|
*** ده رباعی برای وطنم ***
ميراسماعـيل جباری نژاد « م ــ ادلی »
* پیام *
زنجیر اسارت از گلو بگسستن
از وسعت دام دشمن دون رَستن
لبیک به میر سربداران ، گفتن
یعنی به صف مجاهدین پیوستن
* سرود خلق *
خاتون بها ر از سفر می آید
خورشید ظفر چه پر ثمر می آید
اینک بشنو سرود آزادی خلق
از کوچه به کوچه در به در می آید
* امید خلق *
توفنده ترازخروش توفان ، مریم
تکتازترین سوار میدان ، مریم
تابنده ترین ستاره دوران است
امید بزرگ خلق ایران، مریم
* هفت شهر عشق *
بر گستره ی بحر نظر باید کرد
توفان صفت از موج گذر باید کرد
بر خیز دلا، زهفت خوان ها گذریم
تا هفت شهر عشق سفر باید کرد
* خنجرها در حنجره ها*
در گلشن عشق دانه ها خشکیدند
در باغ وطن جوانه ها خشکیدند
خنجر به گلوی عاشقان تر کردند
در حنجره ها ترانه ها خشکیدند
* گلهای وطن *
تا گل بشکفت و جنبشی دیگر شد
با لاله چمن دمن دمن زیور شد
صیاد خزان به جان گل ها افتاد
گل های وطن یکی یکی پرپر شد
* صدف آزادی *
شیپور زمان نوای خون می خواهد تندیس وطن
قبای خون می خواهد
دانی چه بُوَد در صدف آزادی
دُری بُوَد و بهای خون می خواهد
* دژ شب *
تا لب به لب ساغر امید زنیم
شمشیر یقین بر دل تردید زنیم
با توسن عشق بگذریم از دژ شب
پا در ره نورانی خورشید زنیم
* ریشه در نور *
موجم، که به لب سرود توفان دارم رودم
، که به سر هوای طغیان دارم
من شعشع تیغ آذرخشم ، خشمم
صد ریشه در ابر نوبهاران دارم
* عروس گل *
ابرم ، به لب سرود باران دارم
بر پهنه دشت تشنه لب می بارم
من خوان چمن دمن دمن پهن کنم بر
خان چمن عروس گل می آرم
***
خوان = سفره
خان = سالار ، بزرگ قبیله
خان چمن = کنایه ازبلبل
با دنیائی از ارادت ها وسپاس ها
میراسماعیل جباری نژاد
م -ادلی
تورونتو
|