نمایش پسرک گل فروش                         www.iranntv.com/node/6293/play

 
 
 

مگه کارگرهم روز داره آقا
جمشید پیمان

یک شاخه گل سرخ می خر ید آقا؟
... نگاهش هزار بار از شکفتگی گل زیباترست
. ولبخندی شیرین که تلخست
ببخشید خانم ها ،آقایان، او نمی خندد
دل من می خواهد بیگانه با خنده ای بخندد.
پس یک میخک بخرید آقا
کلاس چندمی؟
چی گفتین آقا؟
کلاس چندمی؟ مدرسه نمیر ی؟
نه آقا، کار میکنم آ قا
ولی تو باید درس بخوانی و باسواد بشی
وقت ندارم آقا، باید کار کنم آقا
خواهرو برادر هم داری؟
بله آقا، یک خواهر دارم آقا که رفته دوبی، اونجا کار میکنه
برادرت کجاست؟
همینجاست آقا. ده سالشه آقا، اونم کار میکنه آقا
باباومامانت چکار می کنند؟
بابام زندونه آقا، مادرم مریضه ، ازبالکن افتاده زمین و فلج شده آقا
چرا افتاد؟
کار میکرد آقا . همسایه ها میگن خودش خودشو انداخته پایین آقا
راست میگی یا میخوای دل منو بسوزونی؟
راست میگم آقا، بخدا راست میگم. اگه دوست دارید میتونم نشونتون بدم آقا
میگم حالا چرا اینقدر آقا آقا میکنی؟
مادرم یادم داده آقا.گفته با مردها درست حرف بزنم آقا
با زنها چطور؟
زنها مهم نیستن آقا.
زنها هم مهم هستند.باید به اونها هم خوب حرف بزنی
مادرم میگه زنها مهم نیستن آقا
ولی من به خانم ها هم میگم گل بخرید خانم
همه گل هات را چند میفروشی؟
شاخه ای بیست تومن آقا. همش با هم فروشی نیستن.
چرا؟
اینها را از صبح تا غروب باید بفروشم آقا. زودتر نمیشه برم خونه آقا
راستی بابات چرا رفته زندون؟
با رئیسش تو کارخونه دعوا کرده آقا. با چاقوزده تو شکم رئیسش آقا.
چرا؟
نمیدونم آقا. ولی بابام میگفت چون شکم رئیسش خیلی گنده بود،
خب چاقو اونجا خوب فرو میره آقا.
باشه ،من ازت پنج تا شاخه گل می خرم ،
بخاطرخودت ،خواهرت، دادشت، مامانت و بابات
خدا عوضتون بده آقا
یک هزار تومنی باو میدهم و پنج شاخه گل می گیرم.
این زیاده ، پول خرد ندارم آقا.
عیبی نداره . باقیش را ببر برای بابا و مامان .
می پرسم میدونی امروز چه روزی هست؟
نه آقا. چه روزی هست؟
امروز روز کارگره
بنظرم میرسید که لبخندی بر لبانش هست،
ولی تو نگاهش با همه ی شیرینیش بیشتر بغض بود.
گفت: مگه کارگر هم روز داره آقا؟