روسیه و پوتین(1)

ترجمه از ملیحه رهبری

 

چگونگی شکل گیری قدرت در روسیه پس از فروپاشی نظام سابق تا انتخابات اخیر.

ولایمیر پوتین و بنای مجدد روسیه ای قدرتمند.

پوتین کیست؟

Garri Kasparow

EX-Schach weltmeister Schaft

Bündnis“ das andere Land.“

گاری کاسپاروو= قهرمان سابق شطرنج جهان:

 خلاصه و مختصر می توان گفت:« پوتین یک مقام عالیتربه سابق KGB است که در قله یکی از بالاترین پٌست و مقام های جهانی جلوس کرده است و او همه کاری خواهد کرد و تمام متدها را به کار خواهد گرفت تا در قدرت باقی بماند.

Grigori Lawinski

Vorsitzender der Jabloko-Parti

 گریگوری لاوینسکی= از اٌپوزیسیون:

پوتین خواهان دوباره سازی یک روسیه قدرتمند و حاکمیت برآن است. به خاطر این حاکمیت هم حاضر به استفاده از هر متدی است. حنگ با چچن و استفاده از گاز به عنوان ابزار برای فشار براٌکرایین و سرکوب اٌپوزیسیون و کنترل وسایل ارتباط جمعی( تلویزیون و رادیو و مطبوعات..) و رابطه خاصش  با ایران و کمک به ایجاد نیروگاه هسته ای ..... والی آخر.

*

در ماه مآی 2000  پوتین مأمور سابق کاگ ب در حالیکه فرش قرمز و طولانی کاخ کرمل در زیر پایش گسترده شده است ، رییس جمهور جدید روسیه می شود. او در صدد متحد و یکدست نمودن مجدد روسیه است.

 پوتین در لنین گراد که امروز و دوباره سان پترزبورگ خوانده می شود، به دنیا آمد. او در محیط کوچکی بزرگ شد و سمبل و قهرمان ایده آلی او در دوران کودکی یوری گاگارین بود ولی حالا او  این قهرمانی را در یک روسیه قدرتمند در ریشه تزارها دنبال می کند. آیا پوتین می تواند روسیه را از هرج و مرجی حاصل از فروپاشی نظام قبلی نجات دهد.

پوتین یک وطن پرست است. در حالی روسیه تزاری و قدرتش برای او جاذبه دارد که او خود پرورش یافته نظام کمونیستی و ضد تزاری است. اما اراده او بر ایجاد کشوری سربلند و پٌرافتخار مانند ادوارگذشته است و به نظر می رسد نظام کمونیستی سابق و آنچه در آن دوران گذشته است، به کلی به دور انداخته شده است و یا رو به فراموشی می رود. پس از فروپاشی شوروی بسیاری در روسیه نگاهی به تاریخ عقب تر و دوران قدرتمندی روسیه تزاری را در مد نظر خود قرار دادند یا دوباره سازی آن را به نوعی در اندیشه پروردند.

پوتین در سن 23 سالگی و در سال 1975 به خدمت کاگ ب گماشته شد. در این زمان رییس KGB یوری آندره یوف است که جانشین بعدی لیونید برژنف است. آنده یوف با مشت آهنین خود بر شوروی غالب است ولی به این نقطه نظر رسیده است که بدون رفٌرم اقتصادی روسیه در انتهای خود است. ضرورت این رفٌرم همان دلایل پایه ای است که در برابر گورباچٌف قرارگرفتند. حتی امروز هم پوتین برای شخصیت رییس قبلی خود(آنده یوف) احترام فراوان قایل است و طرح های رفرم او برای پوتین هنوز هم واقعی و دنبال کردنی و درست هستند.

پوتین به مدت ده سال در سان پترزبورگ در سازمان امنیت خدمت می کند و بعد به آلمان شرقی و به شهر درسدن منتقل می شود. وظیفه او درآلمان شرقی و در غرب استخدام جاسوس و جمع آوری اطلاعات و همچنین زدن کلید کنتاکت مخفی با افراد با نفوذ مانند دلالان تجاری آلمانی و یا فروشندگان اطلاعات جاسوسی و حتی مافیا ... در کل اروپا است.  [همین آشنایی ها و برقرار شدن ارتباطات، بعدها در شرایط خطیر فروپاشی روسیه و مشکلات اقتصادی منجر به کمک های بزرگی به او شدند.]

در نوامبر 1989 فروپاشی دیوار برلین اتفاق افتاد. به دنبال آن دنیای واقعی پوتین و ارزش های ایدیولوژیکی او و سایر بلندپایه گان کاگ ب فرو می ریزد. او تقاضای دخالت ارتش سرخ روسیه را می کند اما مسکو پاسخ نمی دهد و سکوت می کند. پوتین احساس می کند که به ایده آل های کشورش خیانت شده است. او به سان پترزبورگ باز می گردد. احتمالا در همین سال است که در اندیشه او چشم انداز آینده روسیه و ساختارهای نجات کشورش شکل می گیرند. در این سال او به کمک دوستش آناتولی زوب چاک که پروفسور در رشته حقوق در دانشگاه و از نزدیکان یلتسین است، موقعیت می یابد که در کنار بوریس یلتسین قرار گیرد.

پوتین برنامه انتخاباتی زوب چاک را پشتیبانی می کند و او شهردار شهر سان پترزبورگ  می شود. از این زمان و از این فاز است که پوتین وارد دنیای سیاست( ضد و بندهای سیاسی و انتخاباتی) می شود و فرازهای موفقیت را یکی بعد از دیگری پشت سر می نهد.

پوتین برای زوب چٌاک یکی از بهترین معاونین است. زیرا او به تمام و کمال به امور جاسوسی وارد است. می داند چگونه بقیه رقبای سیاسی را تحت نظر داشته باشد و چگونه در برابر دشمن نیرنگ تطبیق و راه فریب پیش گیرد و از همه مهمتر اینکه در دور و بر خود هیچ حساسیتی برای سیاسیون وقت بر نمی انگیزد.

در آگوست 1991 آواز انقلاب و فریاد آزادی و دموکراسی مردم در همه جای روسیه به گوش می رسد. در حالی که شوروی تحت رهبری گورباچف در حال فروپاشی است یلتسین یک دموکرات و یک رفٌرمیست است که رهبری را در دست خودگرفته و رقیب خود پوچ را هم از سر راه برمی دارد. در راستای رفرم و اصلاحات است که سازمان کاگ ب نیز متلاشی می شود و مقامات وفادار KGB به حزب کمونیست دستگیر می شوند. پوتین برای آنکه موقعیت و موفقیت خود را خراب نکند از کاگ ب جدا شده و در نزد زوب چٌاک به عنوان رفرمیست باقی می ماند. در حالیکه عمیقا و در اندیشه به نظام KGB ( به ضرورت این نوع سیستم برای جامعه ) ایمان دارد. در پایان سال 1991 بوریس یلتسین پایان حکومت شوروی را اعلام می کند.گورباچف استعفا می دهد. بعدها پویتن از این حادثه و فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی به عنوان بزرگترین خطر و بلای ژﺋﻮپولتیک قرن بیستم یاد می کند. سیستم و ساختار سازمان جاسوسی کاگ ب هم در روسیه مورد حمله و فروپاشی قرار می گیرد اما در اثنای آن سازمان امنیت جدید تشکیل شده و مخفیانه عمل می کند.

در سن پترزبورگ پوتین جانشین شهردار است و مسؤلیت اصلی او حل و فصل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است. در زمستان 1990 و 1991 قحطی وگرسنگی روسیه را تهدید می کند. در این زمان پوتین از روابط دوستانه و گذشته خود در زمینه های اقتصادی با دلالان آلمانی و تاجران مواد قاچاق و .... که از قبل می شناخته، استفاده می کند و یک سیستم تبادل کالا در برابر مواد غذایی را برقرار میکند. او صادرات نفت در برابر مواد غذایی را پیشنهاد می کند. چه بسا از همین زمان است که او پی می برد که انرژی تا چه حد جدی و از ارکان قدرت است. در همین ایام که پوتین در سن پترزبورگ  جانشین شهردار است، افتضاحات دزدی و تقلبات و سوء استفاده های کلان از اموال دولتی برسر زبان هاست. در مورد پوتین از ارتباطات او با مافیا(واسطه های مافیایی) برای معاملات قاچاق و ارتباط با تاجران و دلالان آلمانی در بنادر برای فروش نفت خام به گوش می رسد. مافیا و دلالان خارجی کنترل بنادر و تبادلات را در دست خود گرفته اند و در این زمان عدم امنیت اجتماعی و هرج و مرج و دزدی و جنایت به اوج خود در سان پترز بورگ می رسد.

پوتین مسؤلیت برقراری امنیت اجتماعی و برقراری نظم را هم عهده دار می شود. در یک مصاحبه مطبوعاتی او می گوید:« ما باید متناسب با رشد اعمال خشونت آمیز و جنایت و تهدید امنیت اجتماعی وارد شده و عمل کنیم. تنها راه ما و پلیس این است که متمرکز و بدون کمترین رحمی و با به کارگرفتن شدت عمل علیه تهدیدات و امنیت اجتماعی عمل کنیم، تا کنترل شود. در صورتیکه جنایتکاران به ما حمله کنند، در برابر یک پلیس که کشته شود، ده نفر از جنایتکاران باید به مجازات برسند.» بعد اضافه می کند که البته در کادر قانون.

پوتین مأمور سابق کاگ ب و رفرمیست فعلی عنان و افسار اوضاع را به خوبی در دست دارد و درست در همین زمان است که اقتصاد کشور در حال نابودی است و دولت تحت فشار برای سپردن صنایع و کارخانجات دولتی به سرمایه داری خصوصی است. در این شرایط شروع به فروختن کارخانجات و صنایع دولتی به سرمایه داران شخصی به قیمت ارزان( زمین ورزش) می کند. شخصی کردن صنایع دولتی مثل نفت و گاز و فروش آن به صاحبان شخصی، به سرعت به شکل گیری نظامی اقتصادی شبیه به یک اٌلیگارشی داخلی و  قدرت سرمایه شخصی منجر می شود. در فاصله زمانی کوتاهی در اثر شخصی شدن صنایع نفت وگاز، افراد محدودی سرمایه های میلیونی و بعد هم میلیاردی به هم می زنند. شخصیت های بزرگ و صاحبان صنایع و قدرت اقتصادی ظهور می کنند که مهمترین آنها سه نفر به نام های:

گوسینسکی و آبراویتچ و برزو ویسکی هستند.

W. Gussinski

B.Abraowitsch

B. Beresowski

که شاهرگ های اقتصادی و به دنبال آن ارگان های سیاسی را تحت اختیار یا نفوذ خود دارند.

در اکتبر 1993 اوضاع کشور ناآرام و مردم ناراضی هستند زیرا متوجه شده اند که نفعی از تحولات کشور و رٌفرم نصیب آنها نشده است و به دنبال آن در همه جا اعتراضات مردم و درگیری با قوای انتظامی دیده می شود. در همین زمان یلتسین در جدال دایمی با پارلمان است و می خواهد قانون اساسی را عوض کند که پارلمان روسیه مقاومت می کند. یلتسین تانک می فرستد و پارلمان را به گلوله می بندد. این اولین گام است که در مسیر پایان بخشیدن به دموکراسی پس از فروپاشی شوروی برداشته می شود. پس از این حادثه و سرکوب مردم و پارلمان، پوتین در می یابد که قوانین جدید برای دموکراسی را یلتسین دیکته می کند.

Wladimir Bukowski

Ex- Dissident.London

ولادیمیر بوکوسکی از دگراندیشان سابق:

زمانی که شوروی در سال 1991 فرو پاشید، دموکراسی خواسته مردم و بر سر زبان ها بود. دو سال بعد مردم می گفتند که این دموکراسی را نخواستیم.[ خواهان بازگشت به نظام قبلی بودند.

Ninal-Chruscht schow

Historikerin- Neu York

خانم نینال خروشچف= تاریخ شناس در نیویورک : مردم به دموکراسی  جدید فحش می دادند و از شدت فقر و بدبختی وگرسنگی و بیکاری خواهان بازگشت به سیستم قبلی بودند.

*

در سان پترز بورگ پوتین مجددا کمپانی انتخاباتی برای شهردار زوب چاک را سازماندهی می کند. یلتسین می داند که اگر چاک برنده شود رقیب انتخاباتی او برای ریاست جمهوری است بنا بر این او تلاش می کند و از اٌلیگارشی( سرمایه داران داخلی) می خواهد که چاک را در انتخابات حمایت و پشتیبانی نکنند. زوب چاک انتخابات را می بازد. پوتین از نفوذ الیگارشی بر امور سیاسی و انتخابات ناراضی است. بعد از حذف شدن زوب چاک، آمال پوتین برای کار با او پایان می یابد. او باید حالا با شهردار جدید کار کند اما او آینده روسیه یا آینده سیاسی خودش را نه در سن پترزبورگ بلکه در مسکو دنبال می کند. اسب قدرت یا سیاست درآنجا می تازد و سن پترزبورگ دیگر تعیین کننده نیست. پس به مسکو می رود. درآنجا شخصیت مورد پسند او آناتولی چوآیز است. پوتین به او نزدیک می شود. او همکار سابق زوب چاک و فردی صاحب نفوذ در مسکو است.

در سال 1996 پوتین موفق می شود در دفتر اداری لنینگراد در کاخ کرمل منصب و موقعیتی بیابد. قبل از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری است. یلتسین در موقعیت خوبی نیست ولی کمونیست ها در موقعیت خوب انتخاباتی هستند.

دنباله دارد...

Putins Rusland

 

 مطلب  از:

Von Jean-Mischel Carre

und Jill –Emery

Dokumentationskanal www. Phonix.de

 

ملیحه رهبری

8،  مارس، 2008