قسمت اول           قسمت دوم            قسمت سوم

پوکر قدرت در ایران(قسمت آخر)
ترجمه از ملیحه رهبری


Machtpoker im Iran

گزارش از:
Ulrich Iilgner
برنامه ای از دفترZDF در تهران
ایرانیان از سوی دیگر افراد شجاعی هستند و برخی می کوشند تا حد و مرزهایی را که به آنها تحمیل شده است، درهم بشکنند. بارزترین وجه آن حجاب اجباری است که چندین سال است که زنان یک جنگ مستمر با رژیم برسرلباس(چادر) دارند. لباس رسمی مانتو(چادر) است که برجستگی بدن زنان دیده نشود اما زنان دوست دارند که آزادانه تر لباس بپوشند و می خواهند که لباسی مناسبت تر یا زیباتر از مانتو(بد قواره) به تن کنند و تحسین برانگیز لباس بپوشند.[در این بخش از گزارش تصاویر بسیاری از زنان و دختران جوان و زیبا در یک مرکز خرید لوکس، نشان داده می شود که زنان به گونه اجباری شال به سردارند و شال خود را از صورت کنار زده اند و بخشی از موهای آنها بیرون است.]
مصاحبه ای در رابطه با حجاب اجباری در یک مرکز خرید لوکس دیگر در یکی از مناطق... شهر تهران و با زنی جوان و بسیار زیبا و کاملا مدرن که شال طلایی و شیک او از روی موها کاملا به پایین افتاده است، انجام می گیرد. او می گوید :« همه جا در دنیا با حیرت و تعجب (به دیده خاصی) به زن ایرانی به خاطر حجاب اجباری نگاه می کنند. من تعجب می کنم که چرا به ما به این دیده( ترحم) نگاه می کنند. ما هم مثل زنان در سایر نقاط جهان هستیم و به خودمان و به زیبایی مان توجه می کنیم و می خواهیم شیک و مدرن لباس بپوشیم و با زیبایی خود مثل زنان در سایر نقاط جهان نگاه ها را به تحسین وادار کنیم و شاید بهتر از سایر جاهای دیگر جهان... . »
*
دختران جوان در خیابان تونیک های کوتاهتر از مانتو و شلوارهای تنگ تر می پوشند اما حدود غروب کنترل پلیس زیاد است و پلیس های زن به زنان تذکر برای اجرای ضوابط لباس اجباری و حجاب اسلامی می دهند. مأموران شرعی زن( با چادر مشکی و مقنعه و باتوم) به دختران جوان در خیابان تذکر می دهندکه روسری خود را در صورتشان بکشند که دختران می ترسند و برای لحظه ای این کار را انجام می دهند و بعد که دور شدند، دوباره روسری را عقب می زنند. اما این شیوه کنترل جامعه را به خصوص درباره لباس پوشیدن جوانان تأثیر معکوس دارد تا حدی که زنانی که خودشان هم چادری( مسن) هستند، امروزه این کارهای شرعی را(در حق جوانان) محکوم می کنند. حتی مأموران پلیس که در خیابان زنان را به خاطر آرایش متوقف می کنند، می دانند که این کار آنها غلط است و به همین برخی ازآنها عکس العمل شدید نشان داده و جلوی خبرنگار ما را برای فیلمبرداری از این قبیل صحنه ها می گیرند.[ نمیخواهند که شناسایی شوند!]
*
مشکلات یا ممانعت برای فیلمبرداری نزدیک( از پشت صحنه) به هنگام نماز جمعه هم هست. قبل از نماز جمعه یک سخنرانی درباره موضوعات مهم انجام می شود. وقتی خامنه ای قبل از نماز جمعه سخنرانی می کند نه تنها به عنوان بالاترین مقام کشوری بلکه به عنوان ولی فقیه باید حرفش را گوش کنند. او نه تنها برای تهران که برای سایر شهرها هم فتوا می دهد.
روحانیون(ملاهای حاکم) می دانند که در کنترل کشور در میان جناح مختلف قدرت = قدرتمداران انقلاب اسلامی= یک رقابت( جنگ قدرت) رشد مستمر دارد اما چه به هنگام سخنرانی خامنه ای یا به هنگام نماز خواندن، مقامات رسمی دولت و ملاهای حاکم شانه به شانه درکنار یکدیگر می نشینند اما در عمل اینطور نیست و افزایش قدرت قدرتمندان، به جیب رهبری می ریزد. مقامات رسمی نفوذ خود را بر تمام شؤنات اجتماعی گسترش می دهند. به هنگام رژه و مانورهای نظامی سران قدرتمند انقلاب اسلامی[ جناح خامنه ای= احمدی نژاد] نشان می دهند که چه کسی اهرم های قدرت را تحت کنترل خود دارد. با پرتاب موشک نه تنها می خواهند دشمنان خارجی را بترسانند بلکه این مانورها یک سیگنال هم برای سیاست داخل( جناح های داخلی) هم هست. می خواهند نشان می دهند که چه کسی اهرم قدرت را در جمهوری اسلامی کنترل می کند. وظیفه اینها( نیروی سپاه و...) این هم هست که به هنگام درگیری های داخلی هم حمله کنند و آنها را تحت کنترل خود بگیرند. درپارلمان جدید هم توانستند اینها قدرتمندترین گروه باشند که نفوذ بقیه روحانی ها را پس بزنند.
*
خیلی ازآخوندها(آیت الله ها) که قبلا برای جمهوری اسلامی کار می کردند، شغل خود در این رژیم را ول کرده و به شهر مقدس قم به حجره های خود برای تدریس علوم مذهبی برگشته اند. در اینجا به طلبه ها امور مذهبی را تعلیم می دهند که بعد به ده ها یا جاهای دیگر برای تعلیم دادن امور مذهبی( یا خواندن روضه های سنتی) به نقاط مختلف جمهوری اسلامی گسیل شوند. این گروه بیشتر از هر جا در مناطق روستایی نفوذ معتبری دارند.
درست مثل قدرتمداران انقلاب اسلامی اگر این قشر مذهبی هم که با سیاست کاری ندارند و در قم سرگرم امور دینی شده اند، اگر جدی نگیرند که سیستم جمهوری دموکراتیک اسلامی باید در ایران عوض شود،... که البته برای بسیاری از این آخوندهای سنتی هم کاملا روشن است و آنها آگاه هستند که لاجرم کشور درآستانه یک انفجار وحشتناک قرار دارد.
درصحنه آخر گزارشگر برنامه، ردیفی از آخوندها را نشان می دهد که در روی صندلی نشسته و در حال گریستن و پاک کردن اشک های خود با گوشه عبا هستند.[کنایه از رسیدن روزگاری که آنها برحال خود خواهند گریست!]
گزارشگر در اینجا می گوید:« اما خودآگاهی داشتن، نشان می دهد که تجربه تاریخی حکومت ملایان دیگر لازم است که کافی باشد ! قدرت طلبی شان، کشورداری، نحوه اداره جامعه و الی آخر.... یا دفاع کردن ازآن دیگر کافی باشد!
پایان!
برنامه از اٌلریش تیلگنا. Ulrich Tilgner
تهیه کننده: Producer A nahita Babakhani
Redaktion
Anna Sigrist und Ellen Winter
16, 04, 2008