|
|
|
دامن سبز چمن گلدوز شد
نو ترین روز زمین آغاز شد
یاسمن تا یاسمن میلاد گل
انقلاب سبزو سرخ لاله هاست
نقش های رنگی گلزار دشت
سفره خوش رنگ و خوش آذین مان
مظهر ِ پر شوکت ِ آئین مان
ای بسا خوش منظر و والا هنر
سنبل و وماهی و سنجد های ماست
بوسه از رخساره های پر صفا
بوسه های گرم گرم بی امان
جو کنار و پونه های عطر ناک
بوسه های گرم گرم بی امان
تخم مرغ قرمز مادر بزرگ
زینت دربند ها ، سر کوچه ها
خنده ها و روزهای خوش دلی
دشت تو پوشیده با نسرین سبز
ای ترا زیبائی صدها بهشت
روز صورت بوسی ودیدار شد
مخملین پیراهن گلدار دشت
قهقه ِ فواره ها آغاز شد
قصه های عاشقی آغاز شد
روی برف قله های بی حساب
برف ها در تابشی از آفتاب
از گل وریحان وسنبل خوش خبر
از صدای چلچله بوی بهار
مخملین گلبوته های هفت رنگ
لاله های پر غرور قله هاست
انقلاب سبز سرخ لاله ها
ارتش سرخ شقایق کودتا
لشکر آلاله ها را خونبها
در ستیغ کوه ها خون ژاله ها
نشر سرخ لاله ها ویاد بود
سینه رنگین کرده او با داغ گل
می رود رنگ سکوت از نای دشت
خواب شیرین کبک را بالین سبز
هر گل وهر جای پا سیمای توست
مخملین خوان چمن شولای توست
بوی شب بو های دلجوی خداست
اطلسی خال خوش هندوی توست
نقطه ی اوج تمنا های ماست
کوچ لک لک ها ودرناهای توست
نسترن پرورده ی بستان توست
جلوه ی گلدوزی پیراهنت
خرمن گل یک به یک آثار توست
شعر گل را در سرودن ماهری
نسترن تا نسترن گل پروری
رهرو ملک هنر را رهبری
سفره ی گلدوز و خوش الوان تو
مانده ام در حیرت ونا باوری
چشم ها در جلوه گاه رنگ هاست
نقش ها در روی گل از بهر چیست
طرحی از نقاشی و صورت گری
عکس گل را این چنین زیبا کشید
این همه نقش نگار آثار کیست
می کشد آخر مرا دیوانگی
صف به صف آرایش دامان گل
ای تمام چشمه ایمان من
مهر تو تابیده در ژرفای من
نازنین بابونه ی رعنای دشت
هر نشان آئینه دار چهر توست
این همه وحشی جهان اهل توست
نسترن بشکفته با فرمان تو
وه چه خوش افتاده در آئینه ی گل
نازنین گلهای خوش الوان باغ
می پرستم قدرت پروردگار
عاشق با بونه های دلربا
هدیه گل دسته ها را صد سپاس
نعره ی «الله واکبر» خوانی ام
با صف آرائی این بابونه ها
مژده نوروز بر منقار ها
نغمه خوان با رمز و راز عاشقی
این همه آواز در سودای اوست
قطره ای از خون بلبل نوک خار
درد عشق وعاشقی درمان اوست
این همه گل یک به یک لیلای اوست
قطره خون روی گل ایثار اوست
این همه اشعار از آثار اوست
مژده گل بر سر ِ منقار اوست
نغمه ی جانسوز بلبل گوش کن
شعر گل می خواند از دیوان سبز
خون بلبل می چکد از خار گل
بوسه پروانه در دیدار گل
گیسوان نرم سنبل های سبز
خوش به حال شانه در مو می خزید
سینه ها پر از شمیم رازقی
عطر ناب و دلنشین یاسمن
نازنین دلدار مرغ بی قرار
شیره ی ناب لب مریم چشید
شیطنت بازی آهو بره ها
بوسه زن بر صورت دوشیزه ی گل
نو ترین پرواز ها آغاز شد
در چمن صد جوجه بلدر چین ناز
جیک جیک دلنشین جوجه سار
باغ ها در رنگ و بوئی از بهشت
منظر ِ تا بنده ی آ تشکده
در چرا گاه قشنگ گل فشان
روی فرش سایه های شاه توت
خوردن و نوشیدن از نی زار ها
نغمه ی نای نی ِ چوپانی ام
صف به صف شمعدانی ایوان ما
صف به صف گلدسته های طاقچه
باغ های عطر خیز یا سمن
از کران تا بیکران نیلو فران
لشکر نیلوفران در پیچ و تاب
عکس آن افتاده در آئینه آب
دختر نیلو فر بی خار آب
روح من غلتیده در دامان آب
دختر نیلو فر زیبای آب
رقص این دوشیزه ی عریان آب
منظر آئینه ی شفاف آب
دختر چادر بنفش یاسمن
بوس بوس و سینه های نرم و گرم
دشت تو پوشیده با نسرین سبز
ساز های دلنواز و خوش نواست
مانده ام در محو گل باران کوه
پیش چشم محرم شهلای گل
خامی چشمان نرگس ها به پخت
بوسه پروانه از بابونه ها
می مکد لب های نور از خون گل
پر امید و پر شکوه و با هدف
کوچ اردک های وحشی فوج فوج
سرخی خورشیدو صبح پر امید
صبح دم در خلوت صحرای گل
پر غرور و پر شکوه و با صفاست
جاری از گل تپه های سبز پوش
نسترن صف کرده در ایوان کوه
روح چشم انداز های با شکوه
زیر پای گله های دشت ها
خرمن گیسوی شب بو مو به مو
شیره ی لب های مریم های ناز
پرچم آلاله ها در اهتزاز
می کشد تا اوج نا پیدای باغ
صورتش زرد و بنفش و خال خال
زیور گل لاله ها هم ژاله هاست
خرمن آلاله ها چون چلچراغ
چشمه ها در فواره ها و نوشخند
گیسوان بید مجنون شانه شد
بوته بوته پونه های بی شمار
زیر دالان های سبز مخملین
می فشاند عطر در صحن چمن
در فضای پر شمیم کوهسار
شسته شد گرد رخ نیلوفران
دلنشین شعر روان جویبار
گریه های بی امان آبشار
آسمان دشت ها را در نورد
رقص نسرین در حریم جو کنار
رفته تا سر شاخه های سبز بید
این گل شیپوری زیبای ما
نقل باران بر سر گیسوی گل
دختر گیسو بلند یاسمن
«لانه ها سازد به مرغ « شانه سر
نسترن در گرمی بازار دشت
می خرد عطر خوش از عطار گل
خرمن انبوه گل ها با شکوه
با گل آذین دشت های بیکران
نغمه های دلنشین شاد شاد
لاله های داغدار مثنوی
با قیام سبز سبز نوبهار
آن دل دیوانه را مدهوش کن
نکهت سکر آور آویشنی
عطر خوش پاشیده بر پهنای باغ
قصه گوی راز های ارغوان
رود های پر خروش و پر سرود
نازل آیات باران بر چمن
خوردن و نوشیدن از نی زار ها***
ساقه ی پیچنده ی لبلاب ها
جلوه ی آئینه ی شفاف رود
بال و پر بگشوده بر آغاز پرواز
امتحان نو ترین پرواز سخت
چشم دل بر صورت گل بسته ام
کشته ی یک غنچه نیلو فرم
از تمام عاشقان عاشق ترم
کُشته ی یک غنچه شیرین لبم
ای خوشا شیدای شیدا می تپد
می مکد شیرینی نمناک گل
طوطی شیرین زبان گلشنم
شانه هایم بستر گیسوی گل
در ره گل از سر وجان بگذرم
قله ها پوشیده با آلاله ست
نعره ی تکبیر من در جنب وجوش
دره های عطر خیز با صفاست
آبشار روح بخش کوهسار
رب العلایم شده پژواک ها
سجده سبز من و پروردگار
ای شکوه آیه های دین سبز
که این چنین بشکفته در کوه و دمن
شاخه شاخه نسترن ایمان من
با عروس یاسمن هم بستری
شیره ی لب های مریم های ناز
جز خدای او خدائی نشمرم
عطر مریم داده بر زنبیل گل
رهبر زیبا رخ صحرائی ام
مخملین پیراهن روحانی ام
چیدن گلبوسه از نیلوفری
مریم گل روضه رضوان من
قاصد بابونه های نوبرم
جای مُهر لاله بر پیشانی ام
هم نماز ناز من بالا قد گل
مانده ام در حلقه زنجیر گل
هدیه ی گل دسته ها را صد سپاس
ای تمام هستی ایمان من
مهر تو تابیده در ژرفای من
بت پرست لاله ی زیبا قدم
عطر دلچسب گل ریحان ماست
ای سرا پا مظهر آئین سبز
پرنیان سبزه ها شد بسترم
رفته در رویای نسرین هوش دل
سایه ام همسایه ی بانوی گل
سفره ی گلسنگ ها سجاده ام
شاعر گلبوته های نوبهار
عطردلچسب گل خوشبوی جوست
می دمد صد شاخه ی نیلوفرم
می چکد از لاله ها خون ژاله ها
آتش ِ آلاله ی خاکسترم
تا ابد در شعله دان روزگار |
|
ای خوشا عید آمد ونوروز شد
غنچه های ناز زنبق باز شد
روز نوروز است و جشن شاد گل
روز میلاد طبیعت عید ماست
جشن میلاد گل وتالار دشت
چیده مادر سفره هفتسین مان
ای خوشا این خوان خوش تزئین مان
روی سفره سبزه گندم های تر
ساعت وسیر و سماق و سیب هاست
یاد باد سال نو آن سال ها
ای خوشا آغوش های مهربان
یاد باد آن عشق های پاک پاک
ای خوشا آغوش های مهربان
یاد باد آن هدیه های بس سترگ
های های شاد شاد بچه ها
یاد باد آن کوچه های کاه گلی
ای بهار ای جان فرورین سبز
ای بهار ای شوکت اردیبهشت
سبزه وگل بر سر بازار شد
وه، چه آذین در بازار دشت
چشم کور چشمه ساران باز شد
ناله های بلبلان آواز شد
ریزش زرین شلال آفتاب
چشمه چشمه جو به جو،شد نوش آب
چلچله باز آمد اینک از سفر
می رسد از لابلای شاخسار
رسته در کوه های سبز سخت سر
کوه ها در انقلاب لاله هاست
یاد خون «بابک »است وقله ها
کرده در پهنای قلعه بی صدا
داده بر آزادی ایران ما
می چکد از پرچم آلاله ها
شعر باران وسرود شاد رود
سینه سرخی آمده بر باغ گل
با هیاهوی پرستو های دشت
ای بهار ای جان فروردین سبز
هر ورق گل در چمن جا پای توست
قهقه فواره ها از نای توست
در دم عیسائیت بوی خداست
هرطبق گل زنبق نمای روی توست
خال هندوی لبت صهبای ماست
آسمان را شوری از غوغای توست
این همه گل در دل گلدان توست
شاخه شاخه لاله های دامنت
آبشار وجویبار اشعار توست
ای خوشا هم شعری وهم شاعری
از تمام شاعران شاعر تری
کودک شعر مرا تو مادری
مخمل سبز چمن شد خوان تو
در شگفتم زین همه گلپروری
نقش روی سنگ ها گلسنگ هاست
این همه گل نقش را نقاش کیست
ای خوشا براین همه خوش منظری
دیده ی من همچو نقاشی ندید
این همه نقش خوش الوان کار کیست
این همه زیبائی و فرزانگی
باغبانی دارد این بستان گل
ای خدا ای عشق بی پایان من
هان توئی پیدای نا پیدای من
با تو جان بگرفته مریم های دشت
هر گل خود رو نشان مهر توست
هر گل وحشی نشان اهل توست
جلوه گاه دشت ها بستان توست
صد نشان بود تو در سینه ی گل
با تو جان بگرفته در ایوان باغ
در پرستش گاه سبز نوبهار
این منم عاشق ترین مرد خدا
ای خدا، ای آشنای ناشناس
بشنو از تالار گل افشانی ام
باورم شد به هستی ِ خدا
سینه سرخ ودارکوب وسار ها
بلبلی بنشسته روی رازقی
صد غزل آواز خوش در نای اوست
بینم اندر لای سبز شاخسار
این نشان عشق بی سامان اوست
ای بسا ، دیوانگی دنیای اوست
نازنین نسرین و سوسن یار اوست
نغمه های عاشقی اشعار اوست
نغمه ها ، آواز ها ، اخبار اوست
بار سبز عاشقی بر دوش کن
وه چه خوش بنشسته در ایوان سبز
آه ، از این رفتار بد کردار گل
می نشیند نرم در رخسار گل
دست باد افتاده در صحرای سبز
شانه ی نرم نسیم و زلف بید
ای خوشا فصل قشنگ عاشقی
می دود در رگ رگ احساس من
یاسمن این دخت ناز نوبهار
وه چه خوش زنبور وحشی پر کشید
در نشیب عطر خیز دره ها
شاپرک این خوش پر آویزه ی گل
با ل های جوجه بلبل باز شد
می دوند آواز خوان با بال باز
می رسد از لای سبز شاخسار
تخم گندم های زرین زیر کشت
شعله شعه لاله های دهکده
بره ها و گله ها و گله بان
نغمه های دلنشینی درفلوت
شاه توت و جیغ جیغ سار ها
ای خوشا ، بر دشت گل افشانی ام
ای خوشا بر باغ پر ریحان ما
ماهیان سرخ حوض و باغچه
سینه های صخره ها از نسترن
رسته در مرداب ها و نی ستان
ساز باد و موج های نرم آب
شاخه نیلوفری در سینه آب
وه چه خوش بشکفته در تالار آب
ساز باد و جشن گل باران آب
رقص در رقص آمد اما بی حجاب
کرده مستم بر لب ایوان آب
رقص معکوس گل خوشباف آب
وه چه نازی می فروشد در چمن
زوج کبک و لای شبدر های نرم
ای بهار ای فر فروردین سبز
در زلال رود ها ساز خداست
دامن گل نقش و خوش الوان کوه
ساز باد ورقص بی پروای گل
ای خوشا با رقص نسرین های لخت
ای خوشا عطر قشنگ پونه ها
از سفر باز آمده خاتون گل
کوچ مرغان مهاجر صف به صف
آسمان و غاز های زوج زوج
صبحگاه و فوج قوهای سپید
بوسه خورشید بر سیمای گل
قله ها خلوتگه آلاله هاست
چشمه ها ، فواره ها در جنب و جوش
نکهت کاکوتی دامان کوه
گله گله بره های شیب کوه
قالی گلباف سبز خوش نما
شانه زن چنگ صبا زد جوبه جو
می مکد پروانه با لب های باز
زیر چتر سروهای سر فراز
عطر دلچسب اقاقی های باغ
خط ابروی بنفشه در کمال
زینت روی چمن با لاله هاست
شعله شعله در حریم سبز باغ
پای سر سبز چناران بلند
تا صبا اندر دل گلخانه شد
در مسیر پیچ پیچ جویبار
لانه های کبک ها ی نازنین
وه چه خوش گلخوشه های یاسمن
بشنو آهنگ لطیف جویبار
با حضور ابر های سر گران
جاری از دامان سبز کوهسار
در حریم لاله های داغدار
نکهت جان بخش لادن های زرد
در تجلی گاه سبز کوهسار
عطر بکر رازقی های سپید
می زند شیپور خود را خوش نوا
بلبلی بنشسته در سکوی گل
عطر خوش پاشیده بر دشت ودمن
دارکوب این لانه ساز سرخ سر
می فروشد ناز در تالار دشت
بلبل خوش لهجه در بازار گل
دره دره، تپه تپه، کوه کوه
چهره ی پیر طبیعت شد جوان
وه چه خوش پیچیده در سنتور باد
شد شکوفا در بهار مثنوی
می نویسم شعر سرخ لاله زار
دُردی جام شقایق نوش کن
کرده مستم در میان گلشنی
یاسمن این دختر رعنای باغ
سوسن آزاده ای با ده زبان
گیسوان آبشاران در فرود
آذرخش ابر های پنبه تن
کاج ها و های هوی سار ها
رفته تا سر شاخه ی عناب ها
نوشخند رود های پر سرود
دسته دسته جوجه گنجشگ های ناز
شاخه شاخه از درختی تا درخت
در گل آذین چمن بنشسته ام
عاشق بابونه های نوبرم
با عروس ناز گل همبسترم
عاشقم چون لاله در سوز و تبم
نبض من با نبض گل ها می تپد
ریشه ی اندیشه ام در خاک گل
شعله داغ شقایق در تنم
پیکرم آغشته با شب بوی گل
سایه ی چتر شکوفه بر سرم
قبله گاه ام اوج اوج قله هاست
با قیام چشمه های پر خروش
سجده گاه ام جلوه گاه دره هاست
در اذانم می خروشد آبشار
در قنود صخره های خوش نما
در رکوع نوشخند آبشار
ای بهار ای فر فروردین سبز
خوشه سنبل الطیف تسبیح من
بسته شد با ساق گل پیمان من
ای خوشا با ساق گل ها همسری
می چکد پروانه با لب های باز
من مسلمان ِ خدای مریمم
در کلیسای بهار انجیل گل
ای خوشا ، بر این گل رعنائی ام
هان خوشا بر این گل ربانی ام
ای خوشا با ساق گل هم بستری
خوشه خوشه یاسمن جانان من
قاصدک این مخبر نازک پرم
در عبادت گاه گل افشانی ام
مسجد نوساز من از گنبد گل
شد جلودار نمازم میر گل
ای خدا ای آشنای ناشناس
ای خدا ای عشق بی پایان من
هان توئی پیدای نا پیدای من
بت بت ِ آلاله ها در معبدم
دین ما آری همان دین خداست
ای بهار ای روح فروردین سبز
ساق رعنای بنفشه در برم
دُردی جام شقایق نوش دل
خانه دل در حریم کوی گل
مارپیچ جویباران جاده ام
عاشقم زیباپرست داغدار
لیله القدرمن آن شب بوجوست
بعد مرگ از نعش سرد پیکرم
خیزد از خاکسترم آلاله ها
قد کشد از سنگ فرش بسترم
مشعل عشق تو « ادلی» بر قرار |
|
|