اروپای بیماروضعیف،محصول سیاست مماشات ! :امیر کارگر

amirr_kargar
پارادوکس آشکار سیاست مماشاتگران اروپایی ، باعث ایجاد تونلی بزرگ برای ورود بنیاد گرایی و تروریسم به داخل خاک اروپا گردیده است .
اروپایی به جا مانده از زد و بندهای مماشاتگران تحت رهبری اوباما ، اروپایی است بیمار و ضعیف که حضورش بر سرهر میزمذاکره ای با آخوندهای حاکم بر ایران ، نه از موضع قدرت و توانمندی ، بلکه از موضع ترس و وحشت از عملیات و تحرکات تروریستی آنها در کشورهای این قاره می باشد .
هذیانهای ناشی از این بیماری را می توان در موضعگیریهای مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۱۷ بوضوح شاهد بود .
فدریکا موگرینی می گوید : مسائل موشکی و منطقه ای ایران (منظور صدور تروریست وایجاد جنگ و نا امنی توسط رژیم در خاورمیانه ) ، با مسئلۀ هسته ای ارتباطی نداشته و دو مقوله جدا و اولی خارج از توافق هسته ای برجام می باشد .
چند روز بعد ، این خط آنچنان مانند ویروس به دیگر سطوح و ارگانها سرایت می کند ، که در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۱۷ وبسایت ان – بی – سی از قول استرلتنبرگ دبیرکل ناتو نوشت که ، او خواهان رسیدگی جداگانه به توافق هسته ای و موضوع تروریستی رژیم ایران شده است .
البته بر کسی پوشیده نیست که طرح رسیدگی جداگانه به مسئله هسته ای و تروریستی رژیم ، خواست خود جمهوری اسلامی برای سرگرم کردن یک دورۀ ۱۰ ساله دیگر جامعۀ بین الملل می باشد ، که اولین بار از طریق میخائیل اولیانوف رئیس دپارتمان عدم اشاعه و کنترل تسلیحات وزارت خارجه روسیه عنوان گردید .( خبرگزاری اسپوتنیک ).
تناقضات مشمئز کنندۀ سیاستمداران اروپایی وآمریکایی خط مماشات ، زمانی بیشتر آشکار می گردد که بدون استثناء تمام آنها بر دخالتهای جنگ طلبانه ، تروریستی ، تفرقه افکنانه و توسعه طلبانۀ جمهوری اسلامی در منطقه صحه می گذارند ، اما هنگامی که پای موضوع هسته ای رژیم پیش می آید ، رژیم را حاکمیتی مظلوم ، اهل مذاکره ، پیرو قوانین بین المللی و قابل اصلاح می دانند ، به تعبیری یعنی تروریست ِ بنیادگرای مذهبی ِ جنگ طلبِ خوش خیم !
در اکثریت بودن نمایندگان شرکتهای معاملاتی در مقابل نمایندگان مردم ، بخصوص در اتحادیه اروپا ، راه هرگونه خِرد گرایی ، تجربه اندیشی و آینده نگری را ، درامن و بهتر ساختن سرنوشت مردم در کشورهای اروپایی نه تنها سد کرده ، بلکه زندگی امروز و آینده آنان را هم نیز به خطر انداخته است .
اگر غیر از این بود ، اندک نگاهی به اختصاص بودجۀ دولت روحانی به سپاه تروریستی و سرکوبگر پاسدارن و تشابه آن با سیاست اقتصادی هیتلر بنام ” لِبِنسراوم ” که در اوج تبلیغات صلح طلبی و تمایل بر کار در سیستم بین المللی ، بیشترین بودجه را به جنگ اختصاص داد ، می فهمیدند که اتفاقا بین مسئله هسته ای رژیم و دخالتهای جنگ طلبانه و تروریستی اش ، رابطه ای تنگاتنگ و غیر قابل تفکیکی وجود دارد .
درست در هنگامی که شرکای جمهوری اسلامی تحت نام سیاستمدار، در اتحادیه اروپا با سخنرانی در اثبات وجود تروریست خوب و تمایزش با تروریست بد ، جهت به سر آمدن دورۀ چهار سالۀ ترامپ و باز شدن مجدد سفره مماشات ، وقت کُشی می کنند ،روزنامه های رژیم ۵ اولویت نخست نظام ، در ۵ سال آینده ، با توجه به اختصاص بودجۀ دولت این گونه طبقه بندی می کنند :
۱- توسعه و افزایش توان موشکی
۲- توسعه و تقویت توان پدافند هوایی در سطوح مختلف برد کوتاه، متوسط و بلند .
۳- توسعه و به‌ روزرسانی شبکه‌های ارتباطی امن و پایدار و تعامل‌پذیر و برخوردار از فناوریهای مناسب با هدف استقرار کامل سامانه فرماندهی و کنترل .
۴- هوشمند و متحرک‌سازی برخی سامانه‌های تسلیحاتی متناسب با تهدیدات.
۵- توسعه و تقویت امکانات جنگ الکترونیک و دفاع رایانه‌یی (سایبری) .
آنچه که تا این لحظه به اثبات رسیده است ، تهدید بنیادگرایی مذهبی و بانکدار تروریست جهانی یعنی جمهوری اسلامی ، و ترس و ضعف و ناتوانی جامعۀ بین الملل بخاطر سیاست مماشات در مقابل آن می باشد . رژیم ایران با و یا بدون برجام ، دست از برنامه هسته ای و جنگ طلبی و تروریست بر نخواهد داشت . توافق هسته ای با آخوندها ، بدترین نوع توافق بر علیه بشریت و صلح و امنیت بوده و می باشد ، و خروج از برجام زمانی بهترین راه حل برای امنیت و صلح جهانی در بر خواهد داشت ، که با به رسمیت شناختن یک جایگزین مردمی ، دموکراتیک و ضد بنیادگرایی همراه باشد .
مردم آزادی طلب ایران ، بعنوان اولین و بزرگترین قربانیان تروریست و بنیادگرایی ، شورای ملی مقاومت را بعنوان توانمندترین جایگزین ، جهت برچیدن بساط ترور و بنیادگرایی در ایران و منطقه معرفی کرده و تضمین صلح و آزادی وانتقال حاکمیت به دست مردم را در صلاحییت این شورا می دانند .
حال اگر کسی دغدغۀ واقعی آزادی ، امنیت جهانی و جقوق بشر و رهایی از چنگال تروریست دارد ، بسم الله !
امیر کارگر
۲۰ دسامبر ۲۰۱۷

Print Friendly, PDF & Email