به بهانه چهارمين سالگردشهادت مجاهد خلق غلامرضا خسروى: جوادشفايى

غلامرضا خسروى1،

بعضی خونها البته، جدا از تمامی تاثيرات عام، بطور خاص پيام آور و راهگشای مسيری میشوند که در آن می توان حيات وممات يک خلقی را با قبول تمامی مصائب و دردو رنج ناشی از شهادت عزيزانش به عينه ديد. آخر غلامرضا در اوج مظلوميت و در شرايطی بر عهد و پيمانش با خدا و خلق محبوب خود و آرمان و سازمان و رهبريش وفا دار و پايدار ايستاد و با خون خود آنرا اثبات نمود که رجالگان و مزدوران آخوندی و وطن فروشان آخوند صفت، تيغ به کف با ماکزيمم رذالت ممکن در دنيای امروزی برای نابودی اميد و گنجينه ملی مردم ايران متحد شده بودند! براستی که شهادت غلامرضا الگوی عاشورای نسلی است که به هر قيمت در برایر يزيديان دوران سر خم فرو نمی آورند و اين همان پيام روشن و راهگشای خون اوست که با پايداری و مقاومت خود تمام جان فشانيهای فرزندان شريف مردم ايران را به هم گره زد و تابلوی شرف و سربلندی يک خلقی را به زيبائی لبخند يک کودک معصوم در ايرانی آزاد و آباد ترسيم نمود. سلام بر او، سلام برمجاهدينى که راه ايستادگی و مقاومت را به نسل او«علامرضا» آموختند و خود آموزگار مقاومت و پايداری برای آزادی خلقشان هستند، غلامرضا خسروى از جمله شهيدانی است که تا سرنگونی رژيم ضد بشری آخوندی، خونش از جوشش در رگهای هر انسان شريفی باز نخواهد ايستاد و بر عزم و جزم يارانش بيش از گذشته خواهد افزود.

غلامرضا خسروى3،

غلامرضا، نه تنها خون على صارمى،جعفركاظمى محمدحاج آقايى و شهيدان ارتش آزاديبخش را يكجا زنده كرد بلكه به مجاهدينكه در داخل ايران اسير فعاليت ميكنند كه اين روزها چه قبل و بعد از معركه خيمه شب بازي رژيم فعال بودند انگيزه بيشترى ميدهد، همجنين غلامرضا خسروى با شهادتش، آينده را نيز با خون خود آنچنان روشن و شفاف نمود که ديگر تمامی آنچه را كه بايد همه مي دانستند نشان داد. براستی که غلامرضا با فدای خود پرده از دجاليت ملايان برداشت و به همه عالم ثابت نمود که آخوند روحانى هم آنند ديگر قداره بندان در حاكميت، جنس ديگرى ندارد و از كوزه همان تراود كه در اوست! مجاهد قهرمان غلامرضا خسروى درست در زمانی سربدارشد که همزمان با آغاز ئوطئه کثيف و ضد ايرانی نابودی کل مقاومت و به خصوص قلب تپنده آن در ليبرتى بود كه هم اكنون آنها با هجرت بزرگ درآلبانى هستند،آرى، از يک طرف آخوندهاى دجال كه بر گرده بريده مزدوران و تسليم شدگان به بارگاه ولی فقيه نشسته و در هر کوی و برزنی آنهارا بر ارابه دجاليت و استمالت نشانده و می چرخانند و به آنها امر ميكندكه فتوای وارفتگى به بدنه و هواداران مجاهدين سر دهند و آنها را به توبه و تسليم دعوت ميكردند، امّادر همان حال غلامرضا را به دليل پايداری و مقاومت بر اصول وآرمان آزاديخواهی و حمايت از مجاهدين و رهبری آن به زير شديدترين شکنجه ها و اذيت و آزار جسمی و روانی کشيده و از اعمال هيچ جنايتی در حق خانواده او نيز دريغ نكردند،در حاليکه همان زمان با تبليغات آخوندی، از طريق عوامل و مزدوران اعزامی خود به خارج اتهام شکنجه در درون مجاهدين و مقاومت ايران را سر داده و می دهند. به راستی که خون غلامرضا ثابت کرد که اضداد مجاهدين و همدستانشان تا کجا دستشان در خون جوانان مردم ايران فرو رفته است و همه آنها در اين جنايت با آخوندها شريک می باشند و دور نيست روزی که پاسخ اين همه خونهای به ناحق ريخته را همراه با تمامی رژيم ضد بشری آخوندی پس بدهند. خوب است كه در اينجا به نكته اى اشاره شود كه رژيم همواره از ترس و وحشت اعدامها و بخصوص قتل عام سال ۶۷ و سركوبى كه ساليان سال است با آن به حيات ننگينش ادامه ميدهد، برآن بود كه در خيمه شب بازى اخير صورت مسله اى كه دامن گيرش شده است« قتل عام زندانيان سياسى و جنبش دادخواهى» را با مهندسى كردن انتخابات و بيرون كشيدن دژخيم ابراهيم رئيسى از طنابى كه به دور گردنش افتاده بود خلاص كند و جنبش دادخواهى را به مها ببرد، چون اگر اين دژخيم از صندق بيرون كشيده ميشد، پيامش اين بود كه مردم به كسى راى داده اند كه به عنوان شاخص قتل عام ۶۷ شناخته شده است، پس قتل عام مجاهدين كه تماميت رژيم ازآن حمايت كرده و ميكنند، مشروعيت مى يافت كه جنبش دادخواهى، خامنه اى دژخيم را وادار كرد به نتيجه خيمه شب بازى اش گردن بگذارد و از ترس قيام مردم كه همواره منتظر فرصت هستند تا بساط رژيم را در هم بپيچند، خامنه اى نگذاشت كه اين خيمه شب بازى به دور دوم كشيده شود كه بحث آن در ظرفيت اين مطلب نيست بگذريم، اعدام غلامرضا خسروى، وحشت و هراس رژيم از وجود عنصر مجاهد خلق را به خوبی نشان داد اما از همه مهمتر اينکه شهادت او نه تنها مردم ما را در حمايت از مقاومت و مجاهدين كم نكرد، بلکه موجب افزايش تلاش و حمايت اين خلق اسير از آنها شد و اثبات كرد که آخوندها در سراشيب سقوط و مرگ لاجرم با اين جنايتها فقط روز سرنگونی خود را نزديکتر می كنند، سلام بر غلامرضا خسروى، مرگ بر دژخيمان وجلادان مردم ايران .
جواد شفايى

Print Friendly