سعيد سجادى جنبش دادخواهى: بازگشت به اصل خويش، در راستاى سرنگونى

شهید سرفراز

جنبش دادخواهى، همگام با جنبش سياسى براى آزادى، به واقع در فرداى روز ٢٢ بهمن ١٣٥٧ شروع شد. با هر دستى كه شكسته ميشد، هر چشمى كه از حدقه در ميآمد، و هر گلوله اى كه به قلب يك ميليشيا و مبارز شليك ميشد، جنبش دادخواهى در جنبش سياسىِ روز تبلور ميافت و به آن مشروعيت بيشترى ميداد.

اما از روز ٣٠ خرداد سال ٦٠ به بعد، با گسترش اختناق مطلق بر جامعه، جنبش سياسى به تنهايى خط مقابله با رژيم را پيش مى برد. اصلاً هدف وجودى اختناق، ايزوله كردن خط سياسى از مٓلأِ اجتماعى و همه اشكال پشت جبهه اى مستتر در آن- از جمله پيكارِ دادخواهى، بود.

سرانجام پس از دهه ها مقاومت طاقت فرسا و جانكاه، پس از عبور از آتشها و طوفانها، اين مقاومت موفق شد كه رژيم را به حيطه گريزى ناپذيرِ گردابِ شكستهاىِ پياپى استراتژيكى بكشاند و در عين حال خود را به عنوان تنها الترناتيو واقعى- و دمكراتيك، براى رژيم و همچنين محور اصلى جبهه ضد بنيادگرايىِ اسلامى در سطح منطقه اى و بين المللى معرفى و تثبيت كند.

اين تعادل قواى جديد بين مقاومت و رژيم، عامل اصلى و تعيين كننده در رشد كيفى و ارتقاء جنبش دادخواهى مى باشد. جنبش واقع بينِ دادخواهى، بصورتى خودآگاه، به نقش و وظيفه تاريخى خود در رابطه با مقاومت سازمان يافته اشراف دارد. اين جنبش با حفظ هويت مستقل خويش، به جايگاه و نقش محوريت و اصل جنبش سياسى مقاومت سازمان يافته واقف، و بدان معطوف است.

مقاومت براى سرنگونى و جنبش دادخواهى لازم و مكمل يكديگرند. مگر بدون سرنگون كردن ميشود كه از اين رژيم داد ستاند؟ جنبش دادخواهى به نوبه خود، مقاومت براى سرنگونى را به اعماق جامعه ميبرد و ارتباط تنگاتنگ و ديناميك مقاومت با جامعه را دامن زده و مى گستراند. بواقع كه از ٣٠ خرداد ٦٠ به بعد، اين براى اولين بار است كه مقاومت سرنگونى طلب و شهداى راهش چنين در بطن جامعه- بدون هيچ راه بند موثرى، راه باز ميكنند، پيش ميروند، و بر روى روند سياسى در داخل تأثير به سزا در جهت منافع عاليه مردم ايران ميگذارند.

رويش و ارتقاء جنبش دادخواهى پس از دهه ها، پيامهاى مشخص خود را دارد: در رابطه با مقاومت اينكه، خطوط استراتژيك مقاومت سازمان يافته درست بوده، و در زمان موعود جنبش سراسرى نيز به صورت تيز و همگام در كنار مقاومت سازمان يافته قرار خواهد گرفت؛ در رابطه با رژيم اينكه، تمامى تشبثات سالهاى سال آن در جدا كردن مقاومت از مردمش بيهوده بوده، و رژيم را چاره اى نيست؛ و در رابطه با مردم و نسل جوان اينكه، اين ملت براى آزادى فديه هاى گران و انبوه داده و اين راه تا نيل به آزادى ادامه دارد.

جنبش دادخواهى در عمل قادر است كه:

– ترس را از جامعه كنده و احاله دستگاه اختناق رژيم نمايد،
– توان سركوب رژيم را بكاهد،
– انگيزه و قدرت پرداخت جامعه را بالا ببرد،
– راه را براى ورود گسترده و سيستماتيك شبكه مقاومت به اعماق جامعه باز كند، و
– حس آماده باش سراسرى براى روز سرنگونى را به جامعه منتقل كند.

از اينرو، جنبش دادخواهى مكمل و نياز جنبش مقاومت در مرحله سرنگونى است.

Print Friendly, PDF & Email