|
|
||||
|
روسیه و پوتین(3) ترجمه از ملیحه رهبری
چگونگی شکل
گیری قدرت در روسیه پس از فروپاشی نظام سابق تا انتخابات اخیر. در این روز 31 دسامبر 1999 یلتسین به طور قانونی و به دلیل بیماری از مقامش کناره گیری می کند و با ستایشی که پوتین از خدمات او کرده است با تضمینی که برای آینده و دوران بازنشستگی او کرده است، یلتسین هیچ ترسی از پیگیری قانونی به خاطر ( فساد مالی و ثروت میلیاردی) خود درآینده ندارد.[ پوتین قوانین دنیای سیاست و قدرت را به خوبی می شناسد و قیمت به قدرت رسیدن خود را نیز بدین شکل می پردازد.] چند روز بعد پوتین در چچن است. او به 200 سرباز روسی مدال شجاعت و افتخار عطا می کند. این مدال سرنیزه ای است تیز و برنده وکٌشنده که نشان پیروزی روسیه درجنگ با چچن ( همان نابودی وسرکوبی استقلال طلبان چچن) می باشد. هم زمان با حضور او درمیان سربازان روسی، مبارزه انتخاباتی شروع می شود. مبارزه انتخاباتی و تبلیغاتی به نفع پوتین شروع می شود. Cleb Pawlowski Image Berater Putin پاوولسکی مشاور رفتاری رییس جمهور(پوتین): ایده مورد نظر این بود که مشکلات زمان یلتسین با کاراکتر مریض و ناکارای او نشان داده شود و با دوره زمامداری کوتاه پوتین مقایسه شود. بازدهی و راندمان بالای کاراو وسیله دلگرمی برای مردم برای انتخاب او باشد. یک مرد قوی وقدرتمند که با جت جنگی پرواز میکند و یا در صحنه نمایشی دیگری او قادر به فرماندهی زیر دریایی است و... پوتین خیلی سریع هنر( هنرپیشگی) معرفی و ارایه کردن خود به مردم و جامعه را یاد گرفته و پیش می برد. او در حالی در افکار عمومی خود را جنتلمنی متمدن معرفی میکند که در چچن جنگی بیرحمانه و ویرانگر جریان دارد و اجساد به دارآویختگان بیگناه در خیابان ها برسردار است و اجساد زنان و کودکان در ساختمان های بمباران شده هنوز باقی است و فریاد دلخراش بیوه زنان و مجروحین جنگ و آوارگان به گوش فلک می رسد [و اینهمه جنایت به خطر سیاست نفت و اهمیت انرژی(نفت وگاز) برای قدرت سیاسی است! ] پا به پای پوتین تنها یک رقیب انتخاباتی رهبر حزب کمونیست گنادی یوکارنف هست. بقیه از هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات برخوردار نیستند. Wladmir Pyschkow Oppositionspolitiker ولایمر پوشکاوو= سیاستمدار در اٌپوزیسیون:« پوتین تمام ارزش ها و خواسته هایی را که رأی دهندگان خواهان آن هستند با وجود خودش عرضه می کند. او خود را یک اروپایی، یک آسیایی، یک آمریکایی و یک روس عرضه می کند. برای اقتصاد آنتی لیبرال است و از سوی دیگر با بازار سیاه رابطه معاملاتی دارد و حامی سرمایه داری خصوصی است.» در 26 مارس سال 200 پوتین 42 درصد آراء را در انتخابات ازآن خود می کند. حالا او رییس جمهور جماهیر فدراسیون روسیه است. او سوگند رییس جمهوری یاد می کند:« من سوگند می خورم که حقوق اولیه انسانی را رعایت کنم. سوگند می خورم ازمنافع روسیه و فدرال های آن دفاع کنم.( درحالی که چچن به عنوان یکی از فدرال های روسیه از هیچ حقوق انسانی برخوردار نیست و با جنگ ناعادلانه و سرکوبی وکشتار مردم عادی، عملاً از حقوق اولیه بشر محروم هستند. و فریاد زنان و کودکان به آسمان است.) درکنار قسم هایی که رییس KGB یاد می کند او قسم می خورد که تمام امکانات خود را به کار خواهد گرفت تا رسالت خود را به پایان برساند و از روسیه، کشوری و دولتی قدرتمند مانند ادوارگذشته تاریخی (تزاری) بنا سازد. رییس جدید کرمل(کاخ ریاست جمهوری) در راستای این اهداف و درآینده نزدیک در سه مدار موازی این کارها را خواهد کرد: در مرحله اول برکنترل فوق العاده نفت و گاز و شرکت های نفتی چنگ خواهد انداخت. در مرحله دوم وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات را کنترل خواهد کرد و از این طریق اٌپوزیسیون خود را سرکوب خواهد کرد و ترس و رعب را بالا خواهد بٌرد( ابزار آن هم سازمان امنیت جدید است.). در مرحله سوم تاحداکثر ممکن ارتش را کمی وکیفی ارتقاء خواهد داد. چهار سال کافی او در اختیار دارد که چهره روسیه را تغییر دهد و بنیان های قدرت مورد نظر خود را بسازد. پوتین برای رسیدن به اهدافش، شرکت گاز فٌروم را که از غول های نفتی است ، به عنوان متحد خود انتخاب می کند. این شرکت به فرستنده های تلویزیونی زیادی وام و کردیت داده است و همه به او بدهکار هستند. رییس جدید شرکت گازفٌروم آلکسی میلا یکی از نزدیکان و افراد قابل اعتماد پوتین است. اما درباره تصمیمات مهم شرکت از جمله معاملات شرکت و دادن وام، پوتین تصمیم می گیرد. برای محکم کردن پایه های قدرت سیاسی و داشتن پشتیبانان مورد اعتماد، پوتین از سان پترزبورگ رفیق قدیمی و رییس KGBآلکسی را به مسکو منتقل می کند. پوتین خواهان قدرتی است که لازم نباشد آن را با کسی تقسیم کند. او می خواهد اٌلیگارشی را هم متلاشی کند. اولین کسی که پوتین ضربه خود را به او وارد می کند، روسین سٍ کی از صاحبان قدرت در رادیو و تلویزیون و صاحب تلویزیون NTV است. او جنگ چچن را مورد تجزیه و تحلیل و انتقاد قرار داده است. او برای برنامه تلویزیونی خود وام و کردیت از گاز فٌروم گرفته است که شرکت گاز از او می خواهد که بدهی خود را بپردازد و او نمی تواند بدهی خود را بدهد. شرکت گاز از او شکایت می کند. او در دادگاه متهم می شود که اگر بدهی خود را نتواند بپردازد، ممنوع الخروج از کشور می شود. در زیر پوشش ضخیم اصلاحات( درپشت پرده و به بهانه اصلاحات) پوتین تسویه حساب با مخالفین داخلی خود را هم پیش می برد و در این راستا در 28، یولی ، 2000 و در قدم اول کلیه مطبوعات غیر دولتی و غیر وابسته قرار دارند که از پوتین انتقاد می کنند. که ضربات این مرحله شامل حال Beresowski نیز می شود. با وجود آنکه او به گونه تمام عیار پوتین را در انتخابات پشتیبانی مالی کرده بود اما حالا با سردی پوتین روبه رو می شود. او تنها اٌلیگارشی(سرمایه داری) است که پوتین را در ابتدای ورودش به کرمل تحویل نگرفته در یک تسویه حساب ، پوتین برای او خط و نشان می کشد و به او اخطار می کند که سر جای خودش بنشیند و به وسیله تحقیر کردن به او هشدار می دهد اما برای بقیه اٌلیگارشی که کفه سنگین اقتصاد داخلی را در دست دارند، دست آنها را کاملا باز می گذارد تا به معاملاتشان بپردازند به آنها می گوید که مثل همیشه به کسب وکارتان بپردازید و آزادی تجارت در دولت من هم خواهد بود اما هیچ دخالتی در سیاست ندارید. تحقیرکردن وسیله و طریقی است که پوتین به کمک آن سعی میکند اٌلیگارشی یا سایر رقیبان را در حالت دفاعی و عقب نشینی نگه دارد. در این مرحله او منویات درونی و خواسته های خود را که تمایلی به تقسیم قدرت سیاسی را با سرمایه داران داخلی ندارد، آشکار می سازد. آکوست سال 2000 فاجعه انفجار در زیر دریایی اتمی پیش می آید که زیر دریایی در ته دریا سقوط می کند. پوتین در تعطیلات است و روزهای متمادی می گذرند و او برای نجات جان سرنشینان زیر دریایی تصمیم درست و قاطع و به موقع نمی گیرد و تمام 118 نفر کشته می شوند و هیچکس نجات نمی یابد. افکار عمومی در حال انفجار است. خانواده کشته شدگان شاکی هستند و مطبوعات رییس جمهور را متهم می کنند که تصمیم درست نگرفته است. در تلویزیون بروسفسکی Beresowski که فکر می کند می توان پوتین را با جرﺋﺖ داشتن و انتقاد کردن تحت کنترل خود گرفت، از او انتقاد می کند که در این فاجعه انسانی درست عمل نکرده است و کمترین اهمیتی به زندگی خانواده هایی که همسر یا فرزند خود را با اشتباه او از دست خواهند داد، نکرده است. پوتین این ضربه یا انتقاد را با شدت رد می کند و هیچ اشکالی به کار خود را نمی پذیرد. درست در همین مقطع است که بحث درباره آزادی مطبوعات بالا می گیرد. نیکوسینسکی( ازسرمایه دارن) در ادامه این دعوا موضع می گیرد و انتقاد رییس جمهور به Beresowski را رد می کند اما بعد در جریان و ادامه انتقاد از رییس جمهور در شرایطی و چنان در تنگنا قرار می گیرد که ناچار از فرار به لندن می شود. گوسینسکی و نیکوسینسکی در پایان کار خود قرار دارند. همکاران تلویزیونی آنها می ترسند که آزادی وسایل ارتباط جمعی به کلی برچیده شود به همین دلیل یک برنامه دیگر تلویزیونی به نام کوکلین(Kyklin (موضوع(آزادی مطبوعات) را دوباره در افکار عمومی مطرح میکند. او یک برنامه نمایش کمدی و عروسکی و انتقادی در باره پوتین ساخته و پخش می کند. در یک صحنه نمایشی پوتین وارد صحنه می شود. او از میان تاریکی و به شکل و شمایل یک جاسوس خطرناک ظاهر می شود و خود را به خبرنگاری که با دست و پای بسته پشت میز روزنامه نگاری نشسته است، نزدیک می کند و او را بازجویی می کند. خبرنگار بدبخت، زیربازجویی از پوتین می پرسد:« این کارها چه معنایی دارد؟ چرا مرا به این روز انداخته ای؟» پوتین جواب می دهد:« من مقاله تو درباره خودم را خواندم. من از نقد و مطالب شما خوشم نمی آید.» خبرنگار دست و پا بسته به صندلی از او می پرسد که آیا شما مخالف آزادی مطبوعات هستید؟ پوتین جواب می دهد:« نه من مخالف نیستم ! اما من روزنامه شما را می بندم اگر شما تابع من نباشید!» یکسال بعد از آنکه پوتین قدرت را به دست می گیرد، گاز فٌروم مسؤلیت برنامه تلویزیون NTV را برعهده می گیرد. در آپریل سال 2001، در یک صبح زود، نیروی مسلح فرستنده تلویزیونی را به کنترل خود در می آورد. وقتی خبرنگاران و ژورنالیست ها می خواهند کار خود را شروع کنند، نفرات پوتین درآنجا نشسته اند. پوتین یکبار تذکر می دهد ولی بعد وارد عمل می شود و بی رحمانه طرف را زیر ضرب گرفته و به کلی از میدان خارج می کند. مسؤل قبلی این فرستنده (کیس لی یاکوف) با مسؤل یک برنامه دیگر تلویزیونی که بسته شده است به یک فرستنده کوچکتر که تحت سرپرستی Beresowski است پناه می برند اما درآنجا هم به انتقاد از پوتین ادامه می دهد. در یک برنامه عروسکی، پوتین را در حال خفه کردن خبرنگاری که از او انتقاد کرده است، نشان می دهند. چند ماه بعد این فرستنده هم تعطیل می شود. Igor Malashenko Ex-oligarch ایگورمالا شنکو= اٌلیگارش سابق:« خصوصیات و ویژگی و شخصیت KGB داشتن، خود را با یک کلمه معرفی و مشخص می کند.«کنترل!» مطمین آن است که همه چیزکنترل شود. باید تا سرحد امکان کنترل کرد. اینطوری فکرآدم راحت است و به غیرازاین می تواند خطرناک برای من و برای) قدرت( باشد.» Olag corkiewski Ex- Geheimagent اٌلگا کٌرکیوسکی= مأور سابق اطلاعات:« چند روز پس از آنکه پوتین به ریاست جمهوری انتخاب شد یک سخنرانی جالب در حضور 800 نفر از مأموران سازمان امنیت کرد وگفت، من بدینوسیله به اطلاع شما می رسانم که یک گروه از سازمان شما FSB به عنوان بخشی از دولت، مسؤلیت خطیر خود را به انجام رساند.» پوتین نقش خود را به عنوان مأمور کاگ ب که این شغل را دوست دارد نشان میداد و می و می گفت:« به خاطر می آورید! من یکی از شما هستم.» * پوتین توجه خود را معطوف به ارزش های گذشته و تاریخی روسیه می کند. فی المثل در مورد سرود ملی روسیه که او با تکس های نو عظمت دوباره دوران استالین را می خواهد در اذهان تداعی کند. او می خواهد بگوید که روسیه دوباره یک قدرت بزرگ است که بقیه دنیا آن را پذیرفته اند و به آن احترام می گذارند. بقیه دنیا ازآن می ترسند و روﺳﻴﮥ پوتین می تواند بربخشی از جهان نفوذ خود را گسترش دهد. در سطوح اجتماعی، پوتین می خواهد نسل قبلی را و نسل جوان هر دو را پشتیبان خود داشته باشد و در این رابطه هم یک جنبش جوانان هوادار رییس جمهور راه می اندازد که البته این پیشنهادات را مشاوران امور اجتماعی او کرده اند و خود آنان نیز پروژه را به پیش می برند. یکسال بعد از رییس جمهوری پوتین 10،000 نفر از جوانان در میدان سرخ گردهم می آیند و در سال 2002، بیست هزار نفر و در سال 2003، پنجاه هزار نفر و در سال 2007، صد هزار نفر در میدان سرخ برای پوتین تظاهرات و از او پشتیبانی می کنند. جنبش پوتین و جوانان در مارش است و بودجه مالی آن را شرکت گاز فٌروم تضمین کرده است. |
||||
|
| ||||