قسمت اول        قسمت دوم         قسمت سوم

 

 

روﺳﻴﮥ  پوتین(4)

ترجمه از ملیحه رهبری

 

چگونگی شکل گیری قدرت در روسیه پس از فروپاشی نظام سابق تا انتخابات اخیر.

ولایمیر پوتین و بنای مجدد روسیه ای قدرتمند.

قسمت آخر

پوتین قدرت سیاسی خود را بر شالوده قدرت مالی نفت و گاز بنا کرده است به همین دلیل نیز در روسیه در این دو زمینه هیچ رقابت سیاسی را نمی تواند تحمل کند. اما اٌلیگارش «خولوخووسکی» صاحبٍ یکی از قدرتمندترین شرکت های گاز و نفت است. بعد از فروپاشی نظام سوسیالیستی او واردٍ معاملات نفت و گاز شد و یک ثروت افسانه ای به هم زد. حالا او اٌپوزیسیون پوتین را حمایت می کند و اخطار رییس کرمل( پوتین) را که از سیاست خود  را کنار بکشد، با بی اعتنایی رد میکند. عکس العمل پوتین اما قابل پیش بینی است. «خولوخووسکی» دستگیر می شود. جرم او نپرداختن مالیات است. او به هشت سال زندان در سیبریه محکوم می شود. اموالش مصادره می شوند و شرکت دولتی رٌز نف کنترل شرکتٍ نفت و گاز این اٌلیگارش را برعهده می گیرد!

Irina Chakamada

Vorsitzende der Partei Unser Welt

 

ایرنا چاکامادا= مسؤل حزب جهان ما: « با فاجعه خولووسکی، پوتین می خواست این پیام را به سیاسیون روسیه بدهدکه دولت صاحب قدرت است و رییس جمهور از بالا تصمیم می گیرد که چه باید در پایین انجام شود. این سنت روسیه بوده است و تزارها در نوک قدرت قرار داشتند و بقیه نیز اینگونه حکومت می کردند و مخالف دولت( قدرت مرکزی) باید له می شد. تزارها ! قدرت تزارها ! این است آن چیزی که پوتین به آن ایمان دارد.»

پس از این جریان، پوتین اٌلیگارشی را در نشستی در کاخ کرمل گرد هم می آورد. هیچکس جرأت ابراز همدردی با سرنوشت «خولوخووسکی» را نمی کند. برای همه روشن است که هرکس در برابر پوتین بایستد، به پایان می رسد.

پوتین  برای اینکه کشور را تحت کنترل خود داشته باشد، یک اٌلیگارشی جدیدی را سازماندهی می کند. بخش اعظم اٌلیگارش جدید از سیاسیون با سابقه و از دوستان سابق پوتین، ازسان پترزبورگ و عده ای دیگر هم ازKGB. سابق هستند. همه اینها مأموران دولتی هستند و همه جزیی از برنامه ریزی جدید او هستند.

Karrl Kasparon

Ex- Schachweltmeister

کارل کاسپارون=  قهرمان سابق شطرنج جهان:« پوتین روسیه را مانند صاحب یک شرکت سهامی رهبری می کند. قیمت را مردم می پردازند و بهره در جیب سرمایه داران شخصی می رود. شرکت گاز فٌروم یک مثال است. گاز مطابق برنامه دولت و توسط شیرگازی که در دست دولت است، جریان پیدا می کند اما پول گازی که مردم می پردازند به جیب سرمایه داران شخصی می رود. این بهترین سیستم برای اٌلیگارشی است. این چنین روشی در تاریخ بشر بی سابقه است اما  پوتین توانسته یک چنین سیستمی را عملی کند. هیچ مرزی وجود ندارد. هیچ تفاوتی بین دولت و معامله گران(سرمایه داران) وجود ندارد. پول برکشور حکومت می کند و دولت پول را کنترل می کند.

Girigori Jawinski

Vorsitzender der Jabloki Partei

گریگوری یاوینسکی= مسؤل حزب جابلوکی:« قانون برای آنها نیست. زیرا آنها قدرت دارند.

آنها قوه قضاییه را هم کنترل می کنندو هرکاری که دلشان بخواهد انجام می دهند. ایدﺋولوژی پوتین این است که از این طریق دوباره یک روسیه بزرگ و قدرتنمد می سازیم.

Lilija Schewzowa

Carnegis Stiltung Moskau

خانم لی لیا شورووا:« آقایان سٍچین وآقای پاتروشف ومی دانوف و مٍدودٍس و سوکوف، دنیا اینها را نمی شناسد اما روسیه می داند که اینها مأموران رسمی دولت و دستیاران پوتین هستند و بنا به خواست دولت(پوتین) عمل می کنند و غیرعادی این است که اینها مسؤلیت کارهایشان را به عهده نمی گیرند و به هیچکس حساب پس نمی دهند و از حسابرسی آزادند وکسی اجازه ندارد علیه آنها شکایت کند.»

*

 در انتخابات ماه مای 2004 پوتین انتخابات را با 71 درصد آرای برنده می شود. چهار سال دیگر پوتین در قدرت خواهد بود. حزب پوتین کشور را متحد و یکپارچه کرده و تسلط کامل برپارلمان دارد. تمام قدرت نیز در کاخ کرمل متمرکز شده و اٌپوزیسیون از هیچ قدرتی برخوردار نیست و نفوذی یا حضوری هم در کاخ کرمل و سهمی از قدرت و حاکمیت ندارد. در این مرحله پوتین شروع به کنترل کشورهایی میکند که از فروپاشی شوروی از روسیه جدا و مستقل شده اند. اما آمریکا هم می خواهد که نفوذ خود را براین دولت ها داشته باشد و روی روسیه فشارآورد. از مهمترین این کشورها اٌکرایین است. ازاٌکرایین نفت و گاز روسیه به سایرکشورهای اروپایی صادر میشود.

در دسامبر 2004 در اٌکرایین انتخابات را ویکتوریوش چینکو برنده می شود. و میخواهد سیاست نزدیکی به غرب را دنبال کند و هرچه بیشتر از مسکو فاصله بگیرد. پوتین می خواهد که اٌکرایین را در حیطه نفوذ روسیه نگه دارد. او میداند چگونه اراده اش را براٌکرایین تحمیل کند.

اول ژانویه 2006 پوتین شیرگاز را به روی اٌکرایین می بندد. بحران سوخت در اٌکرایین پیش می آید، چند روز بعد دولت اٌکرایین به زانو در می آید. رییس جمهور اٌکرایین در ملاقات با پوتین می گوید:« روسیه تاریخا دوست ماست و دوست ما نیز باقی می ماند. از گذشته تا به امروز روابط تجاری ما با روسیه استراتژیک است و ادامه دارد.»

 پوتین نیز با لحنی تحقیرآمیز می گوید:« اٌکرایین سالانه از عبور گاز ما منافع دارد. یک و نیم میلیارد دلارآمریکایی از ترانزیت نفت وگاز درآمد داشته است و این بد نیست! هان! این دلیل کافی است که برنامه های اقتصادی بعدی را پیش ببریم.»

 پوتین به هدف خود می رسد. بزرگترین منبع گاز جهان در روسیه است. اٌکرایین نمی تواند خود را به غرب نزدیک کند و درحوزه نفوذ روسیه باقی میماند. رییس کرمل از قدرت خود و چگونگی استفاده از اهرم های قدرت خبر دارد. او بزرگترین حوزه های نفتی جهان را کنترل میکند.

در تاریخ سپتامبر 2005 با حضور صدراعظم  آلمان شروودا وپوتین یک قرارداد استخراج نفت در حوزه های Ost See را امضاء می کنند. درهمین سال روسیه با رؤسای کشورهای ترکیه و ایتالیا قرارداد نفتی می بندد که نفت روسیه تا مرکز و جنوب اروپا را تحت پوشش خود بگیرد. شرکت گاز فٌروم نه تنها می خواهد که با مرکز و جنوب اروپا بلکه با چین و ژاپن و بخش گسترده ای از آسیا وحتی به آمریکای جنوبی هم گاز و نفت بفروشد. هدف پوتین ایجاد یک شرکت نفت وگاز بزرگ بین المللی است که در مرکزآن گاز فٌروم قرار داشته باشد. بدین طریق روسیه می خواهد پاسخی به پیشروی قدرت آمریکا و حضورش در حوزه های نفتی جهان بدهد. و روسیه هم یک حوزه نفتی قدرتمند در نقاط مختلف جهان داشته باشد.[ درچهار چوب چنین استراتژی ای بود که چچن را به خاطر عبور لوله های نفت وگاز به زیر چکمه و تحت کنترل خود گرفت.]

 پوتین یک دولت حاکم با اٌتوریته برقرار کرده است که از آزادی تنها نمادهای آن باقی مانده است. آزادی مطبوعات و رادیو و تلویزیون که به کلی برچیده شده است. در دستگاه تصمیم گیرنده دولتی تنها کسانی که مورد اعتماد او هستند و اکثر نیز از کارمندان عالیرتبه سازمان کا گ ب سابق هستند، می باشند. از این طریق پوتین اقتصاد را کنترل می کند.

Juri Samodorow

Direktor Sadarow Zentrum

یوری سامدورو= مدیر مرکز ساداروو:« در دوران ما و نسل ما هیچ کس تصور هم نمی کرد که روزی قدرت نظام کمونیستی(تک حزبی) پایان یابد. و وقتی که پایان یافت من گفتم که دیگر باز نمیگردد. و ترس من این است که این نظام دوباره برگشته است.»

*

در برنامه نظرسنجی که در سال 2006 برگزار شد، پوتین بالای 60 درصد از محبوبیت مردمی برخوردار است.

Wladimir Ryscnkow

oppositionspolitiker

ولایمیر رٌسنوکوو= ساستمدار از اٌپوزیسیون:« محبوبیت بزرگ پوتین مدیون تبلیغات رادیو و تلویزیون است. همیشه و همواره و هرگاه که چهره پوتین بر صفحه تلویزیون ظاهر شود، یک خبر خوب و یک مژده به ملت اتفاق افتاده است و یک پیروزی برای روسیه خلق شده است. مثل جوک می ماند اما اخبار مربوط به او همه مثبت هستند و هیچ گاه یک خبر منفی از تلویزیون در رابطه با پوتین پخش نمی شود. او مظهرخوبی مطلق است. به یاری بازنشستگان می شتابد. او علیه اٌلیگارشی می جنگد. او در حال ملاقات با رییس جمهور آمریکا یا صدراعظم آلمان یا سایر سران بزرگ جهان است. استالین و برژنف هم سوپراستار بودند. در هر نظام دیکتاتوری یک سوپراستار وجود دارد و الآن هم سوپراستار روسیه پوتین است.

ثروتمندان و طبقه سرمایه داری امروز روسیه نه به گذشته سوسیالیستی کار دارند و نه به سیاست فعلی و نه آزادی مطبوعات و نه آزادی سیاسی می خواهند. آنها خوشبخت در کاخ های ثروت و شوکت افسانه ای خود غرق خوشگذرانی هستند و مذهب آنها مصرف است. پول حاصل از فروش نفت و گاز به پایتخت سرازیر می شود و یک جامعه سرمایه داری جدید با ویژگی های فرهنگی و مصرفی اش که مسکو آن را سمبولیزه می کند با سرعتی بی نظیر پایتخت سایرکشورهای غربی را پشت سرگذاشته است. در هیچ پایتخت کشور اروپایی به اندازه مسکو میلیونر وجود ندارد.

از رشد سرمایه و تغییرات روسیه یک قشر معدودی بهره مند شده اند. چند کیلومترآن طرف تر از مسکو، ساختار جامعه چندان تغییری نکرده است و فقری سیاه در همه جا دیده می شود. هنوز مردم در خانه های سوسیالیستی سابق زندگی می کنند که سالیان سال است که تعمیر نشده اند و تقریبا مخروبه هستند و وسایل و امکانات زیستی آن ناچیز است.

پوتین می داند که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 اجازه شرکت ندارد و قانون اساسی این اجازه را نمی دهد. اما تلاش و برنامه ریزی خواهد کرد که قدرتمندترین مرد روسیه باقی بماند.

Lilija Schewzowa

Carnegis Stiltung Moskau

خانم لی لیا شورووا:«  پوتین قدرت خود را با هوشیاری و نبوغ بالا سازماندهی کرده است. او خود را با منافع گروه های مختلف پیوند زده است. اگر او وابسته و متعلق به یک گروه  میشد، قادر به حیات سیاسی و غیروابسته کردن خود نبود و تا به حال نابود شده بود. تنها در موقعیت یک داور و میانجی که طعمه ای را بین سگ ها تقسیم می کند، بدینگونه امکان ادامه به بقا و قدرت سیاسی خود را تضمین کرده است.»

 پوتین می خواهد  که موقعیت خود را برای همیشه تضمین کند. اولین قدم انحلال پارلمان در دسامبر 2007 می باشد و انتخاب نمایندگان جدید است. پوتین و سه حزب مورد اعتمادش باید برپارلمان تسلط کامل داشته باشند. اگر پوتین بتواند تظاهر به دموکراسی سیاسی و پارلمانی کند، اٌپوزیسیون هیچ شانسی نخواهد داشت. تظاهراتی را که مخالفین او در اعتراض به انتخابات پارلمان انجام می دهند، پلیس بیرحمانه سرکوب می کند. پوتین و متحدینش( شرکای پارلمانی او) دو سوم از آراء را ازآن خود می کنند. آنها قادر خواهند بود که در هرآن قانون اساسی را تغییر دهند.

چند روز بعد او درکرمل قدم بعدی را بر می دارد و در حالی که همه غافلگیر شده اند او جانشین خود را درمقام ریاست جمهوری معرفی می کند:« دیمیتری مٍدیتیف»! او 42 ساله است و وکیل است و 17 سال است که با پوتین آشناست. در سال 2002 پوتین او را به سمت رییس شورای نظارت شرکت گاز فٌروم می کند. در سال 2005 او معاون نخست وزیر است. این وکیل برجسته، یک خادم ایده آل برای اهداف پدر خود پوتین است. او یک کاندید ایده آل است که به شخصه استقلال عمل ندارد و درونمایه قدرت ندارد و متکی به پوتین است. حالا قدم سوم فرا می رسد. دیمیتری سخنرانی می کند و اعلام می کند؛« در طی مدتی که او رییس جمهور است، پوتین نخست وزیر او خواهد بود.» با این بازی ماهرانه پوتین سوار قطار بعدی شده است. پوتین برای آینده کنترل پارلمان( دٌما) و رییس جمهور و افراد صاحب نفوذ در کرمل را در اختیار دارد و بدینگونه قدرت او  تضمین می شود.

Karrl Kasparon

Ex- Schachweltmeister

کارل کاسپارون=  قهرمان سابق شطرنج جهان:«  از دست دادن قدرت به این معناست که در بهترین شق خود، ثروت خود را از دست بدهی و امکان  هم دارد که سر از زندان هم در بیآوری. این افراد می جنگند که بتوانند به بقای خود ادامه دهند. تنها عاملی که آنها را از اجرای عدالت و جریمه و زندان در حقشان حفظ می کند، این است که کاخ کرمل را از دست ندهند. بدینترتیب هیچگاه مشخص نخواهد شد که ثروت های میلیاردی خود را چگونه و از چه راهی به دست آورده اند. و اگر غیر از این باشد(کرمل و قدرت سیاسی را از دست بدهند.) شک نیست که دادگاه و محاکمه و سؤال و جواب برای ثروت ها میلیاردی در انتظارشان باش!.»

پایان !

منابع وآرشیوها:

Von Jean-Mischel Carre

und Jill –Emery

 CTV,Filmofnd Lenfilm studio,Frontline Club.

Gasprom Media,LRT,Mosfilm Cinema Concern,

Nasi,NDR, Ojsc NTV Broadcasting Company,

 Rgakfd Funds Krasnogorsk, St. Petersburg DOCfilm, TekhnoVID

.US.Botschafts Paris

Eine Koproduktion von Films Grain De Sable

Jean-Michel Carre

Coproductions internationales

Jill Emery

In zusammenarbeit mit

France 2

 und internationale Media center.CTV,CBC´Radio

Canada,SBS.TV Australia,SVT,

Planete,RTBF-Television Belge,

Television Suisse Romande (TSR)...

 Dokumentationskanal www. Phonix.de