*** گنگره ی گل ها ***
میراسماعیل جباری نژاد
م - ادلی

 
 
 

آغوش چمن پر شد با غنچه خندان ها
پیچیده به کوهستان پژواک فرا خوان ها
با سوزن باران ها گلدوزی بستان ها
مرغان چناران ِ سر سبز خیابان ها
خوش قهقه ناودان ها با شر شر باران ها
در پهن چمن پیچید آواز خوش الحان ها
در صحن چمن زاران آوای غزل خوان ها
در چلچله بازار این سرو خرامان ها
ده رشته زبان دارند این گونه سخن دان ها
چشم تر نرگس ها در حیرت و حیران ها
چون بوسه پروانه بر سیب زنخدان ها
چون چادر گل نقش دوشیزه خاقان ها
گوئی که بزک کرده خاتون سلیمان ها
هم چون صف گلدان ها در منظر ایوان ها
آواز دلاویزی با هی هی چوپان ها
با صوت نی چوپان در شیب گل افشان ها
پیش وپس وهرگله سگ هاست نگهبان ها
صورتگر چین مانده انگشت به دندان ها
دل یوسف مصری شد در چاه زنخدان ها
زلف تر سنبل ها ناموس نیستان ها
بر ساحل احساسم افتاد چه توفان ها
دل کار هوس دارد با این همه عریان ها
عطر خوش ودلچسب سکرآور ریحان ها
بیداری ماه است و آن نور درخشان ها
گیسوی بلند بید این زلف پریشان ها
در سبز ترین شیب پر منظر دامان ها
در سایه ی هر بیدی پیداست فراوان ها
ساق تر نسرین ها رقاصه میدان ها
بر پیکره ی بید مجنون بیابان ها
تاج سرشان خوش چون دیهیم سلیمان ها
فرمانده صحرا ها خاتون گلستان ها
با همهمه و شادی آن رهسپاران ها
با خانه به دوشی ها در وصلت و هجران ها
منقار به منقارند این زوج هزاران ها
با عشق گل افتادم در روضه رضوان ها
سر مست بهارانم در بعد خیابان ها
بر سبزه و گل بستم زنجیره ی ایمان ها
تا آب بقا نوشم از چشمه ی حیوان ها
پروانه صفت هستم قربانی جانان ها
خونین رخ صحرایم با دیده ی گریان ها

 

عید آمد وپایان شد سرمای زمستان ها
چاووشی تندرها در پهنه ی دشتستان
خیاط سحاب آمد در مخمل شبدر دوخت
افکنده هیاهوئی در صحن فضای شهر
پیچیده به هر سوئی در کوچه و برزن ها
در صحن گل و ریحان بلبل به نوا آمد
شور دگری دارد با تاب و تبی از عشق
در اوج هیاهو بین عشق به حراج است
در گنگره گل ها سوسن به کلام آمد
تالار چمن بنگر نقاشی زنبق ها
هر شبنم نرگس را محصول محبت بین
پیراهن میخک ها از ترمه و مخمل ها
سیمای قرنفل بین در نقش و نگاری خوش
در طاقچه صخره صف بسته عروس گل
در پهن چراگاهان پیچیده به اوج کوه
با زیگر بز بره در شیطنت و بازی
هر دره پر از گله هر گله پر از بره
بر صورت رعنای خوش نقش و نگار گل
تا روی زلیخائی گل دیدم وسنبل ها
در تخت بلور آب افتاده به چنگ باد
با حمله هر موجی بر خیمه نیلوفر
داماد نگاهم شد همبستر نیلوفر
پیچیده چه خوش اینک در باد سحر خیزان
در بستر شبدر ها هم خوابی هد هد ها
در جشن گل و باران افتاده به دست باد
آغوش چمن پر شد با جوجه ی بلدرچین
بس لاله ی عباسی با شبنم الماسی
آواز قناری ها با چنگ نسیم صبح
نیلوفر صحرائی پیچیده چه خوش اینک
در تخت چمن رسته صد تاج ملوک ناز
این تاج ملوک گل جانان قناری ها
پرواز قطار قو در اوج بلند کوه
کوچ خوش درنا ها این فوج مهاجر ها
غوغای پرستو ها بر روی صنوبرها
من عاشق آلاله مجنون قرنفل ها
از جام شقایق ها گلباده زدم نوشین
آیات چمن خوانم در مکتب فروردین
این قاصدک خوش پرخضرمن گم راه است
با جام شقایق ها دُردی کش بستانم
ادلی » گل گلزارم مشعل کش کوهستان »
 

 


با اقیانوسی از سپاس ها وارادت ها
میراسماعیل جباری نژاد
م - ادلی
کانادا