عـیـد آمـده
امیر کارگر

 

 
 

فقر درخانه وهمسایه مان درویش است
حاصلش سفته وقرض وبدهی وفیش است
چهره ها درهم وبرهم،دلمان ریش ریش است
جای هرسبزه کنون دشنه وتیغ و نیش است
سرنوشت همه کس بند به چند گاومیش است
در قیاس، عقل خراز مخچه اینان بیش است
آن یکی سهم ننش نصف دیار کیش است
موضعت را توعیان کن که سقوط در پیش است
آرزومان وطنی بی دد ودیو وریش است
 

 

یارب عید آمده ولیست نیازدر پیش است
سیصدوشصت وچهارروزبکندیم جان ما
سفره مان خالی وفانوسکمان بی نفت است
زسر شر آخوند جای گُل ولاله تُهیست
عقلها خفته بگور یا که به زندان حبسند
این جماعت که کنون حاکم این مملکتند
این یکی سهم زنش پسته وفرش ونفت است
حال دراین عید خدایا،که رژیم لرزان است
خاک فردوس عدن خواهش این ملت نیست