|
دانشکده های زمینی
پریا کیارش
من
کتابهام رو در کتابفروشی ای صد کیلومتر
خارج زمین خریدم
و اونها را در دانشکده ام در مریخ خواندم
از دانشکده مریخ به درجه اخراجی نائل گشتم
و به جرم مریخی بودن دانشکده های زمینی مردودم شنا ختند
و از زمین به مشتری فروخته شدم
و من سوگند میخورم که همه در زمین
به برتری محض تنبان خود ایمان دارند
چانه هم در این مورد نزن!
و من ریه هایم تبعیض بین اکسیژن و
بقیه گازها را ریاکاری آشکار میدانند
و قلب خل و چلم سیاره ای خورشیدیست
که مدارش همه سیارات دیگرست
وقلبم غروب خورشید را خون میگرید
تا که ناخنهام سیانوزه و لبهام بنفش شوند.
و من برای زمین آرزوی لرزه میکنم نومیدانه.
و من نگاهم مردم را مردمک نمی بیند
و صدام ز سکوت فریاد می طلبد
و قطار زمان زمین را سالها پشت سر نهاده
و میگویند تکامل هنوز متولد نشده
چه تولد تکامل مرگ اوست
و رشد یک بعدی ست و بعدیست بی بعد
و تولدآغاز پروسه مرگ است
و مرگ پروسه تولدی دیگرو
همه چیز یک چیز دیگر ست
وهر گونه ای دیگرست دگرگون
و هیکس در چین لباس چین چینی دوست ندارد
و در پلو شویدها هم با باقلاپلو مشگل مرزی دارند
و من غصه هام را در نپتون غرق خواهم کرد |