از سایت ایران افشاگر                    www.iran-efshagari.com 

 

حماقت غني شده با وقاحت آخوندي
حسين نجاتبخش

ارديبهشت 1387

رژيم آخوندي در منجلاب بحران گريبانگيرش در عراق براي مقابله با شعار فراگير خلع يد از رژيم پليد آخوندي و انزواي بين المللي اش, تلاش كرده است كه موضوع افشاي مداخلاتش در عراق و مرحله ريزش و سرنگوني محتومي كه در سال 87 با آن مواجه است را با فرافكني و رندي خاص آخوندي تحت عنوان «ماكياوليسم مبتذل. . .» به بيرون خود از جمله مجاهدين خلق ايران نسبت دهد, مدعي شده است:
«. . . امريكايي?ها با استفاده از حوادث عراق سعي دارند تا با متهم كردن ايران به دخالت در امور عراق. . . و با كشيدن پاي اعراب به عراق، ضمانتي براي پس از خروج خود از عراق ايجاد كنند تا ايران تنها بازيگر در اين كشور نباشد. . .همچنان به اتهام?زني به ايران مشغول هستند و (مجاهدين) نيز مثل يك طوطي اتهامات آنها را تكرار مي?كند»
اين هم نمونة ديگري از حماقت توأم با وقاحت آخوندي است كه هم مدعي عدم دخالت در امورعراق است و همة اسناد و مدارك بي شمار دخالت را يك اتهام ميداند و هم اينكه خود را ”تنها بازيگر در اين كشور” و صدالبته نگران گشايش سفارتخانه هاي كشورهاي عربي در عراق است. براي سوزش باز هم بيشتر آخوندها از وزن و اعتبار بين المللي مجاهدين و به طور خاص در عراق به چند نمونه ساده اشاره مي كنم و سپس به اصل مطلب مي پردازم.
هيأتي از زنان عراقي كه خود را خواهرانِ زنان و مردان مجاهد اشرف معرفي كردند در يكسري ملاقاتهاي بينالمللي در اروپا در ديدار با شخصيتهاي سياسي و آزاديخواه، آنچه را كه شايسته بود در رابطه با اشرف و مجاهدين و رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت خانم مريم رجوي بگويند طوري بيان و اثبات كردند كه حتي خودِ مجاهدين يعني بانيان و سازندگان اين مقاومت را شگفت زده كردند. در اين رابطه خوانندگان عزيز را به اخبار مربوطه در سايت مجاهدين راهنمائي ميكنم.
نمونه دوم مربوطه به دختر دانشجوي يك مرد شريف خارجي است كه به مناسبت شغلش مدتي در عراق و اشرف بود. وي گفت كه اگر به كشورش برگردد دخترش را نزد زنان مجاهد در اشرف ميفرستد. از بد روزگار و بلاياي امنيتي در عراق نتوانست اين كار را بكند. ولي همان دختر در حال حاضر موضوع تز پايان نامه اش در دانشگاه, زنان اشرف است. اين دختر دانشجو تمام آنچه را كه تحت عنوان يك بررسي جامعه شناسانه در پايان نامه اش مينويسد فقط تأثير پذيري غير مستقيمي است كه از طريق پدرش از اشرف و زنان اشرف و ارزشهاي زنان و مردان مجاهد اين شهر دريافت كرده است.
نمونه سوم كه بقول آقاي مسعود رجوي انفجار حماقت آخوندي است, موضوع انفجار ايستگاه پمپاژ شهر اشرف است.
رژيم آخوندي و عوامل عراقي آن فكر ميكردند كه با اين ضربه رابطه ساكنان شريف منطقة اشرف با مجاهدين را مخدوش مي نمايند. بهمين خاطر هم ريسك احمقانه آنرا پذيرفتند. اما بدليل حقانيت و رابطه انساني كه مجاهدين با همسايگان خود دارند, وجدان بين المللي و عراقي در اين موضوع آنچنان بخروش آمد كه بزرگترين حماسه همبستگي انساني و عاطفي را نسبت به مجاهدين و مردم منطقه برانگيخت و در عمل هم آنچنان واكنشي در مردم شريف منطقه ايجاد كرد كه متعهد شدند تا شب عيد به هر قيمت آب را به مجاهدين و خودشان برگردانند و همين كار را هم كردند و روسياهي براي ذغالها وشغالهاي اطلاعاتي اوين تبار و پس مانده هاي شمر ويزيد كه در خالص خيمه و خرگاه زده بودند تا كار را يكسره كنند باقي ماند و پا به فرار گذاشتند. در اين رابطه به 4 اطلاعيه سازمان و شورا در سايت مجاهدين در مورد انفجار ايستگاه مراجعه كنيد. اما واقعيت موجود كه در عراق جريان دارد چيست؟
5 سال جنايت و خيانت در عراق از سربريدن با اره برقي و انداختن اجساد در رودخانه تا انفجارهاي جنايتكارانه مساجد و اماكن مقدسه و مواردي مثل انفجار حرم ائمه شيعه در سامراء و نمونه هايي مثل انفجار پل اعظميه و خباثت ها و جنايتهايي كه تحت عنوان اسلاميزه وشيعي كردن جامعه در بصره انجام دادند و نمونه هاي وحشتناكي مثل وارد كردن مواد مخدر و سم و غذاي مسموم در عراق از جمله در پوش كاروانهاي زيارتي كربلا و تمامي آنچه كه در زندانهاي بغداد با زنان و مردان بي گناه عراقي كردند و همچنين دزدي ميلياردي نفت عراق, آنچنان وجدان مردم و مسئولين شريف عراقي و حاميان بين المللي آنها را برانگيخت كه خيلي زود متوجه شدند مانع اساسي مداخلات رژيم آخوندي درعراق همين مجاهدين هستند كه رژيم آخوندي به طرز جنون آميزي به دنبال محدودكردن و يا اخراج آنها از عراق است. و در سيماي مجاهدين يك متحداستراتژيك و وزنه تعادل در منطقه را مي بينند.
آنچه كه امروز در بصره و شهرك صدر ميگذرد ته خط مداخلات افسار گسيخته رژيم درعراق است. حاكميت مجازي و لغزان موجود در عراق كه تحت عنوان دولت مالكي با حداقل 18 وزير مستعفي و يك مجلس كه هيچگاه به اكثريت نميرسد و در حال نفس زدن است آنچنان از سرطان اجزاي مختلف بدن خود رنج ميبردكه هر روز مجبور است عضوي از اعضاي بدنش را قطع كند. اكنون ديگر دشمن نه مجاهدين هستند و نه آمريكا و نه سني ها. دشمنِ اين دولت عنكبوتي، اكنون سازندگان و پديد آورندگان آن كه با كد عاميانه سه دايره كوچك دجالگرانه از صندوقها خارج شدند هستند. (منظور سازندگان ليست 555 در سال 2005 است) داستان بصره و شهرك صدر و شهرك شعله و همه نقاط ديگر كه رندانه نويس سايت فوق الذكر در مقاله خود سعي ميكند آنرا لاپوشاني كند همين درمان سرطان است. قلم به مزدان و عوامل وزارت بدنام آخوندي و نيز همه كساني كه به اين امامزاده دخيل بسته اند بايد بدانند كه دوران مفتخوري و موج سواري و به زنجير كشيدن مردم ساير كشورها به سر آمده است و حتي دوران شيحه كشيدن خميني و انحلال باندها و سازمانها و احزاب خودساخته كه در ساليان جنگ خميني تجربه كرده اند به سرآمده است.
و ناگزير بايد با بريدن اجزاي سرطاني بدن, به مرگ محتوم ارتجاع و بنيادگرائي و تروريسم و انحصار طلبي گردن گذاشته و به لانه اصلي خود يعني بيت العنكبوت جماران فرار كنند. هيچ دردي را هم نميتوان با نسبت دادن آن به مجاهدين درمان كرد. اين است مجازات اتوديناميك خيانت وجنايت و تازه اين هنوز از نشانه سحر است باش تا صبح پايداري و شكوفائي مقاومت و پايداري جريانهاي شريف و وطن پرستي عراقي فرا برسد.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سايت سازمان مجاهدین خلق ایران، متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار ساير هموطنان قرار دهيد         www.mojahedin.org