قسمت اول

 

روسیه و پوتین(2)

 ترجمه از ملیحه رهبری

 

چگونگی شکل گیری قدرت در روسیه پس از فروپاشی نظام سابق تا انتخابات اخیر.

 ولایمیر پوتین و بنای مجدد روسیه ای قدرتمند.

 

Boris-Beresowski

Ex-Oligarch-London

بوریس بروزوسکی= اٌلیگارش سابق در لندن:

بدون پشتوانه سیاسی و بدون اتکاء به قدرت سیاسی، سرمایه دار خصوصی یا داخلی نمی تواند اطمینان برای سرمایه اش داشته باشد. این مطلب را قبل از همه  ثروتمندان روسیه( به ثروت رسیدگان) به خوبی دریافتند. پس به عنوان سمبل های ملی و حافظان روسیه نو، مسؤلیت های سیاسی کشور را هم بر عهده گرفتند و گفتند که همه با هم متحد شویم تا یلتسین انتخابات را ببرد. بدون ما یلتسین نمی تواند کمونیست ها را متوقف کند.[ متقابلا حیات سرمایه های شخصی آنها به وجود یلتسین در رأس قدرت سیاسی بستگی داشت.]

*

اینکه چگونه اٌلیگارشی(سرمایه داری داخلی) توانست از شرایط خطیر شکست سیاسی یک پیروزی برای یلتسین خلق کند، پوتین در کرمل آن را از نزدیک تجربه کرد.

پول و تلویزیون، وسایل و ابزارکارآنها هستند. یلتسین Beresowski  از سرمایه داران بزرگ را مسؤل تلویزیون ملی و سراسری روسیه می کند. او بودجه مالی تلویزیون NTV را تأمین می کند. در برنامه های تبلیغی برای انتخابات یلتسین او به مثابه منجی و نجات دهنده و سمبل ملی و احیاء کننده دوران اقتدار گذشته روسیه و دوست خلق ها در شوهای مختلف تلویزیونی ظاهر می شود. به هرکجا که او قدم می گذارد و در سفر به اقصا نقاط کشور همه خوشحال و خوشبخت هستند و برنامه های رقص فٌلکلور برپاست و حضور در میان خلق ها تبلیغ می شود. یلتسین خود را حامی نسل جدید وجوان و ارزش های غربی آن نشان داده و در یک برنامه جاز جوانان چاچا می رقصد... بدینگونه یلتسین پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را مدیون تبلیغات تلویزیونی و پشتیبانی مالی اٌلیگارشی است.

یلتسین نمی تواند برای دور سوم خود را کاندید ریاست جمهوری کند زیرا قانون اساسی آن را محدود می کند. 

به همین دلیل جستجو برای جانشین او مطرح است. پول و بودجه اٌلیگارشی باید پیروزی انتخابات بعدی را نیز پیشاپیش تضمین کرده باشد. تأمین بودجه مالی انتخاباتی را شرکت نفت زیدلٌفت برعهده میگیرد. رییس جوان آن رٌمان آبرویویچ که از نزدیکان و شرکای  Beresowski  است، ماشین تبلیغاتی تلویزیونی برای انتخابات را Beresowski کنترل می کند. یلتسین به شدت مریض است. همه چیز آماده است و تنها کمبود، جانشین یلتسین است. اٌلیگارشی می خواهد که قدرت سیاسی را از یلتسین به فرد دیگری منتقل کند. در این مقطع قدرت تصمیم گیری را Beresowski به آبرویویچ منتقل می کند. بازی آنها با پول و قدرت در امور سیاسی ادامه دارد. اطرافیان و نزدیکان یلتسین بر تمام کشور مسلط هستند. آنها به مثابه یک فامیل یکدست و متحد برای امور تصمیم می گیرند. آنها برای جانشینی یلتسین کسی را که جوان تر از او و دارای توانمندی های بالقوه در امور سیاسی باشد، جستجو می کنند.که پوتین را برای مقاصد خود مناسب و ایدآل می یابند. او را که مثل یک عروسک خیمه شب بازی تا به حال برای مقاصد خود استفاده کرده اند.

ابتدا در سال 1998 این فامیل قدرتمند (اٌلیگارشی = قدرت جدید) پوتین را رییس FSB سازمان امنیت کرد. پوتین می بایست حنگی را که تحت عنوان اصلاحات درسازمان امنیت جدید جریان داشت، متوقف کند. جنگ اصلاح طلبان در سازمان امنیت، علیه یلتسین نیز فعال است و جناحی در سازمان امنیت، علیه او نیز جاسوسی می کنند.

پویتن پس از انتخاب خود به عنوان رییس سازمان امنیت در نظام نو، در یک سخنرانی تلویزیونی ابراز می دارد. او می گوید: « در این چهار دیواری (رییس سازمان امنیت جدید) من خود را در خانه و در میان خانواده خود( روسیه نو) حس می کنم. از اعتماد رییس جمهور و دولت سپاسگزارم.»

16 سال قبل پوتین یوری آندره را الگو قرار داده بود. اٌلیگارشی امیدوارند که پوتین FSP و سازمان امنیت جدید را مطابق هدف آنها پیش ببرد. آنچه آنها به آن پی نمی برند این است که پوتین  هرگز خود را از دستگاه فکری و ارزشی سازمان KGB (کنترل= اهرم قدرت) جدا نکرده است. پوتین به قوت به رسالت خود ایمان دارد. با حوصله در انتظار رسیدن ساعت مناسب برای خود است. در پناه سیاسیون ( مانند یلتسین و..)= اٌلیگارشی(سرمایه داری خصوصی) غرق در تجمل و زندگی مافوق مرفه و با برگزاری مجالس عشرت خاص ثروتمندان با حضور سرمایه داران و شرکای غربی و ... در راستای پٌرکردن فاصله های خود با الگوی سرمایه داری غربی است. فامیل، به ثروت افسانه ای دست یافته است که روزانه نیز برآن افزوده می گردد که به سرمایه گذاری در خارج می پردازند. و این در شرایطی است که بسیاری از مردم چیزی حتی برای خوردن در اختیار ندارند. میلیاردها دلار از ثروت کشور در کانال اصلاحات گم و مفقود می شود. افتضاحات مالی در کاخ کرمل و خبرٍ سرمایه گذاری های یلتسین و فامیل، در خارج و انعکاسات مطبوعاتی آن چنان بالاست( در اثر فعالیت های اٌپوزیسیون) که دادستان کل مسکو Skuratow  دادگاهی برای رسیدگی به آن راه می اندازد.  دادستان شکایتی علیه مقامات بالای دولتی و فامیل اٌلیگارشی مطرح می کند که مبلغ بیست میلیارد دلار اختلاس شده است.  این شکایت دادستان کل برای یلتسین و اطرافیانش بسیار خطرناک است.

Iuri Skuratow

Ex-General Stadtsanwalt

اسکوراتوو= دادستان کل: « بازرسی و رسیدگی به این پرونده محال و غیرممکن بود. را ه های تحقیق بسته بودند زیرا مستقیم یلتسین را مورد خطاب قرار می داد.»

 یلتسین نمی توانست مانع از این پیگیری قانونی شود و دادستان کل را از موضع مسؤلیتش در قوه قضاییه حذف کند زیرا قدرت دخالت در قوه قضاییه را نداشت. به همین دلیل از پوتین می پرسد که آیا راهی وجود دارد وکاری می توانی بکنی؟

پوتین پاسخ می دهد که بله عالیجناب، هیچ مشکلی نیست. بعد کا گ ب یک تله می گذارد. و اسکورانوو را با دختران روسپی و به هنگام همبستری فیلمبرداری می کند و تلویزیون سراسری روسیه تحت عنوان آزادی مطبوعات درکشور، تمام آن را نشان می دهد. ولایمیر پوتین رییس سازمان امنیت  FSBدر یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام می کند که افتضاحات ویدیو پخش شده اصل است و این دادستان کل( اسکورانوو) است و ویدیو ساختگی نیست.                                   

اسکورانوو باید استعفا دهد. خطر رفع می شود.

Oleg Kalugin

Ex-KGB General

Wasdington DC

یلتسین فکر می کرد که پوتین هیچوقت به او خیانت نخواهد کرد و به او اعتماد مطلق داشت. پوتین نیز اینکار را نمی کند و بر سرعهد خود با او می ماند. او به خوبی می داند که چطور باید سلسله مراتب نگه دارد و با بالاتر از خود رابطه اطاعت مطلق و در نتیجه آن اعتماد مطلق وجود داشته باشد. او هیچوقت یلتسین را لو نمی دهد. این ویژگی و جدی گرفتن سلسله مراتب بخشی از شخصیت اوست که شکل گرفته از دوران تشکیلات سابق است.

9 آگوست 1999

پوتین رییس سازمان امنیت که از بوته این آزمایش [ خدمت به یلتسین و فامیل و خیانت به ملت و ممانعت از رسیدگی به پرونده 20 میلیارد اختلاس،] سربلند بیرون آمده و اٌلیگارشی و فامیل و رییس جمهور را نجات داده است، پاداش خود را نیز دریافت می کند.  به زودی یلتسین در یک سخنرانی پوتین را به عنوان جانشین خود معرفی می کند:« من اکنون مردی را معرفی می کنم که او از صلاحیت برخوردار است که کشور ما، روسیه را رهبری کند. او ولاییمیر پویتن است! »

انتصاب پوتین برای ریاست کشور و جانشینی یلتسین را فامیل (اٌلیگارشی) تصمیم گرفته است که بهتر از هرکس سرسپردگی او را می شناسد و از مردم کسی او= رییس قبلی KGB را نمی شناسد.

بلافاصله بعد از انتصاب پوتین و در فاصله چند روز یک عملیات انفجاری و تخریبی در مسکو به وقوع می پیوندد که 300 کشته به جا می گذارد. عملیاتی که نه هرگز عاملان آن شناخته و نه کسی دستگیر شد. با این حال دولت، مبارزان چچن را مسؤل عملیات معرفی کرد. تا خشم و نفرت افکار عمومی را علیه چچن برانگیزد. پوتین از این حادثه استفاده می کند تا خود را نزد مردم معرفی و محبوب گرداند. او در سخنرانی و موضعگیری خود می گوید:« افرادی که چنین کاری کردند، بوعی از انسانیت نبرده اند. آنان حیوانات درنده هستند و همینگونه نیز با آنان قاطعانه برخورد خواهد شد.»

Cleb Pawlowski

Image Berater Putin

پاوولسکی= مشاور رییس جمهور(پوتین) در روابط اجتماعی و افکار عمومی :

طبقه متوسط به شدت عصبانی و جریحه دار است و پوتین موضعی موردپسند آنها اتخاذ میکند. او با رفتار وگفتار خود به مردم می گوید:« من یک مأمور KGB در موضع قدرت( نرم یا عاطفی نبودن و مجازات عاملین) اما درست یک انسان( نرم و با عاطفه و به شدت ناراحت از این فاجعه و ) مثل شما هستم.»

در اول اکتبر ارتش روسیه پایتخت چچن(گروسنی) را تحت تسلط خود در می آورد.[ چچن از موقعیت استراتژیک برای عبور لوله های نفت برخوردار است و استقلال چچن مقایر با منافع فروشندگان نفت بود.] با حمایت تلویزیون سراسری روسیه، پوتین باید هیچ ردی منفی از خود باقی نگذارد. پوتین رهبری ارتش را در دست دارد و رٌل یک رهبر پیروز را در جنگ با چچن به نمایش می گذارد و می خواهد با این پیروزی، پیروزی خود در انتخابات رییس جمهوری سال 2000 را تضمین کرده باشد.

در ماه دسامبر 1999 پوتین یک حزب جدید به کمک ثروتمند  با نفوذ Beresowski تأسیس می کند. ابتدا این حزب شعار  وحدت سیاسی می دهد و می خواهد که ایجاد یکدستی و یکپارچگی سیاسی در مسکو ایجاد کند و بعد این حزب می خواهد کشور روسیه را یکپارچه کند و شعار وحدت سیاسی برای روسیه را سر می دهد. اما در اساس این حزب (ابزار قدرتی) در خدمت پیشبرد اهداف مورد نظر پوتین است.

تبلیغات برای پوتین تحت نظر Beresowski که تلویزیون ملی و و سایل ارتباط جمعی را در اختیار دارد به راه می اٌفتد و پول این تبلیغات را  آبرام اٌوویج که رییس شرکت نفت و از سهامداران شرکت نفت است، برعهده دارد.

در انتخابات مجلس حزب پوتین اکثریت آرا را در مجلس به دست می آورد.

درحالی که در روسیه مردم خود را برای سال نو آماده می کنند، یلتسین در کاخ کرمل روی مدارکی کار می کند که  با ارایه آن پیروزی پوتین را در انتخابات قطعی کند.

در 31 دسامبر 1999 بین یلتسین و پوتین ملاقاتی در دفتر کار یلتسین در کاخ کرمل انجام می گیرد. در این ملاقات یلتسین به پوتین چمدانی تحویل می دهد که درآن تمامی اطلاعات سری مملکت و اطلاعات مربوط به بمب اتم وجود دارد. این نشان دهنده اعتماد مطلق یلتسین(کشور و دولت) به اوست که طبعا انجام این عمل (مانور قدرت) به خاطر پیروزی شدن او در انتخابات و حمایت تمام عیار اٌلیگارشی از او در مبارزه انتخاباتی است.

در این ملاقات و در این هنگام که یلتسین باید کاخ کرمل را ترک کند، پوتین در سخنرانی رسمی خود در ضمن ستایش از یلتسین و خدماتش به روسیه و دوران اصلاحات و... از او قدردانی می کند. و به عنوان تشکر از اعتماد او در واگذاری ریاست جمهوری به او متقابلا به او پاداش داده و تضمین امنیتی و مالی ، از جمله بیمه عمر و بازنشستگی برای یلتسین( رییس جمهور سابق روسیه) و خانواده اش را تضمین می کند.

ادامه دارد....

15 ، 03 2008