پوکر قدرت در ایران
ترجمه از ملیحه رهبری

Machtpoker im Iran
گزارش از:
Ulrich Iilgner
برنامه ای از دفترZDF در تهران.

گزارش از ملاقات با یک گروه کوچک جاز شروع می شود. سه جوان دانشجو که در زیر زمین خانه شان و برای خودشان یک برنامه موسیقی جاز اجرا می کنند.
اینکه این گروه بتواند برنامه خود را در یک سالن و یا مکان عمومی برای جوانان اجرا کند، رویایی بیش نیست. این نوع موزیک برای جوانان جاذبه دارد اما یک گروه جاز یا می تواند در زیر زمین خانه یا برای مهمانی های دوستانه و فامیل برنامه اجرا کند. در برنامه موزیک رسمی دولتی جمهوری اسلامی( موزیک مجاز) این گروه جاز هیچ جایی ندارد. سیاست رسمی دولت برای این جوانان هیچ برنامه ای ندارد. جوانان خودشان دنبال وسیله ای می گردند که وقت آزادشان را با آن پٌرکنند.
رامین امان مسؤل گروه که دانشجوست می گوید:« ما از کار خود هیچ هدفی نداریم. کار ما یک پیام سیاسی ندارد و ما فقط به موزیک علاقه داریم و از آن لذت می بریم.» این آرزو که این گروه موزیک در کشورهای اروپایی بتوانند برنامه اجرا کنند، برآورده نخواهد شد زیرا نمی توانند ویزا بگیرند. نسل جوان ایران فرهنگ خود را (جدا از فرهنگ رسمی و اسلامی) دارد و آن را گسترش می دهد. اتومبیل در مرکز این علایق است. جوانانی که بتوانند( پولدارها) اتومبیل های شیک و آخرین مدل( مثل رٍلیز) می خرند و جالب است که نام خدا و مقدسین روی این ماشین ها نوشته می شوند.
ازآنجا که برای جوانها دیسکو و... وجود ندارد، آنها ساعت تعطیل را در چهاردیواری خانه می گذرانند یا به مکان های عمومی می روند. جمعه روز تعطیل و وقت تفریح و کوهنوردی است. سلسله کوه های بلند در شمال تهران در حال حاضر بیشتر یک مکان ملاقات برای جوان ها شده است. از این طریق جوانها سعی می کنند با یکدیگر آشنا شوند. مدت هاست که پاسدارها و نیروهای انتظامی از ممنوعیت کوهنوردی و کنتاکت بین دو جنس مخالف در اینجا دست برداشته اند.کسانی که پولدار تر هستند برای خوشگذرانی و تفریح به کیش می روند که اگر چه به پای دوبی نمی رسد اما یک مرکز تجارت و تفریح برای پولدارهاست به خصوص وقتی در تهران هوا سرد و زمستانی است ولی در کیش آفتاب همیشه هست.
گاه جوان ها در گرو های کوچکتر سعی می کنند که سر خود را با ورزش گرم کنند. خانواده ها و زنهای جوان به عنوان تماشاچی شرکت می کنند وآنها را تشویق می کنند. یا جوان ها برای تفریح و وقت گذرانی تا ساعت 12 شب در خیابان های شمال شهر بستنی می خورند. تا این ساعت مغازه ها باز هستند اما بعد باید ببندند. جوانان در اینجا هم سعی می کنند با جنس مخالف کنتاکت زده و باکسی آشنا شوند یا شماره تلفن رد و بدل کنند و در قدم بعدی هم قرار ملاقاتی از طریق هندی بگذارند. اگر جوانی نخواهد از این طریق( اتفاقی) برای خودش جفتی پیدا کند، می تواند به آقای جعفر اردبیلی مراجعه کند. مقام روحانی از اینترنت برای واسطه گری و پیدا کردن زوج و امر ازدواج استفاده می کند. با آنکه این نوع کنتاکت بین زن و مرد هم شرعی نیست اما ممنوع هم نیست. مقام روحانی می خندد و می گوید:« امروز همه تجربه چت کردن دارند. خود من تا نٌه ساعت چت می کنم. باور کنید! خوشم می آید! آدرس من را بیشتر از شش هزار نفر در اختیار دارند. اغلب جوانان به سراغ من می آیند و با هیجان سؤال خود را مطرح می کنند!.»
با آنکه تهران یک پایتخت بزرگ است اما هنوز سنت های مذهبی (محافظه کاران) برآن حاکمیت دارد. برای جوان ها پیدا کردن یک دوست دختر یا دوست پسر بسیار مشکل است زیرا در جامعه کنتاکت (آزادی) دو جنس مخالف به شدت ممنوع است. به این دلیل اینترنت یک وسیله آشنایی برای جوان هاست. کسی که اینترنت در خانه ندارد، می تواند به مرکز اینترنتی آقای اردبیلی مراجعه کند و یک شریک برای زندگی اش پیدا کند. ما در اولین سمیناری که تحت عنوانٍ« آموزش نوین جنسی» آقای اردبیلی برای زوج های جوان (مزدوج)گذاشته بود، شرکت کردیم. یک سمینار غیر عادی بود. در این سمینار غیر متأهل ها هم می توانستند شرکت کنند. موضوعاتی که تابو هستند مثل مناسبات جنسی یا موضوع سکس در این سمینار توضیح داده می شود. قدیمی ترها موافق با این روش او( واسطه گری اینترنتی) نیستند اما جوان ها موافق با این روش برای آشنا شدن با جنس مخالف هستند. شاید بعضی بتواند در نهایت از این طریق کسی را برای ازدواج پیدا کنند که نهایتا نیز بتوانند به خانواده خود معرفی کنند.
برای پی بردن به معنای عمیق اعتقادات مذهبی و سنت ها در جامعه ایران به طور مثال می توان به ماه محرم اشاره کرد. در روز تاسوعا و عاشورا در وسط روز در تمام نواحی شهر، خیابانها پٌر از عزاداران امام حسین است که مانعی برای ترافیک شهر است. در این روز مردم به خاطر اعتقادات مذهبی شان به خیابان ها می روند. در این روز در کربلا که امروز در عراق است امام حسین توسط طرفداران خلیفه (سنی ها ) کشته شده است،
مصاحبه با یک نفر در خیابان و سؤال درباره مراسم عزاداری حسینی: « مردم ما همیشه برای امام حسین عزاداری کرده اند و عشق به امام حسین در قلب مردم است و هیچ ربطی به دولت یا حکومت ندارد.»
مردم در صف های طولانی در خیابان ها عزاداری می کنند. مردان جوان حجره های سنگین به دوش می کشند. زنجیر می زنند یا گریه می کنند. غم و اندوه برای این شهادت بخشی از عزاداری می باشد. مراسم عزاداری تا دیر وقت شب در خیابان های شهر ادامه پیدا می کند. در این روز باز از این طریق جوان ها می توانند مقداری از کنترل خانواده خارج شوند و تا دیر وقت بیرون از خانه بمانند. تصاویر زیبایی از امام حسین در تابلوهای شهر آویزان است. غذا در این روز مجانی است و ثروتمندان در این روز غذای نذری می دهند باز هم به این امید که آرزوهایشان برآورده شود. در روز عاشورا رستوران ها بسته هستند. مردم در مراسم عزاداری، طبقه خود(فقیر یا غنی) را فراموش می کنند و برسر سفره های ساده با هم می نشینند و در کنار هم غذای نذری می خورند.
در یک محل عزاداری در روز عاشورا نمایش تعزیه برگزار می شود. چگونگی شهادت امام حسین اجرا می شود. در نمایش نشان داده می شود که امام حسین چگونه برای عدالت و برای احقاق حقوق مردم به جهاد و مبارزه برخاست. برای تماشاچی ها تکرار این خاطره است که چطور امام حسین (شیعه) به دست سنی ها به قتل رسید.
.... تا امروز تشدید و حمایت از سمبل های مذهبی از ستون های قدرت و وسیله استفاده برای حاکمان بوده است. آیت الله علی خامنه ای رهبرکشور است. او تمام سیستم را کنترل می کند. در سال 1989 علی خامنه ای که امروز 69 ساله است از طرف شورای روحانیت(ملاها) به عنوان جانشین خمینی انتخاب شد. یک مقام روحانی که قدرتش را بر پارلمان، بر رییس جمهور و بر قوه قضاییه اعمال می کند. او بلاترین مقام تصمیم گیری در کشور است و برای ارتش هم بالاتری مقام فرمان دهنده است و کنترل کننده سازمان جاسوسی و امنیت نیز می باشد. هرچه او بگوید و خط و خطوط بدهد، باید مقامات بالای سیاسی کشور نیز دنبال کنند. به نام یک سیاست رادیکال و تمام عیار، خامنه ای به شدت مواظبت می کند که منتقد یا مخالف مقام او (آیت الهی) از صحنه سیاسی خارج شود. هرچه او بگوید یا سخنرانی کند برخلاف آن گفتن، حرام یا ممنوع است. در حال حاضر او کاملا از احمدی نژاد پشتیبانی و از او در برابر انتقاداتی که به سیاست های او می شود، حمایت می کند. به این ترتیب دریکسال گذشته او توانسته در یک جنگ قدرت بین کونزرواتیوها( یک جناح= مثلا محافظه کار!) و رفٌرمیست های مذهبی( جناح دیگر)، کفه تعادل را به نفع کونزرواتیوها بچرخاند. همینطور برای انتخابات پارلمان برای 15 ماه مای باز هم حمایت و پشتیبانی او بر پیروزی کونزرواتیوهاست. در خیابان های تهران از مبارزه انتخاباتی به زحمت چیزی به چشم می خورد.
مصاحبه خیابانی با یک عابر که مردی میانسال می باشد:« من فکر که شرکت کنندگان در انتخابات این بار مجلس کمتر از دور قبلی هم باشد. نارضاتی مردم خیلی زیاد است و همه چیز گرانتر شده است و هیچکس هم تورم افسار گسیخته را کنترل نمی کند که به جلو می رود.»
به این ترتیب هیچ هیجان عمومی مرای انتخابات مجلس در بین مردم نیست. در سؤال از مردم که آیا در انتخابات شرکت می کنید، مردم عادی قاطعانه «نه!» می گویند. در سؤال از یک روحانی( عمامه دار) که می خواهد سوار تاکس شود و عجله دارد، او با قاطعیت پاسخ می دهد که البته و صددر صد!
8 سال قبل رفٌرمیست ها انتخابات را برنده شدند اما عملا هیچ چیزی در جامعه تغییر نکرد زیرا زندگی سیاسی مردم در دست کونزرواتیوها (ملاها) بود و توسط آنها تصمیم گرفته می شد. تظاهرات 22 بهمن امسال که به مناسبت انقلاب ضد سلطنتی برگزار شد، مورد استفاده طرفداران رژیم و رهبر مذهبی جامعه یعنی خامنه ای و ریس دولت یعنی احمدی نژاد برای تظاهر و نمایش قدرتشان (کونزرواتیوها) بود. در این تظاهرات شعارهای مرگ براسراییل و مرگ برآمریکا وآتش زدن پرچم های آنها در تلویزیون دولتی به نمایش گذاشته می شود. این یک راهپیمایی برنامه ریزی شده بود وبیش از هرگروه پارا میلیتر اٌرگانزاسیون( شبه نظامیان بسیجی و سپاهی و...) نیروهای خود را به صحنه آورده بودند. حتی نهادهای ورزشی هم به نفع رژیم به این تظاهرات آورده می شوند. رفٌرمیست ها یا طرفدارانشان در این تظاهرات شرکت نکرده اند و حتی برای شنیدن سخنرانی رییس جمهور نمی آیند. احمدی نژاد در سخنرانیش باز هم روی سوخت هسته ای تأکید می کندو قسم می خورد که عقب ننشیند و مردم را تحریک می کند و از آنها می پرسد:« آیا آماده هستید که جهاد کنید و از حق خود دفاع کنید؟... آیا آماده هستید که به هدف خود برسید؟... آیا خسته شده اید؟.... بعد می پرسد:« چه کسی خسته است؟» خودش و مردم جواب می دهند:« دشمن!» مردم شعار مرگ بر اسراییل می دهند و این برنامه در تمام طول روز از طریق تلویزیون سراسری نمایش داده می شود و قابل توجه این است که آنچه در برنامه تلویزیونی تبلیغ و بزرگنمایی می شود، واقعیت صحنه آنگونه نیست.
موضوع دیگری که در انتخابات شگفت انگیز است! این است که در ماه ژانویه گذشته 7200 نفر برای نمایندگی مجلس خود را معرفی کرده بودند. متشکل از محافظه کاران و رفٌرمیست ها و افراد مستقل بودند. اظهارات کاندایداها ( چه در داخل سیستم یا خارج از سیستم ) جالب بود که همه می گفتند( وعده می دادند) تلاش خواهند کرد در مجلس از حق و حقوق مردم دفاع کنند. یک کاندیدا انتخاباتی را در یک مرکز فعالیت های انتخاباتی ملاقات می کنیم و علت شرکت او را برای کاندیداتوری مجلس می پرسیم. او جواب می دهد:« با توکل به خدا و اگر خدا بخواهد چون خواست خداوند بالاتر از همه خواست هاست و من انتخاب شوم، می خواهم از این طریق به مردم و کشورم خدمت کنم.»
بیش از دو هزار متقاضی برای کاندیداتوری حذف می شوند. به ویژه کاندیداهایی که از جناح دیگر قدرت و به اصطلاح اصلاح طلب یا رفٌرمیست بودند از کنترل کننده ها اجازه ورود نیافتند. امروزه جناح رفٌرمیست رونامه های زیادی منتشر می کنند. در دفتر یک روزنامه به نام کاپیتال با مدیران مسؤل ملاقاتی می کنیم. آنها درباره انتشار مطلبی برای رفرم و اصلاحات اقتصادی بحث می کنند اما انتقاد از دولت آزاد نیست و نباید انتقاد کنند. در زمان خاتمی این جناح آزادی بیشتری داشت که در سال 2006 تمام شد.
یک متخصص اقتصادی سعید لیلاز(Saeyd Leylaz-Wirtschaftsexporte ) می گوید که سابقا با روزنامه های بیشتری کار کرده است که الآن همه بسته شده اند. او می گوید، « به نظر من پارلمان جدید حتی معنا و کارکرد( رول) پارلمان در سال گذشته را هم نخواهد داشت. احمدی نژاد می خواهد از نو نقش پارلمان را مشخص کرده است. که نزدیک به خامنه ای باشد. از نظر من نتیجه انتخابات مجلس چیزی را تغییر نخواهد داد و از اهمیت خاصی برخوردار نیست زیرا چیزی را تغییر نخواهد داد. من معتقدم که مجلس باید بتواند تغییری به نفع جامعه یا مردم ایجاد کند. در حال حاضر مجلس از قدرتی برخوردار نیست. رابطه دولت احمدی نژاد و مجلس اینگونه است که اول دولت تصمیم می گیرد و عمل مورد نظر خود را انجام می دهد و بعد از مجلس می خواهد که قانونی متناسب برای پشتیبانی از عملکرد دولت پیدا کند.»
تا امروز احمدی نژاد اکثریت مجلس را با خود داشته است. ممکن است که در مجلس به عملکرد یک وزیر یا وزای مختلف انتقاد بشود اما مجلس پشتیبان خط و خطوط سیاسی احمدی نژاد است. و همه تبصره های درخواستی او در رابطه با پروژه های اتمی را مجلس تأیید کرده است. به همین دلیل احمدی نژاد از اطمینان خاطر برخوردار است وقتی که با نمایندگان مجلس طرف است. در یک سخنرانی مجلس او می گوید که دلایل بنیادی وجود پارلمان و دولت برای وجود عدالت و پیشرفت در جامعه است. منتقدین احمدی نژاد در این انتخابات با مشکلات خاص دیگری هم رو به رو شده اند. قدرتمندترین کاندید رفٌرمیست ها مهدی کروبی(آخوند) است که در دانشگاه تهران با دانشجویان سیاست خود را به بحث می گذارد. در نزد دانشجویان رفٌرمیست ها هیچ نفوذ و تأثیری ندارند. فضای مثبتی از حضور او دیده نمی شود. همه ناراضی هستند. چندین پلاکارد در دست دانشجویان دیده می شود. در جلسه سخنرانی کروبی می خواهد بداند که دانشجویان چه می خواهند و آنها پلاکارهای خود را باز می کنند. « جایگاه دانشجو زندان نیست!» = «شما چه کاری می توانید برای ما بکنید؟» یا « دانشجویان دستگیر شده را آزاد کنید و....» سالن سخنرانی دانشجویان با پلاکارهایی که بر روی آن نوشته شده است، مهییج می شود. کروبی مکرر می گوید که من دخالتی در دستگیری یا آزاد کردن آنها ندارم و مسؤل دستگیری آنها قوه قضاییه است و موضوع نیز قضایی است ولی اظهار امیدواری می کند که دانشجویان برای شب عید آزاد شوند. یک دانشجویی جوان که موهایی بلند و تیپ خاص(آزادی) دارد، پشت میکروفن قرار گرفته و می گوید که من می خواهم بگویم که در کشور ما گفته می شود که آدم می تواند حرفش را بزند ولی پس از آنکه حرفش را زد و اینکه چه مطلبی را گفته باشد، آن تعیین کننده است که بعد از گفتن آن هم باز می تواند آزاد باشد یا نه.[ اشاره او به دانشجویان دستگیر شده است.] این دانشجو باز سؤال می کند و می پرسد که شما آقای کروبی کدام راه را انتخاب خواهید کرد؟ دفاع از حق مردم و دانشجو یا یک پٌست و مقام در دولت را؟» کروبی جواب می دهد که من همانگونه که گفتم به سیستم تعلق دارم. فرزند این کشور( نظام) هستم و در انتخابات شرکت می کنم اما من اعتراض هم به دولت می کنم. شما هم خواسته های خود را بگویید.» دانشجویان خواسته خود را با پلاکاردهایشان می گویند:« آزادی بیان، نه زندان! » دیگرآنکه دانشجویان و یاران دستگیر شده ما آزاد شوند.» جلسه پایان می یابد. در بیرون جلسه دانشجوی جوان در مصاحبه خود با خبرنگار می گوید:« جای تأسف است که دولت هیچ علاقه ای ندارد که جلوی فاجعه را بگیرد یا با رفرم آن را تغییر دهد.کشور با شرایط بغرنج اجتماعی رو به رو است و در این مقطع و با توجه به جو جهانی می بایست که درها به سوی رفرم باز شوند. اما با وضع انتخابات اخیر می بینیم که با این دولت هرگز تغییر و رفرمی اتفاق نخواهد افتاد.»
ادامه دارد.
18، 03، 2008