روحاني پيروز نشد! خامنه‌اي باخت! حميد نصيري

حميد نصيري

اين بار، بر خلاف ضرب‌المثل شيرين «ارث خرس به كفتار مي‌رسد»، ارث خرس به خودش رسيد. سال ۸۴، ارثيه هشت سال خاتمي تداركاتچي ولي فقيه، به موجودي به نام احمدي نژاد رسيد كه از زير عباي خامنه‌اي سرك كشيد و بر كرسي رياست جمهوري نظام نشست. اما اين بار، چنان ضربه‌يي به كمرگاه عمود خيمه نظام وارد آمده كه كل خيمه بر سر نظام فرو خواهد ريخت:
۱- روحاني پيروز نمايش انتخابات رژيم نشد، بلكه اين ولي فقيه بود كه به شكستي سنگين تن داد. شكست ولي فقيه، يعني شكست تماميت نظام آخوندي. پس شكست روحاني‌ هم هست! خامنه‌اي با تمام قوا و تمهيداتي كه بكار گرفته بود، نتوانست در رقابت درون باندهاي نظام از پس كنار زدن آخوند روحاني بر آيد و به سنگين‌ترين شكست دوران ولايت خود تن داد. پيامدهاي اين شكست براي خامنه‌اي و تماميت نظام ويرانگر خواهد بود. نقدترين پيامد ويرانگرش اين است كه آخوند رئيسي نه به عنوان كانديد رياست جمهوري نظام، بلكه كانديد جدي جانشيني ولي فقيه ارتجاع، براي هميشه سوخت و از اين گردونه خارج شد. با سوختن رئيسي، بحران در رأس نظام، بخصوص بحران جانشيني خامنه‌اي كه بيماري سرطانش مرگ او را در چشم انداز قرار داده، از هم اكنون آغاز شده است. همچنين شكست عمود خيمه نظام، پشت سپاه پاسداران، و ديگر نيروهاي سركوبگر و امنيتي تحت فرمان خامنه‌اي را خالي مي‌كند و ديگر همچون گذشته ياراي مقابله با جنبشهاي مردمي را نخواهند داشت. برآيند اين دو وجه از شكست خفت‌بار خامنه‌اي، اوج گيري بحران در رأس فاشيسم ديني، تا مرز مچاله كردن فتاوي و دستورات ولي فقيه و در نتيجه تا سرنگوني نظام، شتاب مي‌گيرد. نيز، در هم شكستن هيمنه و طلسم ولي فقيه ضرب در تشديد بحران در رأس نظام و فرا روييدن مطالبات اجتماعي بخصوص در مقابل وعده‌هاي شيادانه آخوند روحاني، از جمله از راه رسيدن سريال«برجام»ها تا برچيدن شدن «عمق استراتژيك» نظام، راه را براي جوشش و خيزشهاي اجتماعي هموار مي‌كند.

۲-نه ناله‌هاي «دلواپسان» وارفته و در هم شكسته و نه نيشخندهاي كريه باند «تدبير و اميد» اين واقعيت را نمي‌پوشاند كه فراتر از بيرون آمدن روحاني از پشت پرده خيمه شب بازي به عنوان پيروز، اكنون دو متهم «سي و هفت سال اعدام و زندان» وميلياردها «دزدي، اختلاس، رانت‌خواري» روي دست نظام مانده است و نمي‌داند كه چه خاكي بر سر خود بكند. (در تعريف و عرف معمول قضايي در هركشور ديگري، اين هر دو بايد به ميز محاكمه كشيده مي‌شدند. حتي در خود رژيم هم كم نيستند كساني كه در دعواي جناحي بر سر دزدي و چپاول، خيلي كمتر از اين دو دست شان رو شده، هم اكنون در زندان به سر مي‌برند. دو نمونه: معاون سابق احمدي نژاد و پسر رفسنجاني). اين بار مردم نه از سوي «دشمنان نظام» يعني مقاومت ايران، بلكه مستقيم و با چشم و گوش از دهان كف كرده دو متهم باندهاي رقيب ديدند و شنيدند. هر دو چنان پرده از فساد ريشه دار و منحط نظام دريدند كه گويي خود تا كنون از كره مريخ نظاره گر بوده و همان شب مناظره از راه رسيده‌اند! پرده دري از تاريكخانه سي و هشت سال جنايت و فساد و تباهي را يكي از هموطنان در شبكه‌هاي اجتماعي اينطور به سخره گرفت كه: «وقتي مناظره كانديداها را ديدم، گفتم به پليس ۱۱۰ زنگ بزنم تا بيايد اينها را كه با سند و مدرك، جنايت و دزدي همديگر را رو مي‌كنند، بگيرد و ببرد زندان!».

۳- خلق شگفتي جديد توسط مهندسي معجزه!. تمام خبرگزاريهاي رژيم از هر دوباند (فارس و تسنيم از سپاه و باند ولي فقيه و ايلنا از باند رقيب) در ساعت پنج بعد از ظهر اعلام كردند كه «تاكنون قريب به ۲۰ميليون تعرفه استفاده شده و چيزي حدود ۲۰ميليون نفر در انتخابات شركت كرد‌ه‌اند». اگر همين ادعاي قطعا دروغ رژيم را هم در نظر بگيريم، معني‌اش اين است كه از ساعت ۸صبح تا ۵بعد از ظهر كه ۹ساعت فعال براي رأي‌گيري مي‌شود، در هر ساعت چيزي حدود دو ميليون و دويست و بيست دو هزار نفر شركت كرده‌اند. بسيار خوب! يعني تا اين ساعت، از تعداد اعلام رسمي شده «۵۶ميليون ۴۱۰هزار و ۲۳۶نفر واجد شرايط رأي دادن» نزديك به ۳۷ميليون نفر شركت نكرده بودند. از آنجا كه ساعت اوليه مهلت پايان رأي گيري ۶عصر اعلام شده بود، مهندسي رأي سازي ميليوني براي رسيدن به رقم مورد نظر در مدت يكساعت به معجزه «الهي» و «امدادهاي» غيبي نياز داشت كه در دسترس نبودند! لذا مهندسي معجزه تصميم گرفت، همانند وقت‌هاي اضافي مسابقات فوتبال، شگفتي‌هاي عجيبي خلق كند و هرچه به پايان نمايش و نيمه شب نزديك مي‌شد و خيابانها سوت و كورتر مي‌شدند، رقم شركت كنندگان بالاتر رود!: فقط چنين مهندسي معجزه‌گري بود كه توانست، در ساعت ۸شب به«۳۰ميليون شركت كننده»، در ساعت ۱۰شب به «۳۶ميليون شركت كننده» و در ساعت ۱۲شب، با سوت پايان نمايش و در تاريكي و خلوتي مطلق شبانه به «خلق حماسة۴۰ميليوني»!!! برسد.
در عمق اما،كسادي و بي مشتري بودن خيمه شب بازي مهندسي شده به حدي دامن گستر و فضاحت بار بود كه هر دو متهم ياد شده، با خط زرد كشيدن روي همة خط سرخهاي نظام و لجن مالي همه توصيه‌هاي «امام راحل»، مجبور شدند براي كشاندن شماري مشتري به برخي حوزه‌هاي شاخص دوربين مستقر شده، يا به امثال لمپن-هنربندهاي «زير زميني» بياويزند و در فرودگاه پاي شرح دگرديسي چندش آور «توبه» او بنشينند، يا امثال «شاعر» توده‌اي نود سالة پا به گور را لنگان لنگان به پاي صندوق ببرند، تا او انگشت اشاره‌اش را در جوهر رذالت «بنفش» فرو كند، و به آنها مجال بدهند كه با نيش كشيده تا بناگوش بگويند، كه مثلا: «ما اينيم ها!».

۴-فرا آمدن ابعاد جنايات نظام ولايت فقيه بخصوص قتل عام زندانيان مجاهد و مبارز به سطح مناظره در خيمه شب بازي، آنهم از زبان خود متهمان درجه يك! -كه البته با«بي تدبيري!» ناخواسته و خارج از كنترل مهندسي صورت گرفت- قطعا با پايان نمايش، پايان نمي‌گيرد. امواج پيامدهاي پرده برداشتن از جنايات و دزدي و فساد همراه با جنبش رو به فزاينده دادخواهي، تمام باندهاي نظام را در مي‌نوردد. برخلاف تصورات خام خيالانه، بعد از اين نمايش، تماميت نظام ولايت فقيه، طلسم‌ شكسته‌تر، ناتوان‌تر، بي‌آبروتر شد و بحران در رأس نظام صدها بار شديدتر خواهد شد. راه خيزش و خروشهاي مردم به جان آمده هموارتر و نظام بايد منتظر «سيلي‌هاي» سنگين مردم ايران بر بناگوش ولي فقيه باشد. نمونه: تنها چند ساعت از اعلام پايان نمايش نگذشته بود كه خروش مردم در تهران با شعار «سبز و بنفش نداره، جنبش ادامه داره» و در كرج «زنداني سياسي (آتنا دائمي) آزاد بايد گردد»، طنين انداز شد و شكفتگي خود را اعلام كرد.
سالي كه خميني مرد، مجاهدين به تعبير رهبر مقاومت ايران، با مريم دوباره متولد شدند. اين بار اما، مجاهدان آزادي يك سال قبل با پيشدستي هوشيارانه از «دامهاي» ديكتاتوري آخوندي جهيدند و اكنون به مثابه سازمان يافته‌ترين، قوي‌ترين و اصلي‌ترين مخالف سرنگوني طلب تماميت نظام ولايت فقيه، هوشيار و آماده همچون شير غران به شكار لحظه ايستاده‌ است.

Print Friendly, PDF & Email