تغییر دوران و هراس رژیم از انزجار مردم : هادی محسنی

سرنگونی

۲۵آذر ۹۶ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۱۷ سایت حکومتی “دولت بهار”, نکته قابل توجه و مهمی از دبیر شورای عالی امنیت ولایت فقیه پاسدار شمخانی را علنی کرد و نوشت: “مهمترین تهدید امروز کشور کاهش اعتماد مردم به کارآمدی نظام در ابعاد مختلف است”.
این مقام مهم ولی فقیه یک پاسدار گشت خیابانی نیست. نظر او یعنی نظر کلیت نظام و خود خامنه‌ای است.
از میان عوامل تاثیر گذار در تغییر یک دیکتاتوری دو عامل اهمیت بیشتری دارد:

الف- نارضایتی عمومی از جمله نارضایتی لشگر بیکاران و گرسنگان

ب- کاهش و یا سلب اعتماد عمومی از حاکمیت و مهمتر از آن بازگشت اعتماد به مقاومت سازمانیافته بر علیه آن دیکتاتوری.

لازمه عینیت واقعیات فوق هم وجود سازمانی متشکل با یک رهبری ذیصلاح است که آن عوامل را در دوران تغییر به تغییر حاکمیت در ایران، سمت و سو دهد.
مردم ایران میلیونی از خمینی ریاکار و دجال استقبال کردند. مردم و مقاومت ایران با نبرد بی‌امان علیه ارتجاع و با افشاگریهایش علیه عملکردها و ریاکاری‌های خمینی او را از آسمان به زمین زدند و اعتماد مردم به خمینی و جریان ولایت فقیه را تا حد مقدور به بی‌اعتمادی تبدیل کردند. اما خمینی در مقابله با این شکست سعی کرد این بی‌اعتمادی را از خودش و حکومت ولایت فقیه دور نگه دارد و با عواملی مثل جنگ ضد میهنی و تروریسم در خارج مرزها و…, بی‌اعتمادی را به عنصر رزمنده و جان برکف مجاهدین خلق و تمامی مقاومت، سمت بدهد.

رژیم البته به کمک مماشاتگران خائن و به‌زور سرکوب بی‌حد در داخل و کشتار و قتل‌عام از جمله کشتار ۶۷ توانست تا به حال حیات ننگین نظام اش را ادامه دهد اما تیرخیانت خمینی به اعتماد توده‌ها با رنج و تلاش فوق طاقت انسانی مقاومت ایران، به قلب ساختار ولایت بازگشت کرده است.

شدت تخلفات و فساد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در تمامیت ارکان حکومتی به‌قدری هست که به غیر از میلیونها مخالف حکومت، اکنون عنصر بی‌اعتمادی سران و بدنه حاکمیت را هم فرا گرفته است. به عبارتی دیگر سونامی بی‌اعتمادی,” امدادهای غیبی ” استعمار و کل نظام حاکم را زیر گرفته است و قدرت سرکوب داخلی را به‌شدت دچار ناکارامدی ساخته است.

تمامی نگرانی حکومت ولایی هم از همین برداشته شدن اعتماد از نظام و بازگشت آن به مقاومت ایران است. این بازگشت خطرش جدی و غیر قابل انکار است. چون تمامی خطوط سیاسی استراتژیک مقاومت ایران در دوران تغییر از طرف اکثر نخبگان و سیاست گذاران جهانی درست و قابل اتکا ارزیابی میشود. معنای این ارزیابی به‌طور خودکار همسویی شرط خارجی و مبنای داخلی تغییر را آشکار می‌سازد. از شرایط مهم تغییر یک پدیده نیز همسویی شرط و مبناست.

درخت تنومند سیبی را در نظر بگیریم. این درخت در سلامت کامل هم باشد اما بعد از گل دادن و در مرحله تبدیل به میوه، شرط خارجی کاملا غیر عادی و ناسازگار باشد در اینصورت حداقل یکسال از سیب آن درخت بهره مند نمیشویم.

در رابطه با مقاومت ایران هم که تنومند و با سلاح هیهات من الذله، طوفانهای سیاسی و رعد و برق های مخرب را از سر گذراند که: می‌ایستم و نهایتا شرایط را برای دادن میوه سرنگونی فراهم می‌سازم، عینیت یافت. حالا شرط و مبنا تا حد ممکن همسو شده است. به همین جهت تضادهای درون حکومت در شکلی جدید و سلسله وار ظاهر میشود و کلمه ممنوعه مجاهد خلق و آلترناتیو شورای ملی مقاومت روزی نیست که در رسانه ها و منابر و مساجد ریاکاران مرتجع نام برده نشوند.

وقتی فشار از خارج پدیده‌ای جدی و مدام آنهم در سازگاری شرط و مبنا بیشتر شود آن پدیده درونش برهم می‌ریزد و آن میشود که الان در حکومت ولایی، در ارکان مختلف حکومتی از راس تا بدنه آن شاهدش هستیم.

به همین جهت باید بپذیریم که دوران عوض شده است و مقاومت سازمانیافته مردم ایران در فاز تغییر رزیم ایران در همگامی با دوران تغییر است.

بدنه حکومت ولایت فقیه حتی در درونی ترین و پر شقاوت‌ترین بخش آن مثل وزارت اطلاعات و بازجوها و شکنجه گران دچار ریزش و تزلزل شده‌اند. اخیرا یک هموطن که بعد از ده سال زندان به‌تازگی خود را به خارج رسانده است در جلسه عمومی ۲۵ آذر ۹۶(۱۶ دسامبر امسال) در پاریس و با حضور خانم مریم رجوی که از سیمای آزادی هم پخش شد از جمله میگفت: “… رژیم بیشترین ترسش از مجاهدین و مقاومت بود… یک بازجوی دیگر هر موقع اخباری از مقاومت می‌شنید با نگرانی به زندانیان می‌گفت: اگر فردا رژیم سرنگون بشود شما با ما چکار می‌کنید “. این خود دلیل بزرگ دوران تغییر برای تغییر حکومت و احساس بازگشت اعتماد به مقاومت سازمان یافته است.

در راس حکومت هم که تضادها از جمله بین احمدی‌نژاد رئیس جمهور سوگلی!! ولایت فقیه با دستگاه قضایی و رئیس قوه قضائیه منتخب خامنه‌ای از یکطرف و افشاگری جدید فائزه رفسنجانی که پدرش مشکوک به قتل رسیده و بین تمامی ارکان حکومتی به اوج خود رسیده است.

یک آخوند حکومتی بنام سبحانی نیا، اول دی‌ماه امسال گفت: “احمدی‌نژاد در ویدئو اخیر خود مسائلی را مطرح ساخت که غیرمستقیم متوجه رهبری میشود به شاخه‌ها کاری ندارد… غیرمستقیم ریشه را می‌زند… .”

کواکبیان نماینده مجلس رژیم نیز در ۲۸ آذر امسال، اصل حرف را به زبان آورد: “راستی توجه کنید فقط یک سال برای پاسخگـویی به ملت ما همگی بیشتر وقت نداریم قرار بود مجلس را خانه تکانی کنیم نکند که ملت ما را خانه تکانی کند؟”.
علاوه بر نمونه ها و اعترافات مختصر بالا در درون حکومت، همسویی شرط و مبنا هم جالب است.
سایت صدای فارسی امریکا با درج مطلبی با عنوان «چرا تهران از ملاقات سناتورهای آمریکایی با اپوزیسیون ایران وحشت دارد»، می‌ نویسد: “…رژیم ایران از فعالیت روزافزون سازمان مجاهدین در ایران نگران است. سفر قانونگذاران آمریکایی به تیرانا تنها یکی از مشکلاتی است که رژیم ایران باید با آن دست و پنجه نرم کند؛ زیرا اپوزیسیون در حال رشد و افزایش نفوذ است و چون گذشته دولتی در کاخ سفید نیست که درگیر باج دادن و امتیاز دهی به تهران باشد… . مجاهدین خلق پس از انتقال به آلبانی، کارزار بسیار گسترده‌تری را نسبت به قبل، علیه حکومت ولایت فقیه آغاز کرده‌اند. …مجاهدین خلق در پی تغییر نظام و جایگزینی آن با یک حکومت مردمی و کثرت گرا در ایران هستند”.
زلزله سیاسی در کلیت ساختمان ولایت فقیه و ریزش در بدنه و اوج تضادها در راس حاکمیت از یکطرف و همسویی شرط و مبنا به‌عنوان عامل موثر تغییر یک حکومت و پیشروی مقاومت در تمامی عرصه‌ها است.

Print Friendly, PDF & Email