني رژيم ضد بشري آخوندي بوده است , رسالت آزاديبخش و مجاهدين سرنگون كردن رژيم پليد آخوندي بوده وهست و ملت ايران يك دشمن بيشتر ندارد, آنهم نظام جهل و جنايت ولايت فقيه بوده و مي باشد, و اين برخلاف هرگونه نان به نرخ روز خوردن ها , شاقول استراتژيك مجاهدين بوده كه پيروزيهاي و ثمره هاي خودش را در هر برهه مي دهد. همچنانكه در ضربه اپورتونيستي سال 1354 نيز هر چند فضاي خود بخودي, اين بود كه مجاهدين در عكس العمل به جنايت اپورتونيست ها تضاد اصلي را فراموش كنند, اما مجاهدين بر خلاف تمايل ساواك و آخوند هاي خميني صفت , تضاد اصلي يعني ديكتاتوري سلطنتي و همچنين تهديد اصلي يعني راست ارتجاعي را گم نكردند.
حال بگذار سفلگان بي مقدار توجيه گر دوران سياه آخوندي درست در مقابل صد سال مجاهدت و مبارزه مردم ايران براي آزادي و تقديم سرداران و همچون ستارخان و ميرزا كوچك خان و مصدق و فاطمي تا حنيف كبير و پويان و اشرف و موسي و كهكشاني از ستارگان شب كوب از جوانان غيور ميهن همچون حجت زماني عليه ديكتاتوري سلطنتي و آخوندي, اندر باب ضرورت «بازگشت به فرهنگ مهر و مسالمت ايراني» با وحشي ترين حاكمان تاريخ معاصر ايران روضه بخوانند, و در عالم وهم و مزدوري خود براي مردم ايران نسخه بپيچند, بقول مولانا :
آن مگس بر برگ كاه و بول خر همچون كشتي بان همي افراشت سر
گفت من دريا و كشتي خوانده ام مدتي در فكر آن مي مانده ام
اينك اين دريا و اين كشتي و من مرد كشتيبان و اهل و راي زن
بر سر دريا همي راند او عمَد مي نمودش آن قدر بيرون ز حد
بود بي حد آن چنين نسبت بدو آن نظر كه بيند آن را راست كو
عالمش چندان بود كش بينش است چشم چندين بحر همچندينش است
صاحب تأويل باطل چون مگس و هم او بول خر و تصوير خس
گر مگس تاويل بگذارد به راي آن مگس را بخت گرداند هماي
آن مگس نبود كش اين عبرت بود روح او ني در خور صورت بود
پايان.
توضيح :
زيافت : اشتباه شدن , قاطي شدن
تأويل : تفسير , برداشت
عمَد : قايق

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سايت سازمان مجاهدین خلق ایران، متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار ساير هموطنان قرار دهيد         www.mojahedin.org