ترک خورده سیاهی ، می شکافد شب (به مناسبت پیروزی بزرگ مجاهدین خلق در دادگاه استیناف انگلستان )
جمشید پیمان

8 ـ 5 ـ 2008

الا دلتنگ همشهری !
بیا در بیکرانِ آرزوهامان
دوباره بال و پر بگشای
بیا تا داغ مانده در دل و جانت
به دست یاورانِ مهربانت پاک گردد .
الا دلتنگ همشهری !
نمی خواهد نگاهت را
بر آفاق کبود مانده در رویایِ دیرینت بیندازی
ببین ما را ،
در اینجا چهره بر چهره
تورا فریاد می سازیم
ببین ما را ،
دراینجا از تو می خوانیم،
ودرد کهنه ی ماسیده درجانت
میان قلب و دست ودیده هامان
باز می تابد ،
تو را و باور ت را ،
تـو را و آرزوهای تورا
پرواز می بخشیم .
الا دلتنگ همشهری !
جهان سرشار ازتهمت شد و ما را نشان بگرفت
چه باک اما
فراز و شیب ره ، ما را نترساند
و ما با های و هـویِ این صدا ببریدگان
خود را نمی بازیم ، همشهری !
و ما این داوری ها را
جوابی درخور و اندازه می گوئیم
و دنیا را ز تهمت های دیرین پاک می سازیم .
الا دلتنگ همشهری !
دلت از غم تهی باد و سرت لبریز از شادی
بیا دستی بزن ، پائی بکوب اینجا
ببین معراج خوبان را
و بگشا دیده را بر مهر تابانِ جهان افروز
الا دلتنگ همشهری !
ترک خورده سیاهی ، می شکافد شب
صدای مردنش پیچیده در آفاق
سپیده می زند سر
از البرز دلِ یارانِ دیرینت
... جهان از خواب می خیزد .