از سایت ایران افشاگر                    www.iran-efshagari.com 

 

تجارت نفت و خون حيطة آخوندها و انصاف و قانون قلمرو ماست
هادي نخجيري

ارديبهشت 87

مي توان در عالم فرض, وضع و حال پريشان سرنشينان قطار بي دنده و ترمز نظام آخوندي را تصور كرد كه شتابان در شيب تند و خطرناكي در حركت است و هيچ چشم اندازي براي نجات از سقوط حتمي وجود ندارد.
كف بر لب آوردن پاسدار لمپن هزار تير در ايام اخير و دعاوي مضحك مديريت جهان!! گوشه اي از انعكاسات وحشت آلود كل مسافران نگون بخت اين قطار است. آنچنان به بريدگان از حاكميت خودشان مي تازد و به فحاشي مي پردازدكه حقيقا در پروسه حكومت پليدآخوندي بي سابقه است. بمبي در شيراز منفجر مي شود, گويي گله گرگها مترصد فرصتي بودند كه يكديگر را پاره پاره كنند... كشتي فاسد و پوسيده آخوندي كه در حال به گل نشستن است, مسافرين اضافي را يكي پس از ديگري به دريا مي ريزد تا شايد فرصتي بدست آيد و دمي غنيمت بشمارد..
راستي چه عاملي آخوندهاي پليد را به اين روزسياه نشانده است؟
در بحران اتمي چه كسي دست شان را رو كرد و قطعنامه ها «پي در پي, پي در پي» صادر شد؟
در بحران عراق اشغالگر اصلي و خطرناك را چه كسي معرفي كرد؟ چرا در اعتراضات اجتماعي هيچ توقفي نيست و عليرغم شديدترين سركوب صادره از اوين به خيابانها, از عقب نشيني خبري نيست؟
موتور محرك و كانون اين انگيزش ها كجاست؟ و...اينها سئوالات پايه اي است كه در انواع و اقسام توطئه هاي دشمن عليه اين مقاومت, جابجا به آن پاسخ داده است كه ريشه تمام درد هاي آخوندها مجاهدين و بطور خاص نقطة كانوني و تمركز آنها در اشرف است.
اما آنچه كه طي يكي دو سال اخير به اين تحولات سرعت بخشيده, دشمن را به هذيان گويي واداشته و ديناميزم كافي به خيزشهاي خود انگيخته و هدايت شونده داده است, پيامهاي رهبر انقلاب است كه همچون شمشير آخته, وحشت را در سراپاي نظام آخوندي مستولي نموده است.
دريكي از سايتهاي وزارت بدنام موسوم به «اينترلينك» از زبان يك زنك پاسداري كه خود را ”تلاشگر حقوق زنان”, جا زده است همچون دزد ناشي به كاهدان زده و غافل از اينكه هرجا قانون و عدالت باشد قلمرو ماست, خواستار تشكيل هر چه سريعتر دادگاهي در عراق براي مجاهدين شده است تا بقول خودش ”فرقه رجوي را در عراق به دام قانون بيندازيم”
اما از آنجا كه بخوبي مي دانند و به عيان ديده اند كه دجالگري آخوندي تحت نام دادگاه و قانون نيز با شكست كامل مواجه مي شود و درسهاي فراموشي ناپذير از دادگاه پاريس و رسوا شدن شغالان مدل خارجي و اطلاعات آخوندي دريافت كرده اند دماغ سوخته از هردادگاهي كه نظارت بين المللي روي آن باشد, مدعي شده است كه بهتر است اين دادگاهها در عراق برگزار شود و اظهار فضل نموده:”... از آنجائيكه فرماندهي تمامي عمليات تروريستي و خشونت آميز اين فرقه در عراق سازماندهي گرديده, بنابراين ضرورت دارد كه اين دادگاه در اين كشور برگزار گردد...”
بعد هم دم خروس وزارتي را بيرون داده و خبر از «...تشكيل بنياد خانواده سحر توسط جمعي از اعضاي سابق اين فرقه...» را داده است. لابد خودشان اينگونه فكر مي كنند كه حاكميت عراق كماكان در اختيارشان است, امت هميشه در صحنه عراق هم شب و روز عاشق سينه چاك آخوندها بوده و براي آنان سينه مي زنند, پس بشتابيد كه همه مجاهدين, يا حداقل تعدادي از مسئولين آنان را به محاكمه بكشانيم و به اين ترتيب «شمارش معكوس جهت تلاشي كامل اين فرقه و تعيين تكليف نهايي از اين خلق بريدگان آغاز خواهد گرديد...”. بالاخره ما نفهميديم كه شمارش معكوس مجاهدين از فرداي 30 خرداد 60 از چه عددي شروع شده است؟
تا جايي كه يادم هست بارها اين شمارش ها تمام شده ولي مجاهدين در سخت ترين شرايط نه فقط خم به ابرو نياورده اند, بلكه همواره از سرنگوني تام و تمام رژيم پليد آخوندي ولو باندازه يك ميليمتر كوتاه نيامده اند.
البته اين شمارش معكوس موسمي, در هر فصلي نامي بخود مي گيرد و از آنجا كه منشأ توليدش آخوند است و وزارت بدنام, يك روز تحت نام انجمن نجات, يك روز با اتيكت هابيليان, يك روز با نام دژخيمان آخوندي در دادگاههاي عراق, يك روز تحت نام دژخيم صغير در بغداد و... هر روز به گونه اي بخت خود را آزموده اند و در خوابهاي شتري بجاي پنبه دانه مدام كابوس مي بيند و اشرفيان نيز به خوبي مي دانند كه آوردن چند مأمور بدنام به اطراف اشرف با چاشني انفجار ايستگاه آب رساني يا شهيد نمودن ياران نزديك اشرف, چه آبشخوري دارد.
اين موجود اطلاعاتي كه خيلي براي ولي فقيهش سينه چاك مي داد در همين حال و هوا بود كه از بخت بدش حكم دادگاه استيناف لندن هم مثل آوار روي سر ولي فقيه و دم و دنبالچه هايش خراب شد و جيغش به هوا رفت كه «نظراين دادگاه چيزي جز تقسيم بندي تروريستها به خوب وبد- فعال و غيرفعال نيست!»
ناگفته پيداست كه دليل اين جيغ و فريادها در ميانه انبوهي بحرانهاي مرگباري كه آخوندها را فرا گرفته, همانا كانون اين نبرد يعني اشرف پايدار است, ولي اين كانون مقاومت آنچنان به نقطه اميد حتي همين مردم آخوندگزيده عراق تبديل شده كه يك قلم رئيس جمهور ارتجاع را با اردنگي از عراق بيرون مي اندازند و فرياد آخوندها بلند مي شود كه ”... مجاهدين به مردم عراق پول داده اند كه تظاهرات كنند...”
در خاتمه يكبار ديگر به آخوندها و كليه عوامل مذكر و مؤنث شان يادآوري مي كنيم كه اصلاً نگران نباشند, فعلاً در فاز تعيين تكليف نظام آخوندي هستيم و مجال چنداني نيست, بعد از خاتمة سلطة ننگين آخوندي, دادگاههاي صالحه تحت نظارت بين المللي تشكيل خواهد شد و به جرم و جنايت همه مهره هاي ريز و درشت رژيم پليدآخوندي در همه جاي ايران رسيدگي خواهد شد و بر ويرانه هاي رژيم سفاك و خونريز آخوندي, فصل جديدي را در تاريخ اين ميهن مي گشاييم تا بهاران صلح و آزادي و عدالت اجتماعي را در اين زيباترين وطن محقق نماييم. اليس الصبح بقريب؟

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سايت سازمان مجاهدین خلق ایران، متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار ساير هموطنان قرار دهيد         www.mojahedin.org