از سایت ایران افشاگر                    www.iran-efshagari.com 

 

دجاليت غني شده و جفتك هاي بي دنده و ترمز «ولي فقيه» عليه مجاهدين 
احمد فروغي

فروردين87

در پي شكست مفتضحانه خيمه شب بازي «انتخابات» مجلس ارتجاع, اتحاديه اروپا اعلام كرد «اين انتخابات نه آزاد بود و نه عادلانه», و بدينوسيله قبل از هرچيز اعتراف صريح به شكست و بي آبرويي يك دجاليت رسوا از جانب «ولي فقيه» و استحاله چي هاي فرنگي آن از يك سو, و تأييد صحت و اصالت خطوط سياسي مجاهدين و مردم ايران در پاي فشاري بر بي اعتبار بودن هرگونه به اصطلاح انتخابات در فاشيزيم آخوندي حاكم بر كشورمان را به نمايش گذاشت.
البته حساب مردم ايران با «ولايت مطلقه فقيه» سالهاست كه روشن, و دار و درفش روزمره اين جانيان هيچگاه شبهه اي نسبت به مضحكة «انتخابات» در ايران تحت حاكميت ملاها باقي نگذاشته, اما اگر يك ناظر بيطرف و به دور از ستم سياه آخوندي نيز به «قانون انتخابات» در رژيم ولايت فقيه نظري بياندازد, كه در آن تصريح شده همه انتخاب شوندگان دركليه سطوح بايد «اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولايت فقيه» داشته باشند. ديگر هيچ ابهامي نسبت به ماهيت انتخابات در ايران تحت حاكميت آخوندها باقي نمي ماند.
اما در انتخابات دور هشتم مجلس ارتجاع ديگر آش آنقدر شور بود كه نه تنها براي باندهاي مغلوب داخلي رژيم كه در حسرت قدرت, اشك تمساح براي عدم وجود «انتخابات آزاد» ريختند, بلكه براي هيچگونه «كودن نمايي فرنگي» نسبت به مشروعيت اين انتخابات كه با يك قياس مع الفارق گويي صحنه تقابل جناح «محافظهكار» و جناح «رفرميست», در يك نظام سياسي متعارف است, نيز باقي نگذاشت و حاصل اين انتخابات در عمل تشكيل مجمع دژخيمان و آدمخواران نظام بود. بنحوي كه تاج زاده, معاون وزير كشور كابينه خاتمي, كه خود داغ ننگ سركوب قيام 18 تير دانشجويان را بر پيشاني دارد, گفت: «در اين انتخابات ما با پديدة بازگشت روح سعيد امامي و تعميم روشهاي او مواجه شده ايم. كار شوراي نگهبان گرفتن توبهنامه براي تأييد صلاحيت شده است». يعني همان شيوه هايي كه بازجوها در اوين به كار ميبرند تا با تحت فشار قرار دادن افراد، اقرارهاي خودخواسته ازآنان بگيرند. باهنرزنده ماندن اصلاح طلبان را ناشي از رأفت اصولگرايان ميخواند,حسين شريعتمداري ضرورت تشكيل دادگاههاي جديد و مجازات سنگين اصلاح طلبان را به قاضي مرتضوي يادآوري ميكند.
قابل توجه اينكه درحاليكه صاحب نظران, انتخابات دور هشتم مجلس ارتجاع را از بابت تحريم سراسري و تصفيه و جراحي سياسي داخلي, يك نقطه عطف محسوب مي كنند, اما اين نقطه عطف كه همزمان با رو شدن آخرين پنهانكاري هاي رژيم در زمينه آماده سازي هاي ساخت تسليحات اتمي و تهديدات ناشي از آن بود, خواه و ناخواه باعث تقويت كيفي راه حل سوم ارائه شده از سوي رئيس جمهور منتخب مقاومت ايران, خانم مريم رجوي شده, و محتواي دعواي مجاهدين و مقاومت ايران با ديكتاتوري ملايان را براي جامعه بين المللي قابل فهم تر كرده است.
محبوبيت مردمي مجاهدين, مجاهديني كه از همان سال 1358 بدليل حمايت گستردة اجتماعي با حكم شخص خميني (و نه حتي در چارچوب قوانين آنموقع خود رژيم) كانديداي آنها, آقاي مسعود رجوي, از اولين دور انتخابات رياست جمهوري بعد از پيروزي انقلاب ضدسلطنتي حذف شد و كمتر از يكسال بعد يعني در تير 59 خميني آنها را بعنوان دشمن و تهديد اصلي رژيمش اعلام كرده و ديگر ظرفيت اجتماعي و تاريخي و سياسي تحمل مبارزه مسالمت آميز آنها را نداشت و اگر به بهاي تقديم بيش از50 شهيد تا قبل از 30 خرداد سال 60 از جانب مجاهدين نمي بود, تا همانموقع نيز فضاي هيچ كار سياسي مسالمت آميز براي آنها باقي نمي گذاشت.
واقعيت اين است كه خميني و بقاياي او هيچگاه ظرفيت تحمل مبارزة سياسي را نداشته اند, و اكنون يعني در دوران اضمحلال بدليل بحران سرنگوني تحمل هيچ زاويه ي حتي از جانب ساير باندهاي فاشيستي درون حاكميت كه اسم خود را «اصلاح طلب» گذاشته اند را نيز ندارد, تاجائيكه اخيراً جلائي پور از كارگزاران دوم خردادي در رابطه با انتخابات دور هشتم گفت: «حتي نميگذارند اصلاح طلبان كنار بروند، بلكه اصلاح طلبان بايد در ‏انتخابات نيز شركت كنند تا مردم رأي بدهند و اصلاح طلبان ببينندكه از صندوق بيرون نميآيند».
اما در حاليكه يكپايگي وانقباضِ ولايت فراگير شد و سراپاي هيكل و حتي قواي سه گانه رژيم را در برگرفته است, اطلاعات آخوندي كه بخوبي نسبت به تهديد اصلي آخوندها يعني مجاهدين و پيوند عميق اجتماعي آنها با آحاد ملت ايران اشراف دارد و قبل از هركس و بيش از هركس معني استقبال دانشجويان در دانشگاهها از شعار «ما زن و مرد جنگيم, بجنگ تا بجنگيم» را مي فهمد در سايت «ديدبان رژيم» شروع به خواندن لغز «عدم اعتقاد مجاهدين به انتخابات آزاد» و شرح و تفسير «لوازم و ابزار مبارزة دمكراتيك» كرده است و بدين وسيله مي خواهد به طرف حساب هاي خود بگويد كه اگر انتخابات دور هشتم اينچنين مفتضح بوده, موضوع انتخابات در قطب مقابل و آلترناتيو من هم, يعني مجاهدين, «دمكراتيك» نيست و مي نويسد «روي خوش نشان دادن مجاهدين به ابزار و لوازم مبارزة دموكراتيك نه از سر اعتقاد بلكه تاكتيكي است».
بيان عدم مشروعيت هرگونه خيمه شب بازي «انتخابات» تحت حاكميت ولايت فقيه از جانب مجاهدين و شورا چيز تازه اي نيست كه همواره نيز, خواستار انتخابات آزاد بر اساس اصل حاكميت مردم و نه حاكميت ولي فقيه, تحت نظارت ملل متحد بوده اند, و ضمن افشاء جانيان «اصلاح طلب شده» منجمله در فروردين 78 شوراي ملي مقاومت ايران اعلام كرد «معيار تشخيص استحاله طلبان قلابي از اصلاح طلبان واقعي را تحميل كردن انتخابات آزاد بر اساس اصل حاكميت مردم به رژيم ميداند».
سايت ديدبان اطلاعات آخوندي كه بنظر مي رسد هنوز تحت تاثير ضربة خرد كننده افتضاح «انتخابات دور هشتم» گيج و منگ مانده, و در واكنش به استقبال گسترده اجتماعي و محافل سياسي از پيام نوروزي رهبر مقاومت كه گفته بود «جاي خوشوقتي است كه اتحاديه اروپا با گواهي به اين كه انتخابات رژيم «به روشني نشاندهنده ناهمخواني با استانداردهاي بين المللي» بوده است، اذعان ميكند كه «مردم ايران استحقاق يك انتخابات دمكراتيك و عادلانه» را دارند. آنچه باقي ميماند اينست كه لطفاً به ما بگوييد كه دعواي ما با رژيم ولايت فقيه بر سر چه بود؟! بر سر حاكميت و رأي مردم بود يانبود؟ اگر قبول داريد كه انتخابات آزاد با رأي مساوي و مستقيم و مخفي آحاد مردم با نظارت ارگانهاي بينالمللي (كه پيوسته بر آن تأكيد كردهايم) اصل دعوا است، پس بايد از برچسب تروريستي به مجاهدين شرم نمود. نامشروع بودن نمايش انتخابات رژيم آخوندي را باور كنيم يا برچسب تروريستي به خاطر دفاع از انتخابات آزاد و حق حاكميت مردم را؟»
سايت ديدبان با وقاحت خاص آخوندها مي نويسد: «همه مي دانند كه همه پرسي سنگ بزرگ و علامت نزدن است و. . . مجاهدين نيز مي دانند كه اين پيشنهاد محلي از اعراب ندارد... و همه مي دانيم كه به لحاظ اصولي و منطقي عملي شدن چنين پيشنهادي منوط به وجود مقدمات ضروري است كه از جملة آنها داشتن اقتدار و تعيين كنندگي, داخل صحنه بودن حريف و. . . است كه هيچ يك از آنها دربارة مجاهدين صدق نمي كند».
نئودجاليسم صادر شده از وزارت بدنام آخوندي را ببينيد در حاليكه هماوردي جز مجاهدين خلق ايران و جايگزيني جز شوراي ملي مقاومت ايران نمييابد و با تمام توان وبا شدّت و حِدّتي جنون آميز در پي نابودكردن آنها بوده و هست ولي بدليل درخشش تاريخي رهبري و صلابت ارادة تك تك مجاهدين و فرزندان مقاوم ايران تا بحال سرش به سنگ خورده است, تلاش ميكند به طرف حساب هاي خودش اينرا وانمود كند كه اگر پاي قبول «انتخابات آزاد با رأي مساوي و مستقيم و مخفي مردم با نظارت ارگانهاي بينالمللي» نمي رود بخاطر اين است كه «حريف» آنها, يعني مجاهدين فاقد «مقدمات ضروري» يعني «اقتدار و تعيين كنندگي» است. در اين ميان معلوم نيست ياوه هاي سركرده سپاه پاسداران در آذر 86 كه گفته بود:
«... استراتژي سپاه با گذشته فرق کرده و مأموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است», به چه معني است؟ و اين همه اعدام در ملأ عام، دست و پا بريدن، پرتاب از بلندي، سريال طرحهاي امنيت اجتماعي، سركوب جريان وار زنان به بهانه هاي واهي، ضرب و شتم جوانان با مجازاتهاي تحقيرآميز ضدانساني، و انواع و اقسام پليسها و پاسداران محسوس و نامحسوس, براي چيست؟
واقعيت اين است كه اصالت مبارزة مردم و مجاهدين خلق ايران با رژيم ضدبشري آخوندي و خط و استراتژي آنها و آمادگي و جوشش شرايط عيني، در امواج پايان ناپذير اعتراض به وضع موجود و حركات خودانگيخته يا هدايت شده اجتماعي, در گسترده ترين تحريم سياسي انتخاباتِ رژيم بارز شد و اين فقط نمودي از پروسه بازگشت ناپذير اضمحلال رژيم ولايت فقيه بود كه او را از سرنوشت محتوم سرنگوني بدست تواناي مردم و مقاومت سازمانيافته آنها گريزي نيست. وارونه گويي ها و لجن پراكني هاي اطلاعات آخوندي عليه مجاهدين كه به تعبير يكي از باندهاي ورشكسته همين رژيم، درجريان انتخابات، «به روح گوبلز بايد حق داد كه به درباني گماشتگان ولايت افتخار كند!», دردي از اين رژيم دوا نمي كند.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سايت سازمان مجاهدین خلق ایران، متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار ساير هموطنان قرار دهيد         www.mojahedin.org