|
در حاشيه خروج از ليست
زهير ذاكري
يكي
از وجوه جالب توجه در جريان حكم اخير دادگاه بريتانيا به خروج اسم مجاهدين
از ليست تروريستي ، واكنش هاي رسانه ها و مقامات ”نظام” است، كه يكي پس از
ديگري گيج و منگ، به صحنه مي آيند، افتضاح ديگري بالاآورده و ميروند. از
معاون ”امشي خورده” وزارت خارجه، كه دولت فخيمه را مكلف به ابطال حكم قضايي
ميكند، و قضاييه انگليس را با دارودسته حاجي شاهرودي و مرتضوي اشتباه گرفته
است; تا بسيجيان سيلي خورده و جبهه رفته كه به مصداق ”كل حشيش”، جلوي سفارت
انگليس اداي قربانيان ترور را در مي آورند، بلكه آب رفته را با محكوم كردن
”استاندارد دوگانه دولت انگليس در برخورد با تروريسم”، به جوي نظام
برگردانند.
حال آنكه مشكل دولت فخيمه، دوگانگي ”استاندارد” نيست، پوسيدگي و نخ نما شدن
آن است، بنحوي كه ديگر تاب تحمل در برابر پيشروي مقاومت را ندارد.
آنقدر اين موضوع برجسته است كه آيت الله بي بي سي (از مراجع مقيم لندن!)
نيز وقتي خبر را ميخواهد منعكس كند، ناچار است تمام حكم و توسري هاي مندرج
در آن و عواقب اجراي آن براي ”نظام” و دولت فخيمه را يادآوري كند، و آنگاه
كه پاي دلداري فرزندخواندگان عمامه دار ميرسد، بيشتر از اين چيزي ندارد كه
بگويد: ”.. بسياري از ايراني ها ميگويند كه آنچه اكنون دارند را برمجاهدين،
كه برخي بيشتر يك فرقه ميدانند تا جنبش سياسي، ترجيح مي دهند.” بازنشخوار
حرف مشترك همه دوستداران و معتادان به ”نظام” با تاخيري بيش از 25 ساله، كه
خود تازه بخشي از دستاويز علم كردن آن ”ليست” به تاريخ پيوسته تروريستي
بود.
و بدبخت تر رسانه هاي ”خودي” مثل ”عنترلينك” كه بخاطر انعكاس همين تكه
استخوان هم كه شده، تمام ضرر درج كامل خبر را به جان مي خرند.
اين دست خالي، نشان از تعيين تكليف بسياري از معادلات دارد...
از دنبه تا نماند نوميد و بي نصيب
خرسند كي شود سگ بيچاره به استخوان
(ناصر خسرو)
|