|
|
||||
|
پوکر قدرت در ایران(قسمت دوم) ترجمه از ملیحه رهبری
Machtpoker im Iran گزارش از: Ulrich Iilgner برنامه ای از دفترZDF در تهران کنزرواتیوها(وابستگان رژیم) اکثریت نماینده را به مجلس خواهند فرستاد. آنها خیلی خوب سازماندهی شده اند و از سوی شبه نظامیان پاسدار و بسیجی و…حمایت می شوند. در جلسه ای تحت عنوان:« نشست خبری جبهه متحد اصولگرایان» تهران= بهمن 86 ، یکی از کاندیداهای تهران به نام شاه عابدینی صدر از(Vereinigte Partei Fundamentalisten ( احزاب متحد فونتامنتالیسم این انتقاد را رد می کند، می گوید:« به نظر من این تلاش گروه های سیاسی است که با مظلوم نمایی تلاش می کنند تا بین مردم اشاعه دهندکه هیچ رقابتی برای انتخابات وجود ندارد و می خواهند که نشان دهند، همه کارها یک طرفه است، ولی ما بر این عقیده نیستیم.» در حالیکه در برابر رفٌرم طلبی(مبارزات) گروه های دانشجویی مقاومت و از آن ممانعت می شود، فعالیت گروه های کنزواتیو(وابستگان رژیم)آزاد است و مثل همیشه گروهی ازکونزواتیوها و حتی دانشجویان وابسته به آنها در مقابل سفارت خانه های خارجی تظاهرات می کنند و اینبار نیز در مقابل سفارت خانه انگلیس تجمع کرده و شعار مرگ بر انگیس می دهند. پرچم آمریکا و انگلیس را آتش می زنند و کوکتل مولوتف به حیاط سفارت پرتاب می کنند و پلیس دخالتی نمی کند و یا تظاهر می کند که گویی تقصیری در ممانعت کردن از پرتاب کوکتل مولوتف و ...ندارد و کسی را هم دستگیر نمی کنند. تظاهرکننده گان شعار حزب الله می دهند و خود را حزب خدا می خوانند. [این خود مقایسه ای است ازآزادی عمل کنزواتیوها(وابستگان رژیم) در مقایسه با سرکوب تظاهرات و آزادی عمل دانشجویان دانشگاه ها.] * در برنامه ای ازآتش نشانی ما با یک تیم زنان که درآتش نشانی کار می کنند، آشنا می شویم. چنین به نظر می رسد که زنان اجازه شرکت در همه فعالیت های اجتماعی را دارند. اما این تیم اولا جدا از مردان و همکاران مرد کار می کند و ثانیا تنها تیم است که به این کار اشتغال دارد و به عملیاتی فرستاده می شوند که حادثه ای برای خانم ها اتفاق افتاده باشد(جایی که آتش نشانی مرد نمی توانند وارد شوند) و به آنها کمک کنند.[شاید منظور جاهایی مثل حمام زنانه باشد یا..!] در مصاحبه با آنها می گویند:« شغل سختی است اما همه کارها سختی خود را دارند. نمی خواهم بگویم که آسان است اما برای ما لذت بخش است. در ابتدا مردم ما را جدی نمی گرفتند اما بعد عادی شد و مردم هم در صحنه همکاری می کنند.» در تهران به نظر می رسد که زنان در سطح جامعه درشغل های دیگر هم توانسته اند فعال شوند. حدود دو سال است در حاشیه شهر تهران یک شرکت تاکسیرانی است که راننده های آن زنان هستند. شرکت ابتدا با ده تاکسی کار خود را شروع کرد اما حالا دارای 400 خودرو تاکسی است. تاکسی هایی که راننده آن زن هستند، مشتری خوبی دارد و توسط خود خانم ها هم سفارش داده می شود. تاکسی در تهران برخلاف اروپا چیز لوکسی نیست و قیمت آن برای یک ساعت حدود چهار اٌیرو می باشد. مناسب بودن قیمت تاکسی به دلیل پایین بودن، قیمت بنزین است. بنزین جیره بندی شده در هر لیتر هشت سنت می باشد. ولی باید توجه داشته باشیم که جیره بندی بنزین به این قیمت، راننده ها را با مشکل روبه رو کرده است زیرا باید از بازار آزاد بنزین بخرند. با خانم مرضیه شریعتی مصاحبه ای می کنیم. او راننده تاکسی و یک زن جدا شده از همسرش است و با پسرش تنها زندگی می کند، اگرچه پسرش از شغل مادرش راضی نیست اما مرضیه خودش از این شغل خوشش می آید می گوید:« از این شغل خوشم می آید. این شغلی است که در ایران تا به حال زنان نداشته اند. به همین دلیل دوست داشتم آن را تجربه کنم. اما جیره بندی بنزین کار و زندگی ما را تهدید می کند. اگر بتوانم بنزین تهیه کنم می توانم کار کنم اما اگر بنزین نباشد، ماشین راه نمی رود و باید ماشین را در جلوی درب منزل بخوابانم و من هم بیکار خواهم شد.» این نگرانی هست اما فعلا در چشم انداز نیست، چون دولت جرأت ندارد که قیمت بنزین را به گونه چشمگیر افزایش دهد. بدینگونه ما می توانیم با راننده های زن تاکسی در ترافیک تهران برخورد کنیم. به دلیل دارا بودن منابع عظیم گاز و نفت، ایران یکی از کشورهایی است که درآن قیمت نفت و بنزین نسبتا ارزان است. بعد از روسیه و عربستان ایران یکی از بزرگترین منابع نفتی جهان را دارد. در حال حاضر و با توجه به بالا رفتن قیمت فروش نفت وگاز، درآمد حاصل از فروش آن نیز افزایش یافته و درآمد دولت ایران هم در سالهای اخیر به رکورد خود رسیده است. به دلیل تحریم های سازمان ملل و اینکه ایران نتواند نفت خود را بفروشد، ظاهرا مشکل و مزاحمتی برای حاکمان تهران نیست.آنها نفت کشور را به کشورهای همسایه مثل پاکستان و خاور دور مثل چین بیشتر می فروشند. در حال حاضر لوله کشی گاز تا پاکستان و هندوستان و شاید تا چین ادامه پیدا کند. این از دلایلی است که حاکمان تهران فکرمی کنند یا خود را قانع کرده اند که از این طریق تأثیرات تحریم را می توانند از خود دور کنند. اما مدت هاست که حاکمان تهران( ملایان) یک مشکل بزرگ دارند که شاید مدت طولانی نتوانند در برابر آن مقاومت کنند. به دلیل تحریم، مشکل و کمبود تکنولوژی پیشرفته برای مدرنیزه کردن صنعت نفت خود را نشان می دهد و عوارض آن آشکار خواهد شد. همین حالا هم صادرات نفت تقلیل یافته است. برای سال آینده نیز ایران اجازه کمتری برای فروش نفت به تانکرهای نفتکش خواهد داشت. مشکلات مربوط به افزایش مصرف نفت در داخل نیز خود را درآینده نشان خواهد داد. ایران می خواهد با استفاده از تکنولوژی اتمی، به زودی برق تولید کند. تا مصرف گاز و نفت داخلی تقلیل یابد. شگفت آور است که با وجود تحریم ها، نیروگاه های اتمی به کار خود ادامه می دهند و غنی کردن اٌرانیوم هم همچنان ادامه دارد. حاکمان تهران حاضر نیستند در برابر دعوا برسر این موضوع ترمز کنند. بیشتر مردم فکر می کنند که انرژی هسته ای حق ملت آنها است و احساس غرور می کنند که کشورش نیروگاه اتمی داشته باشد. مصاحبه با یک عابر عادی: « همه مردم خوشحال هستند که ما انرژی هسته ای داریم. و می توانیم اورانیوم غنی کنیم و در زمره کشورهای جهان هستیم که از انرژی اتمی برخوردارند.» به نظر می رسد که مردم توجهی به تحریم های سازمان ملل که در همین رابطه است، ندارند. طولی نخواهد کشید که ایران ادعای داشتن قدرت اتمی نماید مصاحبه با عابری در خیابان و پرسیدن نظر او در این رابطه:« بعد از داشتن قدرت اتمی مثل گذشته نخواهد بود که ایران را در زمره کشورهای عقب افتاده بدانند و بعد ازآن باید روی ایران حساب کرد! این نظر من است.» از مراکزی که نیروگاه های اتمی درآن ساخته شده و غنی سازی اٌرانیوم در آن انجام میگرد، نیروگاه اتمی نطنز در کویری در جنوب تهران می باشد که این نیروگاه در زیر زمین ساخته شده است. درآپریل سال 2007 آمادگی برای بهره برداری ازآن در طی برنامه ای جشن گرفته شد. آیا باور کنیم که واقعا این نیروگاه آماده بهره برداری است؟ اما به طور واقعی هم در این نیروگاه زیرزمینی 3000 نفر کار می کنند. برنامه تلویزیونی رژیم برنامه جشنی را پخش کرد که درآن سران مملکتی( سران رژیم) شرکت داشتند. در این برنامه فریدون با خواندن ترانه ای عظمت و قدرت باستانی ایران را در یادها زنده می کند، احمدی نژاد گریه می کند و بعد رییس جمهور موفقیت در راه اندازی(افتتاح) نیروگاه اتمی را اعلام می کند. او ناگهان و باافتخار اعلام می کند:« از امروز ایران عزیز در زمره کشورهای بزرگ جهان که از سوخت هسته ای برخوردار است، قرار می گیرد.» رییس جمهور ایران در شرایطی این خبر را می دهد که در تهران و درهمه جا با نقاشی کردن روی دیوارها یا با نصب پلاکارد و حتی تصاویر افراد، تبلیغات وسیع برای عملیات انتحاری به چشم می خورد. اکثر این افراد عملیات علیه اسراییل را آموزش دیده اند یا کسانی هستندکه شهید نامیده می شوند و علیه اسراییل عملیات انتحاری کرده اند. در یک تجمع با زنان و مردانی ملاقات می کنیم که به طور داوطلبانه خود را به اینجا معرفی کرده اند و برای انجام عملیات انتحاری آماده هستند و بسیاری از آنان نیز یک دوره آموزشی را گذرانده اند البته کسی از جمعیت معرفی نمیشود که این عملیات را اجرا کرده باشد. محمد صمدی که مدیر این جمعیت( Sprecher der ``Libhaber des Märtyrertodes``) =عاشقان شهادت= است، برای ما توضیح می دهد:« .. ما به اهدافمان به وسیله ماشین وانت انفجاری و کمربندهای انفجاری نایل می شویم. البته نه ما بلکه این جوانان مجاهد فلسطینی ها و حماس هستند که باید از این طریق و با این عملیات نشان دهند که ضربات اسراییل و حملاتش را می توانند از این طریق متقابل پاسخ دهند.» البته تمام زنان و مردانی هم که در این اردوگاه حضور دارند، داوطلب هستند و آماده هستند وقتی به آنها فرمان داده شود، وارد جنگ و عملیات انتحاری شوند. اما ارتش و سران جمهوری اسلامی ارتش کلاسیک و قدرت و نیروی نظامی خود را بنا کرده اند. بدون هیچ تردیدی ایران در منطقه بزرگترین ارتش قدرتمند را دارا می باشد. در مانور ارتش که برپا شد، رییس جمهور احمدی نژاد می خواهد این قدرت را در برابر تهدیدهایی که از خارج میتوانند اعمال شود، نشان دهد. در این مانور احمدی نژاد با نمایش موشک هایی که می تواند با بٌرد خود به تمام کشورهای خاور میانه شلیک کند، قصد قدرت نمایی در برابر تهدیدات خارجی را دارد. او گوید:« بالآخره ارتش عزیز ما به خودکفایی رسیده است و می تواند نیازهایش را خودش تولید کند» اگر به ایران حمله شود، تمام این ارتش و سربازان آماده هستند تا در تمام مناطق و نواحی کشور جنگ را به پیش ببرند( بجنگند!). آماده کردن روانی مردم برای جنگ هم در ادامه این برنامه(مانور) می باشد. از جمله در خیابان های تهران تانک و نفربر برای بازدید بچه های دبستانی یا نوجوانان قرار داده اند. بچه ها با اشتیاق سوار زرهی میشوند و در قسمت دهلیزهای نفربر می نشینند و آن را با حیرت تجربه می کنند و بسیاری از این بچه ها عضو بسیج نیز می شوند. موشک به صورت نمایشی در کنار خیابان ها پٌرجمعیت قرار داده می شود تا ترس مردم و عابران از سلاح های جنگی بریزد و مقداری نسبت به موضوع جنگ[احتمالی] آماده و قوی شوند. چندین میلیون نفر را به این شیوه واردٍ آمادگی جنگی کرده اند. در زمره شبه نظامیان( بسیج و پاسدار و..) حتی یک گروه ورزشی دوچرخه سواری را هم وارد بسیج کرده اند. اینکه از این راه ها چه تعدادی از مردم را در نیروهای بسیج یا ذخیره جنگی وارد کرده اند، مخفی نگه داشته می شود. یکبار دیگر باز تبلیغ برای تجهیز ارتش میلیونی مردمی می شود. در اجرای مراسمی برسر قبرخمینی مکرر باز قسم به دوران او درگذشته خورده می شود که همانگونه میلیون ها نفر فرمان او را اطاعت کردند، باز میلیون ها نفر به راه بیافتند. ... خامنه ای سعی می کند که از طریق( احمدی نژاد) خودش را هرچه بیشترجانشین خمینی و رهبر جامعه معرفی کند و در این راستا هم در روز انقلاب اسلامی و با برقرار مراسم در محل قبر تلاش می شود که باز نشان داده شود که آن ایده آل های گذشته باز استفاده خواهد شد. یکسال قبل سعی کرد که رییس جمهور قبلی هاشمی رفسنجانی به عنوان یک مرد قدرتمند در پشت صحنه خود را نشان دهد ولی این روحانی(آخوند) نتوانست به عنوان رقیب در برابر احمدی نژاد رشد کند. شاخص دیگری که مهم یا بنیانی است این است که آیا جمهوری اسلامی دارای یک اقتصاد مستقل یا رو به رشد است؟! ادامه دارد... |
||||
|
| ||||