یک گام به پیش، چهل فرسنگ به پس :رحمان کریمی

 انتخاب میان بد و بدتر نیازی به صغرا و کبرا چیدن های
شبه روشنفکری ندارد که عوام فاقد درک و تحلیل سیاسی هم
در تنگنای شرایط، همین انتخاب را دارد زیرا سلسله مستبدان
بدانان مجال آگاهی نداده اند که جز بد و بدتر، راه های دیگری
هم هست.

قیام شکوهمند سراسری خلق تحت ستم ایران، صاعقه یی رخشان و فروزان بود که برسر رژیم فاشیستی فقاهتی حاکم بخصوص سرکرده میلیاردر فاسدش؛ خامنه یی جنایتکار فرود آمد. او پیشتر از این قیام، آبرو و اعتباری برایش نمانده بود جز تکیه گاهی چون نیروهای مسلح سرکوبگر و عنایت روس و چین و اتحادیه اروپا. و یک دستاویز گمراه کننده مردم فریب هم کمی دلش را قرص می کرد که دارد با جناح بازی سر مردم عاصی را شیره می مالد. قیام، این خوشباوری را هم از او گرفت. صاعقه، برق از چشمان بعضی ها در خارج کشور چنان پراند که فیوزشان سوخت و چون دگرباره چشم بر واقعیت گشودند، مزه کلام را عوض کردند. تا پیش از قیام سراسری مردم ایران، یکی دوتا نیش به رژیم می زدند و تا آنجا که در توان داشتند خنجر و شمشیر و زوبین به تن مقاومت سرفراز ایران خاصه رهبران قهرمان آن فرومی کردند. البته غافل از آنکه با کوهتنان سیاسی اینگونه شوخی ها؛ بو و رنگ و جلایی ندارد جز عِرض خود بردن. حالا، این حضرات خوشمزه برای رژیم؛ یکباره شده اند ضد رژیم و قیام و انقلاب پسند البته به گونه شتر گاو پلنگ. اگر مرحوم پیکاسو زنده شود و کوبیسم سیاسی کنونی آنان را بنگرد از سر حیرت، از شاهان و ملایان تقاضای جایزه برایشان خواهد کرد و از هنرمندی خود نیز منفعل خواهد شد. این سوراخ دعا گم کردگان هم جمهوریخواهند هم سلطنت نواز و هم مایل و مدافع اصلاح طلبان قلابی رژیم. البته نباید بی انصافی کرد زیرا طفلی ها همچنان روی حرف و غرض اصلی خود ایستاده اند برای لوث کردن مقاومت ایران!. دراین باره ماشاء الله از سر دلیری!!، یک سانت هم عقب ننشسته اند. ابر و باد و مه و خورشید و فلک بکار می گیرند تا تلقین و تحمیل کنند که زمین سلطنت قابل کشت دوباره است و حتا می توان در جایی از ولایت، سبزیکاری کرد اما در کویر تاریک مجاهدین جان برکف خلق؛ ابدا و ابدا!!. وقتی می خواهند لقمه چربی به دهان وارث سلطنت بگذارند آنقدر دور سر خود و طرف می چرخانند که هم لقمه زهرش شود و هم پنجاه میلیارد دلاری که از کد یمین و عرق جبین پدر و پدربزرگ خود آنهم حلال حلال! گیرش آمده. آخر اگر سلطنت طلب شده یی صریح بگو، نه اینکه یکی به نعل بزنی و یکی به میخ. این کارها را از کی یاد گرفته اید که بوی مبلغان حوزوی می دهد؟. آن سینه چاک!! قیام سراسری مردم ایران هم با دو شقه کردن رژیم و شعارهای مردم، خود را بیشتر از پیش رسوا می کند. اوج وقاحت و رسوایی اینجا که تز می پراند که قیام سر ندارد چرا؟ چون خودش از قیام شوکه شده و سرگیچه گرفته است. اولا سر قیام در شعارها قابل رؤیت است که نفی تمامیت رژیم ملا پاسدار می باشد. دوم آنکه فکر کردید وقتی رهبر انقلاب اعلام ارتش آزادیبخش در شهرهای ایران کرد یک بلوف!! بیشتر نبود؟ پس سر کانون های شورشی قیام سراسری در کله شما و حاج آغا علوی و حضرت اربابی خامنه یی ست؟. آدم اگر آدم باشد و معذور نباشد، باید در برابر حقایق از یاوه گفتن خود کمی فقط کمی شرمنده شود.

این اسبان عصّاری، بعد از بیرون زدن از مقاومت ایران؛ همه چیز می توانند باشند اگر مجاهدین خلق در میان نباشند. هم ملا پسند، هم سلطنت پسند و هم هیچی پسند. فقط یک میکروفن محدود برایشان کافی ست. وگرنه سلطنت طومارش برچیده شد و پشیمانی هم که نشانه گاف خوردن است، سودی نخواهد داشت. ما با آقای رضا پهلوی سر دعوا نداریم. سخن از انتخاب میان بد و بدتر است. در کجای جهان سلطنت رفت و دوباره برگشت که در ایران برگردد؟ حقیقت بخواهید سلطنت با مزاج راحت طلب او چندان سازگار نیست. این اطرافیانند که او را برانگیخته می کنند. کدام اطرافیان؟ همان ها که به پدرش خیانت کردند و زودتر از همه، ریختند بیرون. هی می نشینند پشت میکروفن و قلم بدست پشت میز تا بهتر بودن شاه را از شیخ به اثبات برسانند. اینکه اظهر من الشمس است و کسی منکر آن نیست. نگارنده سال هاست که می نویسد: استبداد صغیر و استبداد کبیر. ملایان چنان به روزگار ایران و ایرانی آورده اند که آن استبداد پیش این مستبدان، کمرنگ می آید. و این دلیل نمی شود که مردم از بدتر فرار کنند بروند پیش بد. وقتی آبرو خوردی و حیا را قی کردی، یک «تار موی گندیده» را نمی دهی به پرچمدار شجاع مقاومت مردم ایران در عرصه متلاطم جهانی. به قول یکی از یاران عزیز، مو که نمی گندد. و من اضافه می کنم که جدا از یک قیاس مع الفارق، آن مو با گرانترین شامپویی که در جهان گیر می آید، هر روز شسته می شود. این مأمور عنان اختیار از دست داده نمی داند که در کاباره ها و ضیافت های شبانه اشرافی باید تمیز تردد داشت. و نمی داند که یک پسرخاله این خانم چقدر زمین های با صاحب و بی صاحب بوشهر را بنام خود کرد. دلال و واسطه، یکی از آشنایان خود من بود که با دیپلم دبیرستان به استخدام اداره ثبت اسناد بوشهر درآمده بود. او هم از قِبَل این انتقالات عدوانی، یکشبه میلیونر شد و یکی از گرانترین خانه های اعیانی شیراز را خریداری کرد. شنیده بودیم لاف در غربت اما نه تا بدین حد که انگار کوچه خالی را گیرآورده اند. و اضافه کنم که من تا کنون هیچ دیوانه یی را ندیده ام که بالا بیاورد و بعد بالا آورده خود را حلوای تن تنانی ببیند و مجددا آن را تناول کند.

سیر تاریخ در اراده مجموعه شرایط گذشته و عینی کنونی و جهانی ست و نه به اراده چون من یا امثال شما. آنان می توانند در حرکت تاریخ نقش مؤثری ایفا کنند که حضور فعال دایم داشته باشند با توان و اراده یی پولادین و خلل ناپذیر. و این از مشخصات بارز مقاومت ایران است که شمایان نمی توانید از بغض و کین آن را برتابید زیرا هرکه از تشکیلاتی بیرون می زند برای منزه طلبی و تبرئه خود هر لای و لجن است به آن تشکیلات می زند با نمایی آگراندیسمان شده. من هنوز از این قماش آدم ها یکی ندیده ام که لااقل دست روی یک عیب خود بگذارد. هر چه عیب در جهان است در آن تشکیلات متمرکز است!!. و دیگر اینکه دراین مقاومت دشمن شکن نمی توانید خللی ایجاد کنید. رهنمود دهنده هم نیستید زیرا متکی به یک راه مطمئن نمی باشید. پس تا می توانید برای پروار کردن نام خود، چانه بجنبانید و قلم بفرسایید.

Print Friendly, PDF & Email