|
پوکر قدرت در ایران(3)
ترجمه از ملیحه رهبری
Machtpoker im Iran
گزارش از:
Ulrich Iilgner
برنامه ای از دفترZDF در تهران
قسمت سوم
نکته دیگری که باید به اهمیت آن توجه کنیم این موضوع است که آیا ایران می
تواند برای خودش اقتصادی مستقل بسازد. در صنعت اتومبیل سازی سالانه یک
میلیون اتومبیل ساخته می شود. تقریبا می توان گفت که در منطقه بالاترین
کارخانجات مونتاژ اتومبیل دارد با آنکه کارخانجات در امر تولید اتومبیل
مدرن تجربه دارند اما تولید اتومبیل در سطحی نیست وکارخانجات نتوانسته اند
در بازارهای رقابتی وارد شوند. قیمت اتومبیل تهیه شده در ایران گران تر از
سایرکشورهای آسیای شرقی است. به دلیل تحریم هم باید توجه داشته باشیم که
قیمت مواد اولیه یا لوازم یدکی بالا رفته و ایران باید چندین برابر قیمت
نٌرمال برای مواد اولیه کارخانجات بپردازدکه خود این موضوع ضرری بزرگ برای
دولت( گران تمام شدن تولیدات) و علتی برای تورم(مانع رشد) است. دریک مصاحبه
مطبوعاتی مدیرمسؤل کارخانه ایران خود رو، منوچهر منطقی به این سؤال پاسخ
میدهد که برای ما مشکلی نیست و آنچه به تولید اتومبیل خود رو مربوط می شود
آنقدر منابع بسیار وکشورهای زیادی هستند در جهان که لوازم یدکی را می توان
وارد کرد و تحریم برای ما مشکلی جدی برای تولید نیست.»
اما یک موضوع دیگر سرمایه گذاری در امور ساختمانی و نیز در بالا رفتن قیمت
مواد اولیه می باشد. در عرض 12 ماه گذشته قیمت مواد اولیه 64 درصد گران شده
است. در رشته های ساختمانی به ویژه درپایتخت (تهران) آپارتمان سازی کاری
پٌرسودی بود که تحریم تأثیر خود را در گرانی مواد اولیه نشان می دهد.
همچنین ساختمان های دولتی که با پول بیشتری از نفت باید ساخته شوند نیز
قابل بیان هستند. همزمان نگاهی به مجموع های آپارتمانی(آسمانخراش) که مثل
قارچ از زمین روییده اند، نشاندهنده سرمایه گذاری و رشد یکجانبه در این
رشته اقتصادی بوده است. اما نگاهی به وضعیت کشاورزی حاکی ازآن است که در
چند سال گذشته رکود خطرناکی داشته است. صنعت پارچه سازی از هم پاشیده و
منهدم شده است. در صنعت قند و شکر نشانه های بحران در پیش رو است. در
مقایسه با واردات ارزان جهانی، تولیدات داخلی ایران همواره شانسشان بدتر می
شود و هزاران کارگر صنعت قند و شکر به این موضوع وابسته هستند. در بسیاری
از شهرهای جمهوری اسلامی ایران کارخانجات بزرگ قند و شکر وجود دارد و بخش
عمده کشاورزی در کشور اختصاص به کشت چغندر قند دارد. شکر به نوعی یکی
ازپایه ای ترین مواد غذایی در ایران است. مصرف قند در ایران بالا)کیلویی(
است و با یک لیوان چای تعدادی زیاد قند خورده می شود. درکارخانجات محصولات
قند وشکر مثل برج بلندی، انبار می شوند زیرا در مغازه ها قند ارزان تر و
وارداتی فروخته می شود. از آنجا که بیشتر کارخانجات دولتی هستند، تولیدات
می توانند با سوبسید دولتی و با قیمت نازل تر به بازار عرضه شوند اما چنین
نوع اقتصادی نمی تواند چندان دوام بیآورد. سوبسید برای قیمت بنزین و نتایج
آن خود را کاملا واضح نشان داد.
*
مصاحبه با مردم عادی در خیابان پس از جریان گران شدن قیمت بنزین = مردی در
حالی که جلوی دوربین خبرنگار آلمانی با صدای بلند (که تمام جهان بشنود)
فریاد می زند و با نهایت خشم می گوید:« آقای احمدی نژاد تو ادعا می کنی که
انتقاد می توانی تحمل کنی؟ نگاه کن که تو چه به سرما آورده ای؟ آیا آنچه
انجام می دهی عدالت اجتماعی است. وظیفه و مسؤلیت دولت است که به مردم کمک
کند!....»
در برابر پمپ بنزین ها صف طولانی تشکیل شده است. بنزین جیره بندی شده است و
برای هر فرد ماهانه صد لیتر بنزین در نظرگرفته شده است. به همین دلیل
ناآرامی و نارضایتی بالا می گیرد. با بکارگیری کارت مخصوصی در پمپ بنزین
ها، باید گارانتی برای کنترل این جیره بندی انجام گیرد که بنزین بیشتری
برداشته نشود. به همین دلیل در ماه گذشته یک بازار سیاه بنزین به وجود آمد.
چه جیره بندی یا بازار سیاه، بنزین قیمتش بین 10=7 سنت میباشد که باز می
توان گفت، ارزان است.
مصاحبه با سعید لیلاز= متخصص اقتصادی( Saeed Leylaz- Wirtschftsexperte) :
« ما مشکلات بسیار جدی و مبارزات حک شده با آنها در ساختارهای پایه ای در
جامعه و اقتصاد و طبقات مختلف اجتماعی و در تمام وجوه اجتماعی کشور داریم.
اما درکشور وانمود می شود که گویی سیستم در شرایطی است که می تواند تمام
این مشکلات را کنترل کند. حداقل تازمانی که دولت توانایی دارد که نفت را با
قیمت بشکه ای بیش از 60 دلار بفروشد. توسط هزینه بزرگ پترودلار دولت قادر
خواهد بود که در آینده هم این رابطه ها را کنترل کند همانطور که در سه سال
گذشته توانسته است.»
یکی دیگر از دلایل اقتصاد ضعیف ایران به این دلیل است که واحد پول ایران
بسیار ضعیف است. این هم به دلیل تورم است. با وجودی که بانک مرکزی تلاش
دارد توسط پترو دلار آن را حمایت و قیمت واحد پول را تثبیت نگه دارد اما به
دلیل تورم بالا نتوانسته است، بهبود یابد.
از سوی دیگر هم همواره مردم کالاهای وارداتی مثل تلفن دستی و کامپیوتر می
خرند. مصرف کالا بازار گرمی می شود و رشد می کند و در حالیکه اقتصاد و قدرت
اقتصادی رشدی ندارد. در همین رابطه زندگی براساس رشد اقتصادی نیست بلکه به
واسطه نفت است. بدون آنکه زمانی برای بازگشت این درآمد نفت در نظرگرفته شده
باشد. تأثیرات سیاسی آن خارج از کنترل خواهد بود. به طور طبیعی بالا رفتن
سطح زندگی(برآورده شدن نیازهای اولیه مردم) به دنبال خود اعتراضات را کم تر
می کند. اما در بسیاری از محلات حاشیه شهرها ساکنین در رنج از این نوع
وضعیت(عدم رشد اقتصادی) هستند. بیکاری افزایش می یابد و در میان مردمی که
به احمدی نژاد در 2 سال پیش رأی دادند و او را به عنوان رییس جمهور انتخاب
کردند، بی اعتمادی بالا می گیرد زیرا که او به وعده های انتخاباتی خود عمل
نکرده است. در یکی از چهارراه هایی که کارگران بیکار ( مردان و جوانان)
برای پیدا کردن کار روزانه و عملگی جمع می شوند، مردی میان سال و به نظر می
رسد که نسبتا هم تحصیل کرده باشد، با دردمندی صحبت می کند و می گوید:« آخر
چرا ما را اینقدر ذلیل می کنند؟ چرا کمکی به ما نمی شود؟ پس چه کسی بالآخره
مسؤل اینهمه بدبختی است؟ معلومه! رییس جمهور! رییس جمهور ما الآن رهسپار
سفر به پروونس است. می رود آنجا چه کار کند؟ چه فایده ای این سفرها برای ما
دارند؟ چه تغییری این کارهای نمایشی( به ظاهرفعال بودن رییس جمهور) ایجاد
می کنند؟»
کسی که به راستی فقیر است در ایران متکی به اطرافیان و فامیل است. اما این
سیستم که افراد توسط فامیل واقوام کمک شوند، همیشگی نیست و خیلی ها ازآن
خودداری میکنند. به همین دلیل است که مردم به احمدی نژاد فحش می دهند. اما
با این شیوه انتقاد کردن احمدی نژاد به حیات سیاسی خود ادامه می دهد.
مصاحبه یک مرد کاسب(بازاری) میانسال که با ظاهر اسلامی و با ریش است اما او
هم ناراضی است و می گوید:« ظاهر قضیه همانطور که می بینید آنها حمایت ما را
برای شعار دادن می خواهند و موقع انتخابات از ما می خواهندکه به آنها رأی
دهیم اما وقتی که انتخاب شدند، هیچ تغییری در وضع ما ایجاد نمی شود. فقط
قول می دهندکه بیکاری را حل خواهندکرد و امکان کار کردن برای ما به وجود
خواهند آورد اما درعمل این کار را نکرده اند و به همین دلیل همه ناراضی
هستند. بپرسید از مردم آیا یک نفر از مردم راضی پیدا می کنید؟ نه هیچکس
راضی نیست. اما هیچکس علنی حرف نمی زند. کسی هم اگر حرفی بزند کسی به آن
اهمیت نمی دهد.»
در نواحی فقیرنشین آیا ثروت نفت شامل حال مردم شده است و گرسنگی و فقر سیاه
و تلخ زمان شاه دیگر نیست یا در جایی دیده نمی شود؟ اگر مردم هیچی ندارند
ولی چنین ادعا می شود که قیمت نان مناسب و ارزان است و مردم میتوانند از
گرسنگی نمیرند و مواد اولیه غذایی مثل نان را تهیه کنند. با آنکه قیمت نان
بالاتر رفته اما سوبسید دولتی مقداری قیمت را پایین می آورد. الآن قیمت یک
کیلو نان 25 سنت است.
در این محله فقیر( محل تهیه گزارش) مردم با نان و برنج و چای زندگی می
کنند. کمترکسی می تواند گوشت بخرد.[ در همین لحظه فیلمبردارٍ این گزارش،
مرد آشغال جمع کنی را با گاری نشان می دهد که از درون منابع زباله درحال
پیدا کردن و بیرون آوردن چیزهای قابل مصرف است.]
فقر در ایران و در مناطقی افزایش می یابد که بیکاری افزایش می یابد. در
ایران کمک های اجتماعی(سوسیال) به بیکاران وجود ندارد. یک بهبود وضعیت
اسفبار اقتصادی و یا نشانه های رشد آن وجود ندارد.
ادامه مصاحبه با سعید لیلاز:« به دلیل خطاهای آقای احمدی نژاد در امور
سیاسی= اقتصادی، در امورٍ اٌکونومی( اقتصادی یا صرفه جویی اقتصادی) مشکلات
را به سوی یک فاجعه هدایت میکند. تصمیمات خطای او در امور اقتصادی(صرفه
جویی اقتصادی) خیلی بیش ازآن است که افزایش درآمد نفت بتواند آن را جبران
کند. می خواهم بگویم که ترقی قیمت ها در سه سال گذشته بالاتر از ترقی درآمد
نفت بوده است.»
آقای احمدی نژاد ترتیب اثری به این حرف ها نمی دهد و بر روی یک پوستر بزرگ
عکسی از خودش در نهایت خوشحالی به همراه رییس جمهور ونزویلا چاپ کرده است
که در پشت سر او و رییس جمهور ونزویلا، تأسیسات تکنولوژی هسته ای ایران
قرار دارد و در زیر پوستر جمله: (National Petrochemical co (کمپانی ملی
پتروشیمی نوشته شده است.
او درامور سیاست خارجی و در ملاقاتی که با رهبرکشور ونزویلا دارد، خواهان
یک همبستگی جهانی در برابرآمریکا و مناقشات موجود بین ایران و آمریکا است.
احمدی نژاد می خواهد چنین تصوری ایجاد کند که گویی ایران به تنهایی قادر به
حل همه مشکلات است.
به طور واقعی موفقیت صنعت نفت ایران در امر نفت و گاز قابل توجه است اما
ایران نمی تواند به تکنولوژی پیشرفته دست یابد زیرا از غرب وارد می شود.
همین الساعه در منابع نفتی به دلیل تحریم آثار مشکلات بارز شدنی و دیدنی
است.
*
در زمینه فرهنگی ایران سعی در یک تبادلات فشرده فرهنگی با غرب یا
سایرکشورهای جهان دارد. از همه جای جهان به طور گروهی یا فردی برای کار
هنری به ایران می آیند. مثلا ارکستر سمفونی بزرگ اٌزنا بروک(Osnabruck) از
آلمان سال گذشته در تهران برنامه اجرا کرد.
یا منتقد تآتر آقای جاهد جهانشاهی از مشکلات اجرای تآتر وقتی گروه های تآتر
خارجی می آیند، صحبت می کند. او می گوید:« اگر خواهان پیشرفت فرهنگی هستیم
باید به فرهنگ غریبه اجازه ورود بدهیم.»
یک گروه تآتر آلمانی از برلین، در تهران برنامه ایجاد می کند و مشکلات
اجرای برنامه در صحنه خود را نشان می دهند. برای نشان دادن یک تأتر که
بخواهد در ایران انجام شود بسیاری از صحنه ها باید تغییرکنند. یک کارگردان
ایرانی می گوید:« شما می دانید که برای نشان دادن تآتر خیلی از صحنه ها را
باید با ارزش های فرهنگی حکومتی( جمهوری اسلامی) تطبیق دارد.[در گزارش صحنه
ای از تأتر که هنرپیشه زن(آلمانی) باید روسری یا کلاه داشته باشد، نشان
داده می شود.]
کارگردان تآتراز آلمان آقای ( Claus Peymann)،: « او هم توضیح میدهد که با
وجود تغییرات اما تأتر خوب اجرا شد.»
تماشاچیان این تآتر در ایران نمی فهمند که چرا درآلمان به این
گروه(کارگردان) انتقاد شده و ممانعت از آمدن این گروه برای اجرای تآتر به
تهران به عمل می آمده است! اما تماشگر ایرانی[اکثرا نسل جوان و مدرن
هستند.] تآتر را پسندیده اند. اثری از برتولت برشت بوده است.
مصاحبه با دختری جوان و دانشجو:« این تآتر کاملا سمت و سوی ضد رژیم داشت،
اگرآدم کمی به عمق آن فکر کند. من تعجب می کنم که چطور به این تآتر اجازه
نمایش داده اند. کلاً تآتر خوبی بود.»
ادامه دارد....
6 ، آپریل ، 2008 |