خلل دول مستبد : سهند مهاجر

 

ز جنگ جهانی دوم به بعد

پدید آمد ارگانی‌ از بخت سعد

بخواندند آن سازمان ملل

بدادند بنیاد را صد علل

له صلح ، حقوق بشر ساختند

قلم‌ها در حسنش  بسی‌ تاختند

به یمنش تو گویی بشر در زمین

برست از ستم در یسار و یمین

چه رسوایی آمد پس آنرا به سر

رود از زبان ملل مختصر

زدن اسب را نعل حامی‌ مثل

یکی‌ می‌‌خورد میخ و هفتاد نعل

کنون گشته بازیچه قلدران

شده آلت دست آدم خوران

ملل ، متحد ، سازمان ، دل نواز

دول را کبوتر ، ملل راست باز

به اعمال ننگین شود گر نظر

بیفتد به سینه از این ننگ سر

ستم ! نام آن سازمان ملل

ستان ” میم” ، نه‌ ” خ ” ، درستش خلل

ملل نام دادن دول را خطاست

خیانت نباشد یقین پر خطاست

ملل را چه نسبت به کین و ریاست

بنامند نیرنگ خانه سزاست

! ز شورای امنیتش وای ! وای

حقوق بشر را خود او بسته نای

چه شورا و امنیتی !؟ دیدنی ‌ست

هر عضوش تکی‌ صد هزاران دنی ‌ست

از این شور و امنیت و سازمان

خدا باید آید به فریادمان

ملل خوانده شش مستبد اهرمن

همه قلدرانند اژدر دهن

از این شش دول جان خور دیوزاد

ملل در مصیبت ، دول شاد شاد

که خون خواری این یک آن پنج تن‌

ز سازش ستم کرده دوزخ وطن

به خاکی که زاده ‌اند ملت ، غریب

ز دولت رسد بمب و ز آنها فریب

چو کشتار گه‌ زادگه تن‌ به تن‌

که بیگانه را خاک یا خویشتن

روآندا و سوریه ، بوسنی ، یمن

زمین ، ظلم و مشتی غت لاف زن

ستم راست نظاره‌گر سازمان

ز حیرت ملل دیده باز و دهان

فرا خوانی ار سازمان ، دادبان

وتو ” چاره درد و درمان همان “

سر مردمان بمب آتش فشان

وتو از ” پوتین ، پینگ ” جانی فلان

که خونی و خون ریزد از هر خبر

نه‌ حیرت قلم خون نویسد اگر

ز سوز و ز آه ستم بیش تر‌

عجب نی‌ که از سینه خیزد شرر

شگفتا ! که از دیو و دد بدتران

به مهتر گهند و گه‌ بهتران

چنین بدسگالند و بدگوهرند

نمایند کز خلقتی برترند

چو گویی که انسان به ارج همسرند

همه خوار و در زیر پا بنگرند

هر آن کو تساوی برد در زوال

خیانت ندارد بجز در خیال

زمین را ببلعند لیکن نه‌ سیر

نه‌ رحمی به کودک نه‌ لطفی‌ به پیر

ز غارت و کشتار اصحاب شرّ

لجن مال صلح و حقوق بشر

فرستاده ویژه بین ! زین دول

خرفتی و یا خائنی در عمل

یکی‌ ” کوبلر ” است و دگر ” میستورا ” ! ؟

بئله سازمان ملل ا….دورا

فتاد ” آذری ” ، ” فارسی‌ ” ‌اش بدل

چنین سازمان را بگ…….زد ملل

فکن شور و امنیتش در مبال

پی‌ سود کز خون کشد در جوال

ز نفرین و لعنت هر آنچه ‌ست ریز

دعا‌ بر چنین سازمان لعن نیز

به هر کس کند عدل و حق را وتو

سزد از ملل فحش ، من ، او و تو

Print Friendly, PDF & Email